تاریخ انتشار : چهارشنبه 6 آبان 1405 - 9:56
کد خبر : 19012

روتیتر: در برنامه زنده «میز فرهنگ» رادیو سراسری فرهنگ بررسی شد

صفایی‌مهر: پیوست فرهنگی باید بتواند تصمیم را تغییر دهد، نه اینکه به گزارش تشریفاتی تبدیل شود

صفایی‌مهر: پیوست فرهنگی باید بتواند تصمیم را تغییر دهد، نه اینکه به گزارش تشریفاتی تبدیل شود
در برنامه زنده «میز فرهنگ» که روز یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ از رادیو سراسری فرهنگ پخش شد، ناصر قوام‌پور، مجری برنامه، با عباس صفایی‌مهر درباره چیستی پیوست فرهنگی، نسبت آن با توسعه، چالش‌های اجرایی آن در ایران و معیارهای تشخیص یک پیوست فرهنگی واقعی گفت‌وگو کرد. صفایی‌مهر در این برنامه تأکید کرد که پیوست فرهنگی زمانی معنا پیدا می‌کند که بتواند پیش از اجرای پروژه، آثار آن بر شیوه زندگی، روابط اجتماعی، هویت، حافظه و منابع فرهنگی را آشکار و در صورت لزوم، خود تصمیم را اصلاح کند.

به گزارش خبرنگار قاصدک شرق،دکتر عباس صفایی‌مهر در گفتگو با ناصر قوام‌پور در برنامه «میز فرهنگ» تأکید کرد: مسئله اصلی پیوست فرهنگی، افزودن یک گزارش به انتهای پروژه نیست؛ بلکه واردکردن ملاحظات فرهنگی به متن تصمیم، پیش از تثبیت طرح، بودجه و قرارداد است.

هیچ تصمیم بزرگی از نظر فرهنگی خنثی نیست

در آغاز این گفتگو، صفایی‌مهر با اشاره به اینکه نباید موضوع پیوست فرهنگی را صرفاً از خود واژه «پیوست» آغاز کرد، گفت مسئله بنیادی‌تر این است که هر تصمیم عمومی چه چیزی را در جامعه تغییر می‌دهد.

وی توضیح داد: ما در ساختار اداری، پروژه‌ها را به حوزه‌های مختلف تقسیم می‌کنیم؛ یک پروژه را اقتصادی، دیگری را عمرانی، دیگری را حمل‌ونقلی و پروژه‌ای دیگر را فرهنگی می‌نامیم، اما زندگی مردم به این صورت تفکیک‌شده نیست.

به گفته وی، یک خیابان، خط مترو، مجتمع تجاری، پروژه مسکن، دانشگاه، سد، پلتفرم دیجیتال یا حتی یک قانون اقتصادی، فقط کارکرد مستقیم خود را ندارد و ممکن است هم‌زمان بر الگوی رفت‌وآمد، سکونت، روابط خانوادگی، شبکه همسایگی، مصرف، ارتباط نسل‌ها، احساس تعلق و حافظه یک مکان نیز اثر بگذارد.

صفایی‌مهر تصریح کرد: «نخستین اصل برای فهم پیوست فرهنگی این است که هیچ تصمیم کلانی از نظر فرهنگی کاملاً خنثی نیست، حتی اگر هدف اولیه آن فرهنگی نباشد.»

وی افزود که فرهنگ در این بحث نباید فقط به کتاب، سینما، موسیقی یا فعالیت‌های رسمی فرهنگی محدود شود، بلکه فرهنگ مجموعه‌ای از معناها، ارزش‌ها، هنجارها، عادت‌ها، شیوه‌های زندگی، روابط اجتماعی، حافظه جمعی، آیین‌ها، دانش بومی و الگوهای استفاده مردم از مکان است.

او گفت: «گاهی چیزی که برای برنامه‌ریز فقط یک فضای فیزیکی است، برای مردم محل خاطره، ارتباط، اعتماد و هویت است. بنابراین ارزش یک مکان را نمی‌توان صرفاً با قیمت اقتصادی آن سنجید.»

پیوست فرهنگی؛ ضمیمه پروژه یا بخشی از تصمیم؟

ناصر قوام‌پور در ادامه از صفایی‌مهر پرسید وقتی از «پیوست فرهنگی» سخن گفته می‌شود، دقیقاً منظور چیست و آیا این پیوست گزارشی است که پس از طراحی پروژه به آن ضمیمه می‌شود یا باید بخشی از خود فرایند تصمیم‌گیری باشد؟

صفایی‌مهر در پاسخ گفت خود واژه «پیوست» ممکن است این تصور را ایجاد کند که ابتدا پروژه طراحی و تصمیم نهایی می‌شود و بعد یک گزارش فرهنگی به آن اضافه می‌شود، در حالی که فلسفه اصلی پیوست فرهنگی عکس این فرایند است.

