تاریخ انتشار : چهارشنبه 17 تیر 1405 - 13:35
کد خبر : 16817

از وداع تا تشییع؛ ایران برای بیعت با مکتب خامنه‌ای به میدان آمد

از وداع تا تشییع؛ ایران برای بیعت با مکتب خامنه‌ای به میدان آمد

خیابان‌ها میزبان میلیون‌ها عزاداری بود که وداع با امام شهید را به روایت یک عهد تاریخی بدل کردند.

خیابان‌ها میزبان میلیون‌ها عزاداری بود که وداع با امام شهید را به روایت یک عهد تاریخی بدل کردند.

تهران از نخستین ساعات شنبه دیگر شبیه روزهای معمولی نبود. خیابان‌هایی که همیشه محل عبور خودروها بودند، آرام‌آرام به مسیر حرکت مردمی تبدیل شدند که از شهرهای مختلف خود را به پایتخت رسانده بودند؛ برخی با کوله‌ای بر دوش، برخی با پرچمی در دست و برخی فقط با عکسی از آقا سیدعلی خامنه‌ای که آن را همچون عزیزی در آغوش گرفته بودند.

مراسم وداع با پیکر «آقای شهید ایران» از صبح شنبه آغاز شد و تا دوشنبه، تهران شاهد یکی از گسترده‌ترین اجتماعات مردمی سال‌های اخیر بود.

میلیون‌ها نفر در خیابان‌های منتهی به محل تشییع حاضر شدند؛ حضوری که فقط با شمارش جمعیت قابل توصیف نبود، زیرا آنچه در میان انبوه انسان‌ها جریان داشت، بیش از یک مراسم سوگواری، روایت مشترک مردمی از یک دوره تاریخی بود.

از فراز ساختمان‌های اطراف، مسیر تشییع شبیه دریایی شده بود به رنگ‌ سرخ. پرچم‌های سرخ یا لثارات الخامنه‌ای در دست انبوه عزادارانی که لباس‌ مشکی به تن داشتند موج می‌زد.

دوربین‌ها هرجا می‌چرخیدند، با موج تازه‌ای از جمعیت روبه‌رو می‌شدند؛ مردمی که ساعت‌ها در گرمای تابستان ایستاده بودند تا برای آخرین بار با رهبر خود وداع کنند.

اما قاب‌های ماندگار این مراسم را نه تصاویر هوایی، بلکه چهره‌های مردم ساختند.

در گوشه‌ای از مسیر، مردی روی زمین نشسته بود. چفیه‌ای را روی صورتش کشیده و قاب عکسی از آقای کشوردوست را در آغوش گرفته بود.

سکوتش از هر شعاری رساتر بود؛ گویی آن قاب، تنها تصویر یک رهبر نبود، بلکه بخشی از خاطرات شخصی و جمعی نسلی را در خود جای داده بود که چهار دهه با نام او زیسته بودند.

از فراز ساختمان‌های اطراف، مسیر تشییع شبیه دریایی شده بود به رنگ‌ سرخ. پرچم‌های سرخ یا لثارات الخامنه‌ای در دست انبوه عزادارانی که لباس‌ مشکی به تن داشتند موج می‌زد.

چند قدم آن‌سوتر، زنی جوان در میان جمعیت تابلویی در دست داشت که روی آن نوشته شده بود: «خونخواه رهبریم» و پایین همان جمله، عبارت انگلیسی We are the seekers of vengeance دیده می‌شد.

انتخاب زبان انگلیسی در کنار شعار فارسی، فقط یک ترجمه نبود؛ پیامی بود که مخاطبش فراتر از مرزهای ایران تعریف شده بود. بسیاری از دست‌نوشته‌ها، پلاکاردها و شعارهای مردم نیز همین ویژگی را داشتند؛ گویی شرکت‌کنندگان تلاش می‌کردند روایت خود از این تشییع را نه فقط برای حاضران، بلکه برای افکار عمومی جهان بازگو کنند.

در میان قاب‌های به‌یادماندنی مراسم، تصویری دیگر نیز توجه بسیاری را جلب می‌کرد؛ تصویری از تنوع مردمی که برای بدرقه آمده بودند.

در یک سوی خیابان، مردی با چفیه و پرچم سه‌رنگ ایران قدم برمی‌داشت و در سوی دیگر، زنی با پوششی متفاوت، سوار بر اسکوتر و با پرچم سرخ «لبیک یا خامنه‌ای» در مسیر حرکت می‌کرد.

پیر و جوان، زن و مرد، خانواده‌ها، دانشجویان، بازاریان، روحانیون و افرادی با سبک‌های متفاوت پوشش و زندگی، همگی در یک مسیر و با یک مقصد دیده می‌شدند.

این قاب، روایتگر آن بود که دست‌کم در این مراسم، حضور مردم محدود به یک قشر یا ظاهر خاص نبود و اقشار گوناگون جامعه، هر کدام با انگیزه و برداشت خود، در این بدرقه تاریخی سهیم شده بودند.
همین تنوع، معنای متفاوتی به تشییع «آقای شهید ایران» می‌بخشید. بسیاری آمده بودند تا از رهبر سیاسی خود خداحافظی کنند، گروهی مرجع دینی خود را بدرقه می‌کردند و عده‌ای نیز برای ادای احترام به شخصیتی حاضر شده بودند که به باور آنان، در چهار دهه گذشته نماد استقلال، اقتدار و مقاومت ایران بود.

