انسان‌زدایی از انسان و گسست معنا در جهان معاصر؛ خوانشی بر آثار آلبر کامو
از «بیگانه» تا «افسانه سیزیف»: چگونه انسان معاصر در برهوت بی‌معنایی رها شد؟

انسان‌زدایی از انسان و گسست معنا در جهان معاصر؛ خوانشی بر آثار آلبر کامو

با انقلاب صنعتی، پیشرفت تکنولوژی و پیدایش نظام سرمایه‌داری، پارادایم جدیدی در جهان غرب شکل گرفت که ریشه در سوبژکتیویسم دکارت، اصالت «من اندیشنده» و شکل‌گیری اومانیسم داشت؛ پارادایمی که نادیده‌انگاشتن قلمروهای قدسی و نگاه «شی‌واره» به انسان را در پی آورد و وجود آدمی را به یک شیء یا عدد در سیستم تقلیل داد. محمد فرهمند سرابی، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی، در یادداشتی با عنوان «انسان‌زدایی از انسان و گسست معنا در جهان معاصر؛ با تکیه بر آثار آلبر کامو» می‌کوشد این فرایند معنازدایی را در آینه دو اثر شاخص کامو، «بیگانه» و «افسانه سیزیف»، بازخوانی کند و نشان دهد که چگونه انسان معاصر، از درون خالی و از خود بیگانه شد؛ اما در برابر این پوچی، راهی جز تسلیم و خودکشی وجود دارد؟ یادداشت با نقد موضع کامو، بر «اراده معطوف به معنا» و کنشگری معنوی به عنوان تکیه‌گاهی برای بهزیستی روانی انسان تأکید می‌کند.

هنر به مثابه شیوه‌ای از زیستن؛ از نگاه تجملی تا نگاه زندگی‌محور
چگونه هنر می‌تواند از قاب موزه بیرون بیاید و در متن زندگی روزمره حضور یابد؟

هنر به مثابه شیوه‌ای از زیستن؛ از نگاه تجملی تا نگاه زندگی‌محور

در تاریخ زیبایی‌شناسی و اندیشه‌ورزی، دو رویکرد متفاوت نسبت به هنر وجود دارد: یکی نگاه تجملاتی که هنر را امری فاخر، دور از زندگی روزمره و محدود به موزه‌ها و محافل خاص می‌بیند، و دیگری نگاه زندگی‌محور که هنر را بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه انسانی می‌داند؛ نگاهی که در آن هنر از برج عاج پایین می‌آید و وارد کوچه‌ها، خانه‌ها، روابط انسانی، رنج‌ها و شادی‌ها می‌شود. محمد فرهمند سرابی، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی، در یادداشتی با عنوان «هنر به مثابه شیوه‌ای از زیستن» می‌کوشد این تغییر جایگاه را تبیین کند و نشان دهد که هنر نه زینتی برای زندگی، بلکه یکی از راه‌های انسانی‌تر کردن زندگی است؛ راهی که به ما می‌آموزد دقیق‌تر ببینیم، عمیق‌تر بشنویم و حساس‌تر احساس کنیم.

پیوست فرهنگی باید قدرت اصلاح تصمیم را داشته باشد؛ توسعه بدون توجه به زندگی مردم، توسعه‌ای ناقص است
در برنامه زنده «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ مطرح شد

پیوست فرهنگی باید قدرت اصلاح تصمیم را داشته باشد؛ توسعه بدون توجه به زندگی مردم، توسعه‌ای ناقص است

عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی، در برنامه زنده «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ، با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد مدیریتی به پیوست فرهنگی گفت: مسئله امروز کشور صرفاً شناخت پیامدهای فرهنگی پروژه‌ها نیست، بلکه تبدیل این شناخت به تصمیم‌های بهتر، اجرای عادلانه‌تر و پاسخ‌گویی بیشتر است. وی با تشریح راهکارهای اجرایی، سازوکارهای سنجش علمی و چگونگی مواجهه با تعارض میان توسعه و هویت محلی، تصریح کرد که پیوست فرهنگی باید بتواند پیش از اجرای پروژه، طراحی و شیوه اجرای آن را اصلاح کند و در برابر آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیر، هشدار کارشناسی مؤثر ارائه دهد.

صفایی‌مهر: پیوست فرهنگی باید بتواند تصمیم را تغییر دهد، نه اینکه به گزارش تشریفاتی تبدیل شود
روتیتر: در برنامه زنده «میز فرهنگ» رادیو سراسری فرهنگ بررسی شد

صفایی‌مهر: پیوست فرهنگی باید بتواند تصمیم را تغییر دهد، نه اینکه به گزارش تشریفاتی تبدیل شود

در برنامه زنده «میز فرهنگ» که روز یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ از رادیو سراسری فرهنگ پخش شد، ناصر قوام‌پور، مجری برنامه، با عباس صفایی‌مهر درباره چیستی پیوست فرهنگی، نسبت آن با توسعه، چالش‌های اجرایی آن در ایران و معیارهای تشخیص یک پیوست فرهنگی واقعی گفت‌وگو کرد. صفایی‌مهر در این برنامه تأکید کرد که پیوست فرهنگی زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند پیش از اجرای پروژه، آثار آن بر شیوه زندگی، روابط اجتماعی، هویت، حافظه و منابع فرهنگی را آشکار و در صورت لزوم، خود تصمیم را اصلاح کند.

سلامت روان کارکنان با غربالگری تنها تأمین نمی‌شود
در نشست تخصصی «سلامت روان، فرسودگی و آسیب‌های اجتماعی در محیط کار»، بر اصلاح شرایط کاری، تقویت احساس تعلق و حمایت از کارکنان تأکید شد.

سلامت روان کارکنان با غربالگری تنها تأمین نمی‌شود

سخنرانان نشست تخصصی «سلامت روان، فرسودگی و آسیب‌های اجتماعی در محیط کار» با تأکید بر نقش شرایط شغلی و روابط سازمانی در سلامت نیروی کار، خواستار توجه هم‌زمان به پیشگیری از عوامل آسیب‌زا، حمایت تخصصی و ایجاد محیط‌های کاری امن و حمایتگر شدند.