وی گفت: «فرهنگ باید قبل از قطعی‌شدن تصمیم وارد خود فرایند تصمیم‌گیری شود. یعنی پیش از اینکه مکان پروژه، ابعاد آن، شیوه اجرا و منابعش تثبیت شود، باید ببینیم این تصمیم با زندگی مردم چه نسبتی دارد و چه چیزی را در آن تغییر می‌دهد.»

به گفته صفایی‌مهر، رابطه میان پروژه و فرهنگ دوطرفه است. از یک سو، فرهنگ موجود جامعه بر موفقیت یا شکست پروژه اثر می‌گذارد و ممکن است یک طرح از نظر مهندسی درست باشد اما با شیوه زندگی مردم، روابط خانوادگی، حریم یا الگوی استفاده آنها از فضا سازگار نباشد. از سوی دیگر، خود پروژه نیز می‌تواند فرهنگ را تغییر دهد.

وی در توضیح این موضوع گفت: «یک بزرگراه فقط مسیر خودرو را تغییر نمی‌دهد؛ ممکن است یک محله را دو قسمت کند، اقتصاد محلی را تغییر دهد، قیمت زمین را جابه‌جا کند، روابط همسایگی را کاهش دهد و نهایتاً بر هویت محل اثر بگذارد.»

آثار فرهنگی همیشه مستقیم و فوری نیستند

این پژوهشگر با اشاره به یکی از پیچیدگی‌های مهم ارزیابی فرهنگی گفت بسیاری از آثار فرهنگی نه فوری‌اند و نه مستقیماً پس از اجرای یک پروژه مشاهده می‌شوند.

صفایی‌مهر برای توضیح این مسئله گفت ممکن است احداث مترو دسترسی به یک منطقه را افزایش دهد؛ افزایش دسترسی، ارزش زمین را بالا ببرد؛ افزایش ارزش زمین موجب رشد اجاره شود؛ بخشی از ساکنان یا کسبه قدیمی از محله خارج شوند و بعد از چند سال ترکیب اجتماعی و هویت محله تغییر کند.

وی افزود: «گاهی مهم‌ترین اثر فرهنگی پروژه در حلقه چهارم یا پنجم پیامدها ظاهر می‌شود. بنابراین پیوست فرهنگی نباید فقط اثر مستقیم تصمیم را ببیند؛ باید زنجیره پیامدهای تصمیم را دنبال کند.»

به گفته او، همین مسئله ضرورت شناخت «خط پایه» را نیز نشان می‌دهد. اگر پیش از پروژه ندانیم میزان تعلق، روابط همسایگی، وضعیت کسب‌وکارهای محلی یا عناصر هویتی یک محله چگونه بوده است، پس از اجرای پروژه نمی‌توان به‌درستی تشخیص داد که چه چیزی بر اثر پروژه تغییر کرده است.

صفایی‌مهر همچنین تأکید کرد که آثار یک پروژه برای همه گروه‌های اجتماعی یکسان نیست و گفت: «افزایش قیمت زمین برای مالک ممکن است منفعت باشد، اما برای مستأجر ممکن است به معنای خروج از محله باشد. بنابراین پیوست فرهنگی فقط نمی‌پرسد اثر پروژه چیست؛ می‌پرسد منفعت آن به چه کسی می‌رسد و هزینه آن را چه کسی می‌پردازد.»

 

پیوست فرهنگی باید امکان اصلاح پروژه را داشته باشد

صفایی‌مهر در بخش دیگری از این گفتگو، تفاوت پیوست فرهنگی با «فرهنگ‌سازی» را مورد توجه قرار داد.

وی گفت در برخی موارد، پس از اتخاذ تصمیم گفته می‌شود باید مردم را نسبت به پروژه اقناع یا برای آن فرهنگ‌سازی کرد، در حالی که پیوست فرهنگی باید یک سؤال مقدم‌تر مطرح کند: «آیا ممکن است خود تصمیم نیاز به اصلاح داشته باشد؟»

او افزود: «فرهنگ‌سازی بیشتر می‌پرسد چطور مردم را با پروژه سازگار کنیم، اما پیوست فرهنگی باید بتواند بپرسد آیا پروژه با زندگی مردم سازگار طراحی شده است یا نه.»

