تاریخ انتشار : پنجشنبه 9 بهمن 1404 - 21:22
کد خبر : 12660

انتخابات هفتم شورای شهر تهران زیر سایه بازگشت سیاسیون و ظهور نسل دغدغمندان

انتخابات هفتم شورای شهر تهران زیر سایه بازگشت سیاسیون و ظهور نسل دغدغمندان

کمتر دوره‌ای از انتخابات شورای شهر تهران را می‌توان پیدا کرد که چنین تنوع سنگینی از چهره‌ها را یک‌جا در خود جمع کرده باشد؛ از وزرا و استانداران سابق تا فعالان رسانه، مدیران شهری، دانشگاهیان، پژوهشگران، مستندسازان، مدیران روابط عمومی، و حتی چهره‌های فرهنگی و مذهبی. تهران این‌بار با صحنه‌ای روبه‌روست که ترکیبش بیش از یک «رقابت انتخاباتی» به یک «آزمایشگاه اجتماعی» می‌ماند: آیا شهر اجازه می‌دهد رخداد جدیدی در حکمرانی محلی شکل بگیرد، یا باز هم سیاست‌زدگی قدیمی‌تر و قوی‌تر از هر جریان تازه‌نفسی خواهد بود؟

چهره‌های تازه، صف‌بندی‌های قدیم

 

کمتر دوره‌ای از انتخابات شورای شهر تهران را می‌توان پیدا کرد که چنین تنوع سنگینی از چهره‌ها را یک‌جا در خود جمع کرده باشد؛ از وزرا و استانداران سابق تا فعالان رسانه، مدیران شهری، دانشگاهیان، پژوهشگران، مستندسازان، مدیران روابط عمومی، و حتی چهره‌های فرهنگی و مذهبی. تهران این‌بار با صحنه‌ای روبه‌روست که ترکیبش بیش از یک «رقابت انتخاباتی» به یک «آزمایشگاه اجتماعی» می‌ماند: آیا شهر اجازه می‌دهد رخداد جدیدی در حکمرانی محلی شکل بگیرد، یا باز هم سیاست‌زدگی قدیمی‌تر و قوی‌تر از هر جریان تازه‌نفسی خواهد بود؟

ورود پررنگ نسل علمی و پژوهشی؛ از حاشیه به متن

یکی از تفاوت‌های مهم این دوره، ورود کم‌سابقه چهره‌های علمی و پژوهشی است؛ افرادی که سال‌ها در اتاق‌های فکر، مراکز مطالعاتی و حوزه‌های تخصصی کار کرده‌اند اما کمتر خودشان را در معرض انتخابات قرار داده بودند.

نام‌هایی مانند:

علیرضا محمدی – رئیس اسبق مرکز مطالعات و رفاه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی

فاطمه عزیزخانی – پژوهشگر و عضو حلقه‌های تخصصی در حوزه حکمرانی شهری

محمدرضا طالب‌نژاد – از مرکز پژوهش‌های مجلس

سعید عبدالملکی – پژوهشگر، استاد دانشگاه و فعال اجتماعی

نمونه‌هایی از این جریان تازه‌اند.

این طیف برخلاف بسیاری از چهره‌های سیاسی و رسانه‌ای، بیش از آنکه دنبال دیده‌شدن باشند، با «چشم ابزارسازی برای شهر» وارد رقابت شده‌اند. سال‌هاست مدیریت شهری تهران از فقدان نیروهای تحلیلی، متخصص و داده‌محور رنج می‌برد؛ شاید این دوره نخستین بار باشد که جریان پژوهشی خود را نه در حاشیه، بلکه در خط شروع می‌بیند.

در مقابل، یلغار چهره‌های سیاسی قدیمی

در سوی دیگر ماجرا، جریان پرقدرت چهره‌های سیاسی، حزبی و مدیریتی قرار دارد؛ چهره‌هایی که برخی‌شان سابقه طولانی در شورای شهر، مجلس، استانداری، وزارت و مدیریت شهرداری دارند.

این طیف گسترده از مهدی چمران، رحمت‌الله حافظی و حسن بیادی گرفته تا چهره‌هایی چون علیرضا فخاری، محمدمهدی تندگویان، پیروز حناچی، عبدالمطهر محمدخانی، علی پیرحسینلو، علی اعطا، سکینه اشرفی، حمیدرضا صارمی و حمزه شکیب را شامل می‌شود.

در میان آنان، نام‌های پرحاشیه و تأثیرگذار رسانه‌ای نیز کم نیست:

وحید اشتری، یاسر جبرائیلی، عبدالله گنجی، حسین الله‌کرم، محمدصادق جوادی‌حصار، محمدرضا جلائی‌پور، سپهر خلجی و حتی چهره‌هایی مانند رائفی‌پور یا محمدحسین رنجبران.

این حضور گسترده نشان می‌دهد جریان سیاسی تهران هنوز تمایل ندارد جای خود را به نسل فنی و تکنوکرات بدهد.

طیف سوم؛ مدیران شهری، تکنسین‌های مدیریت و بدنه شهرداری

گروه دیگری که در این دوره حضور پررنگی دارد، مدیران میانی و ارشد شهرداری است: از جلال ملکی سخنگوی آتش‌نشانی تا مدیران خدمات شهری، مدیران مناطق، مدیران روابط عمومی و شبکه گسترده‌ای از مدیران سابق معاونت‌ها. این طیف معمولاً «شناخته شده» اما نه «تعیین‌کننده» بوده است. اما تعداد بالای آن‌ها در این دوره نشان می‌دهد بدنه دیوان‌سالاری شهرداری نیز احساس کرده وقت ورود مستقیم به سیاست شهری رسیده است.

آیا تنوع چهره‌ها به تنوع نگاه و کارآمدی می‌انجامد؟ یا باز هم «چهره‌های قوی‌ رسانه‌ای و سیاسی» بر «چهره‌های متخصص» سایه خواهند انداخت؟

تهران نیازمند چه کسی است؟

مسئله این دوره دقیقاً همین است. شهر در وضعیتی نیست که صرفاً با چهره‌های شناخته‌شده اداره شود. تهران: با فرونشست زمین دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ با بحران آلودگی هوا هر زمستان خفه می‌شود. با ناایمنی ساختمان‌ها و زلزله بالقوه تهدید می‌شود. با شکاف اجتماعی شمال/جنوب زیرپوستی می‌جنگد و با روابط عمومی‌های شلوغ و سیاست‌زده شهرداری درگیر است این شهر، نه سیاستمدار بیشتر می‌خواهد، نه شوآف رسانه‌ای بیشتر. تهران نیازمند نسل جدیدی از چهره‌هاست؛ افرادی که «برای شهر کار می‌کنند» نه اینکه «از شهر سکوی کار سیاسی بسازند».

فرصت و خطر تهران ۱۴۰۶

این دوره از انتخابات شورا، شاید یکی از نادرترین لحظه‌هاست: برای نخستین بار، سیاسیون، مدیران و پژوهشگران تقریباً با تعداد برابر پا به میدان گذاشته‌اند. اما پیروز نهایی را نه تعداد چهره‌ها، بلکه اولویت‌های رأی‌دهندگان تعیین می‌کند: آیا تهران، باز هم به حافظه سیاست برمی‌گردد؟ یا این‌بار به آینده تخصصی خود رأی می‌دهد؟ تهران در این انتخابات نه به دنبال چهره، که به دنبال «نسل جدید حکمرانی شهری» است.

 

نویسنده فعال اجتماعی : عباس صفائی مهر

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.