خیابان‌های تهران در آن روز، فقط محل اجتماع همفکران نبود؛ صحنه حضور انسان‌هایی بود که با ظاهرها، نسل‌ها و تجربه‌های متفاوت، در یک نقطه به یکدیگر رسیده بودند.

اما شاید مهم‌ترین ویژگی این تشییع، روایت مشترکی بود که در میان مردم بارها تکرار می‌شد؛ روایتی که قائد امت را صرفاً یک مرجع دینی یا یک رهبر سیاسی معرفی نمی‌کرد، بلکه او را معمار قرائتی از اسلام می‌دانست که از نگاه آنان، تشیع را از انزوای تاریخی خارج و به بازیگری فعال در معادلات منطقه‌ای و جهانی تبدیل کرد.

در گفت‌وگوهای مردمی، بارها مفاهیمی چون «عزت»، «اقتدار»، «استقلال»، «مقاومت» و «دفاع از مظلومان» شنیده می‌شد؛ واژه‌هایی که در ذهن شرکت‌کنندگان، با نام او پیوند خورده بود. برای بسیاری از آنان، اسلام مورد تأکید رهبر شهید انقلاب، تنها مجموعه‌ای از مناسک فردی نبود؛ بلکه مکتبی بود که وظیفه خود را حضور در متن تحولات جهان اسلام و ایستادگی در برابر نظم‌های سلطه‌گر تعریف می‌کرد.

همین نگاه را می‌شد در پرچم‌های برافراشته مقاومت، تصاویر شهدای جبهه مقاومت و شعارهای مردم مشاهده کرد.

نام حاج قاسم سلیمانی بارها در میان جمعیت شنیده می‌شد و بسیاری، مسیر فکری و سیاسی او را ادامه همان مکتبی می‌دانستند که شهید سیدعلی خامنه‌ای نمایندگی می‌کرد.

برای بخش قابل توجهی از حاضران، مهم‌ترین میراث امام شهید، تغییر تصویر جهانی از تشیع بود؛ اینکه تشیع دیگر فقط مذهبی محدود به مناسک و حوزه‌های علمیه نیست، بلکه در عرصه سیاست، امنیت، فناوری، قدرت دفاعی و معادلات منطقه‌ای نیز نقش‌آفرینی می‌کند.

در نگاه آنان، این همان تحولی بود که عزت و هویت تازه‌ای به جهان تشیع بخشید و آن را از یک هویت صرفاً تاریخی به جریانی اثرگذار در تحولات معاصر تبدیل کرد.

دختر جوانی را دیدم که در حال نوشتن پیامی بود؛‌ وقتی متوجه شد که من خبرنگارم پیامش را برایم ارسال کرد.

نوشته بود: «من میمیرم برای اسلام خمینی و خامنه‌ای؛ من می‌میرم  برای این اسلامی که بازی رو بهم می‌زنه، از همه‌ی نظم‌های بین‌المللی قرائت جدید ارائه می‌ده، با لگد می‌کشه زیر میز کفر، برای خودش شخصیت تعریف می‌کنه و به جای اینکه فقط طفیلی استکبار باشه و یه گوشه از عالم احکام غسل کردن و خمس دادن رو به‌روز کنه، به دنیا چهره‌ی جدیدی از تشیع رو نشون می‌ده و تصور جهانی رو که فکر می‌کرده هنوز ما تو شیعه خونه‌ی امام زمان‌ با شتر تردد می‌کنیم رو با آخرین مدل‌های موشک تصحیح میکنه.من چطور نادیده بگیرم فرق اسلامی که یک گوشه نشسته و کار به کار هیچ‌چیز نداره تا امام زمان بیاد نجاتش بده رو با اسلامی که سعی میکنه در حد توان باری از رو دوش امام زمان برداره. من اسلام سلیمانی رو می‌خوام که می‌گه سی ساله نخوابیدم که مبادا تو غفلت من اون طفل بی‌گناه رو سر ببرن؛ نه اسلامی که تنها هنرش گفتن از کیفیت بریدن سر سیدالشهدا تو روضه‌هاست. بدون هیچ پیوند و عبرت و درسی. من بنده‌ی اسلام خامنه‌ای‌ام.»

شاید که نه، حتما به همین دلیل است که تشییع شهید سیدعلی خامنه‌ای را نمی‌توان فقط در قاب یک خبر یا گزارش تصویری خلاصه کرد.

برای میلیون‌ها نفری که از شنبه تا پنجشنبه در خیابان‌های تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد حضور یافته و خواهند یافت، این مراسم تنها بدرقه یک رهبر نبوده و نیست؛ تجدید بیعت با گفتمانی است که آن را عامل عزت، استقلال و اقتدار ایران و امت اسلامی می‌دانند.

 

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.