صفایی‌مهر تأکید کرد: «اگر پیوست فقط بتواند درباره پروژه توضیح بدهد، گزارش است؛ زمانی به پیوست واقعی تبدیل می‌شود که بتواند چیزی را در تصمیم اصلی تغییر دهد.»

به گفته وی، این تغییر می‌تواند شامل اصلاح محل، مسیر، مقیاس، زمان‌بندی، شیوه اجرا یا حتی انتخاب یک گزینه متفاوت باشد.

 

آیا پیوست فرهنگی سرعت توسعه را کاهش می‌دهد؟

قوام‌پور در ادامه با طرح این پرسش که آیا الزام به تهیه پیوست فرهنگی ممکن است موجب کندی پروژه‌ها و افزایش بوروکراسی شود، نسبت میان پیوست فرهنگی و توسعه را مطرح کرد.

صفایی‌مهر گفت این نگرانی قابل اعتناست و نباید آن را نادیده گرفت.

وی اظهار کرد: «اگر بخواهیم برای هر پروژه کوچک و بزرگ یک گزارش مفصل، چند کمیته و چند مرحله اداری ایجاد کنیم، طبیعی است که پیوست خودش به بوروکراسی تبدیل شود.»

اما به گفته او، باید میان «سرعت تصمیم‌گیری» و «سرعت توسعه» تفاوت قائل شد.

وی توضیح داد: «ممکن است یک پروژه را خیلی سریع تصویب کنیم، اما بعد از اجرا چند سال درگیر اعتراض اجتماعی، اصلاح طراحی یا هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده آن باشیم. در این وضعیت تصمیم سریع گرفته شده، اما توسعه سریع اتفاق نیفتاده است.»

صفایی‌مهر افزود بنابراین سؤال اصلی این نیست که پیوست چند ماه زمان می‌گیرد، بلکه باید پرسید آیا زمانی که صرف مطالعه می‌شود، احتمال یک خطای بسیار پرهزینه‌تر در آینده را کاهش می‌دهد یا صرفاً گردش اداری ایجاد می‌کند.

 

همه پروژه‌ها به یک سطح از پیوست نیاز ندارند

وی در ادامه گفت نظام حرفه‌ای پیوست‌نگاری باید مبتنی بر «غربالگری» باشد.

به گفته صفایی‌مهر، پروژه‌ای کوچک، کوتاه‌مدت و برگشت‌پذیر نباید همان سطح ارزیابی را داشته باشد که یک سد، بزرگراه، شهر جدید یا پروژه‌ای که موجب جابه‌جایی جمعیت می‌شود.

او گفت: «هرچه دامنه اثر، تعداد افراد تحت تأثیر، مدت اثر و برگشت‌ناپذیری آن بیشتر باشد، ارزیابی نیز باید عمیق‌تر شود.»

صفایی‌مهر افزود بعد از غربالگری باید دامنه مطالعه نیز تعیین شود؛ زیرا مسائل فرهنگی یک سد با مسائل فرهنگی مترو یا یک پلتفرم دیجیتال یکسان نیست.

وی تصریح کرد: «پیوست خوب باید مسئله‌محور و متناسب با ریسک خود پروژه باشد، نه اینکه یک چک‌لیست ثابت را برای همه طرح‌ها پر کنیم.»

 

پیشگیری از آسیب باید بر جبران مقدم باشد

صفایی‌مهر در ادامه به منطق کاهش پیامدهای منفی اشاره کرد و گفت یک ارزیابی حرفه‌ای نباید از ابتدا به سراغ جبران خسارت برود.

وی توضیح داد: ابتدا باید بررسی کرد آیا می‌توان اساساً اثر منفی را ایجاد نکرد؛ اگر ممکن نبود، شدت آن را کاهش داد و در مرحله بعد برای بخش باقیمانده برنامه جبرانی در نظر گرفت.

او گفت: «اگر مسیر یک پروژه به یک مکان فرهنگی مهم آسیب می‌زند، اولین سؤال نباید این باشد که چقدر خسارت پرداخت کنیم؛ ابتدا باید بپرسیم آیا مسیر دیگری وجود دارد یا می‌توان طراحی را تغییر داد.»

به اعتقاد وی، همین نگاه نشان می‌دهد پیوست فرهنگی در صورت طراحی درست، ضدتوسعه نیست، بلکه ابزاری برای کاهش خطای توسعه است.

صفایی‌مهر جمع‌بندی کرد: «پیوست فرهنگی اگر بعد از تصمیم به پروژه اضافه شود، ممکن است تبدیل به اصطکاک اداری شود؛ اما اگر از ابتدا و متناسب با ریسک پروژه وارد شود، ابزار مدیریت ریسک توسعه است.»

 

مسئله ایران کمبود سند نیست؛ شکاف میان سند و تصمیم است

مجری «میز فرهنگ» در بخش دیگری از برنامه به تجربه ایران پرداخت و پرسید با وجود سابقه چندین‌ساله بحث پیوست فرهنگی، چرا هنوز درباره میزان تأثیر واقعی آن در پروژه‌های مهم تردید وجود دارد؟

صفایی‌مهر در پاسخ گفت مسئله اصلی ایران را نباید فقط در فقدان قانون یا سند جست‌وجو کرد.

وی اظهار کرد: «ما سابقه نظری داریم، سند داریم، چارچوب داریم و در قوانین و سیاست‌ها نیز این موضوع مطرح شده است. مسئله اصلی این است که این دانش فرهنگی تا چه اندازه توانسته به قدرت تصمیم‌گیری متصل شود.»

به گفته وی، گزارش‌های کارشناسی مرکز پژوهش‌های مجلس نیز در سال‌های گذشته بر همین نکته تأکید کرده‌اند که مسئله اصلی صرفاً تصویب قاعده جدید نیست و باید بررسی کرد چرا الزامات قبلی به اجرای فراگیر و مؤثر منتهی نشده‌اند.

صفایی‌مهر تأکید کرد: «من مسئله را بیشتر شکاف میان دانش و تصمیم می‌دانم. ممکن است گزارش بسیار خوبی تهیه کنیم، اما اگر آن گزارش نتواند مجوز، بودجه، قرارداد یا طراحی پروژه را تغییر دهد، هنوز وارد متن تصمیم نشده است.»

 

پیوست باید پیش از تثبیت پروژه وارد شود

وی یکی از مسائل اساسی در اجرای پیوست را زمان ورود آن دانست.

به گفته صفایی‌مهر، اگر زمین خریداری، بودجه تخصیص داده، قرارداد بسته و بخش قابل توجهی از پروژه اجرا شده باشد و بعد ارزیابی فرهنگی آغاز شود، توان اصلاح تصمیم به‌شدت کاهش می‌یابد.

وی گفت: «هرچه پروژه جلوتر رفته باشد، هزینه برگشت بیشتر است. بنابراین پیوست باید در مرحله امکان‌سنجی و انتخاب گزینه وارد شود؛ زمانی که هنوز امکان انتخاب واقعی وجود دارد.»

 

تعارض منافع ارزیاب و مجری باید جدی گرفته شود

صفایی‌مهر همچنین به مسئله استقلال ارزیابی اشاره کرد و گفت اگر همان دستگاهی که مالک و مجری پروژه است، سفارش‌دهنده مطالعه و پذیرنده نهایی نتیجه هم باشد، تعارض منافع باید مورد توجه قرار گیرد.

وی تأکید کرد این مسئله الزاماً به معنای تخلف نیست، بلکه ناشی از ساختار انگیزشی است.

او گفت پروژه‌های مهم نیازمند ارزیاب حرفه‌ای، شفافیت روش‌شناختی، امکان نقد بیرونی و در موارد مهم سازوکار داوری مستقل هستند.

 

مشارکت مردم نباید پس از قطعی‌شدن تصمیم آغاز شود

صفایی‌مهر مشارکت عمومی را یکی دیگر از اجزای اساسی پیوست فرهنگی دانست و گفت مردم فقط «موضوع مطالعه» نیستند؛ بخشی از دانش مورد نیاز برای شناخت اثر پروژه نزد خود آنان قرار دارد.

وی اظهار کرد: «ممکن است یک کارشناس آمار جمعیت و درآمد یک محله را داشته باشد، اما نداند یک میدان کوچک، یک بازارچه یا یک گذر چه معنایی برای ساکنان آن محله دارد.»

صفایی‌مهر افزود: «مشارکت واقعی زمانی معنا دارد که هنوز امکان تغییر تصمیم وجود داشته باشد. اگر تصمیم را قطعی کنیم و بعد از مردم نظر بخواهیم، بیشتر با اطلاع‌رسانی یا اقناع مواجهیم تا مشارکت.»

 

پیوست باید به بودجه و قرارداد پروژه وصل شود

این پژوهشگر یکی دیگر از مشکلات اجرای پیوست را جدایی توصیه‌های فرهنگی از سازوکار مالی و حقوقی پروژه دانست.

وی گفت اگر پیوست پیشنهاد کند فضای عمومی خاصی حفظ شود، از کسب‌وکارهای محلی حمایت شود یا برنامه پایش مشخصی اجرا شود، اما برای این اقدامات بودجه‌ای در نظر گرفته نشده باشد، احتمال اجرای آنها پایین است.

صفایی‌مهر افزود همین مسئله درباره قرارداد پیمانکار نیز صدق می‌کند.

وی گفت: «دانش فرهنگی باید به زبان مدیریت پروژه ترجمه شود؛ یعنی اگر اقدامی الزام‌آور است، باید در بودجه و قرارداد نیز دیده شود.»

به گفته وی، پیوست فرهنگی زمانی به ابزار واقعی حکمرانی تبدیل می‌شود که حداقل به پنج نقطه متصل باشد: انتخاب گزینه، مجوز، بودجه، قرارداد و ارزیابی عملکرد.

 

پیوست فرهنگی با تحویل گزارش تمام نمی‌شود

در ادامه برنامه، قوام‌پور از صفایی‌مهر درباره معیارهای تشخیص یک پیوست فرهنگی واقعی پرسید.

صفایی‌مهر گفت نخستین معیار این است که پیوست وضعیت موجود را دقیق بشناسد و برای ارزیابی خود خط پایه داشته باشد.

دوم اینکه فقط آثار مستقیم را بررسی نکند و مسیرهای غیرمستقیم و انباشتی را نیز ببیند.

سوم، گروه‌های مختلف را از هم تفکیک کند و مشخص شود چه کسانی منفعت می‌برند و چه کسانی هزینه می‌پردازند.

چهارم، مشارکت مردم در زمانی اتفاق بیفتد که هنوز امکان تغییر تصمیم وجود دارد.

پنجم، گزینه‌های جایگزین بررسی شوند.

ششم، برای آثار منفی ابتدا اجتناب، سپس کاهش و در نهایت جبران در نظر گرفته شود.

و در نهایت، پروژه پس از اجرا نیز پایش شود.

وی گفت: «اگر بعد از افتتاح پروژه هیچ‌کس برنگردد و نپرسد آیا پیش‌بینی ما درست بود یا نه، هیچ یادگیری نهادی اتفاق نمی‌افتد.»

صفایی‌مهر افزود: «پیوست فرهنگی گزارش قبل از پروژه نیست؛ باید یک چرخه باشد؛ شناخت، پیش‌بینی، اصلاح، اجرا، پایش و یادگیری.»

 

معیار نهایی؛ آیا پیوست چیزی را در تصمیم تغییر داده است؟

صفایی‌مهر در جمع‌بندی این گفتگو، مهم‌ترین معیار ارزیابی پیوست فرهنگی را میزان اثرگذاری آن بر تصمیم اصلی دانست.

وی گفت: «من فکر می‌کنم در نهایت باید یک سؤال ساده بپرسیم: این پیوست چه چیزی را در تصمیم تغییر داده است؟ آیا مسیر تغییر کرده؟ طراحی اصلاح شده؟ بودجه‌ای برای کاهش اثر در نظر گرفته شده؟ تعهدی وارد قرارداد شده؟ یا فقط گزارشی تهیه و بایگانی شده است؟»

او تأکید کرد: «پیوست حرفه‌ای باید بتواند چیزی را در تصمیم تغییر دهد، برای اقداماتش مسئول و منابع مشخص داشته باشد و بعد از اجرا هم قابل سنجش باشد. اگر هیچ‌کدام از اینها وجود نداشته باشد، بیشتر با یک پیوست کاغذی روبه‌رو هستیم تا پیوست فرهنگی واقعی.»

صفایی‌مهر در پایان گفت: «مسئله پیوست فرهنگی در ایران بیش از آنکه کمبود سند باشد، ضعف اتصال سند به تصمیم است. فرهنگ ممکن است در گزارش دیده شود، اما تا زمانی که نتواند بر گزینه، مجوز، بودجه، قرارداد و ارزیابی عملکرد اثر بگذارد، هنوز به متن حکمرانی وارد نشده است.»

برنامه «میز فرهنگ» روز یکشنبه ۳ آبان ۱۴۰۵ با اجرای ناصر قوام‌پور و تهیه کنندگی اسماعیل شامانیان و هماهنگی سرکارخانم‌ها بهاره آزادی و مژگان پارسا حسینی به‌صورت زنده از رادیو سراسری فرهنگ پخش شد.

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.