هنر در محیط کار؛ از برنامه مناسبتی تا امکان بیان، تعلق و بهزیستی

نشست تخصصی «هنر و سلامت روان در جامعه کار و تولید؛ از تجربه فردی و بیان هیجان تا پیوند اجتماعی و بهزیستی در محیط کار» سهشنبه ۲۸ مهرماه با حضور جمعی از علاقهمندان و فعالان این حوزه برگزار شد. در این نشست، عباس صفاییمهر، مشاور معاون فرهنگی و اجتماعی وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی، به طرح مسئله پرداخت و مجید اخشابی و محمد فرهمند از منظر روانشناسی، هنر، موسیقی و ادبیات درباره ظرفیتها و محدودیتهای هنر در محیط کار سخن گفتند. دبیری نشست را شبنم جهانمیر بر عهده داشت.
صفاییمهر در آغاز نشست، جامعه کار و تولید را فراتر از مناسبات اقتصادی و شغلی توصیف کرد و گفت تجربه کار، خانواده، خستگی، امید، ارتباط با همکاران و احساس تعلق نیز در شکلگیری کیفیت زندگی شغلی نقش دارند. به گفته او، فشارهای روانی گاه امکان بیان پیدا نمیکنند و به سکوت، انزوا یا تضعیف روابط میان افراد میانجامند؛ هنر میتواند راهی برای بیان تجربه و ایجاد ارتباط فراهم کند، بهشرط آنکه برنامهها متناسب با نیاز مخاطبان طراحی شوند و مشارکت و اختیار افراد در آنها جدی گرفته شود.
اخشابی: کارگر فقط نیروی تولید نیست
مجید اخشابی، هنرمند و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور، سخنانش را با طرح این پرسش آغاز کرد که آیا میتوان فردی را که از سلامت جسمانی و شغل برخوردار است، اما احساس رضایت، دیدهشدن و فرصت بیان تجربههای شخصی ندارد، برخوردار از زندگی سالم و بهزیستی دانست؟ او پاسخ داد که سلامت و کیفیت زندگی، افزون بر سلامت جسم، به روابط انسانی باکیفیت، احساس معنا، تجربه ارزشمندی و امکان مشارکت اجتماعی نیز وابسته است.
اخشابی با تأکید بر اینکه کارگر صرفاً نیروی تولید نیست، گفت هر فرد در محیط کار تجربه میکند، احساس دارد، خانواده تشکیل میدهد، خاطره میسازد، رنج میکشد و امید دارد. از این منظر، توجه به سلامت روان در کنار موضوعهایی مانند دستمزد، بیمه، ایمنی و حمایت مالی اهمیت دارد.
او یکی از ظرفیتهای هنر را فراهمکردن امکان بیان تجربههایی دانست که گفتن مستقیم آنها دشوار است. به گفته اخشابی، گاهی فرد میتواند درباره آنچه برایش رخ داده توضیح دهد، اما در تشخیص و بیان اثری که آن اتفاق بر او گذاشته ــ مانند اندوه، خستگی، نگرانی یا احساس بیعدالتی ــ با دشواری روبهروست. هنر میتواند به شناخت و صورتبندی این تجربهها کمک کند.
اخشابی همچنین میان تخلیه هیجانی و تنظیم هیجان تفاوت گذاشت و گفت استفاده از هنر در مسیر حمایت روانی باید هدفمند باشد. گوشدادن به موسیقی یا شرکت در یک برنامه هنری ممکن است به تخلیه احساسات کمک کند، اما بهتنهایی به معنای تنظیم هیجان یا درمان نیست. او با اشاره به هنردرمانی فعال و غیرفعال توضیح داد که مشارکت فرد در ساختن، اجراکردن یا بازآفرینی اثر هنری میتواند حواس و انرژی او را بیشتر درگیر کند و فرصت تجربه عاملیت و توانایی را فراهم آورد.
او درباره کاربرد هنر در محیط کار نیز به تجربهای پژوهشی در یک کارخانه خودروسازی اشاره کرد که در آن، موسیقیهای متناسب با شرایط کاری در چند نوبت از بلندگوهای کارگاه پخش شده بود. اخشابی گفت این تجربه با استقبال اولیه محتاطانه مدیران روبهرو شد، اما نتایج آن مثبت ارزیابی شد و پخش موسیقیهای انتخابشده ادامه پیدا کرد. او این نمونه را نشانهای از امکان آزمودن برنامههای هنری در محیطهای کاری دانست و بر لزوم تناسب محتوا با مخاطب و شرایط محیط تأکید کرد.
از دیگر محورهای سخنان او، نقش هنر در ایجاد معنا و احساس تعلق بود. اخشابی گفت کارگران نباید فقط بهدلیل محصولی که تولید میکنند ارزشمند شمرده شوند؛ تجربه، مهارت و آفرینش آنان نیز شایسته دیدهشدن و احترام است. او مشارکت واقعی کارگران در طراحی و تولید آثار هنری را راهی برای تقویت پیوند آنان با محیط کار دانست و هشدار داد که برنامههای هنری نباید به فعالیتی تشریفاتی یا ابزاری تبلیغاتی تبدیل شوند.
فرهمند: هنر باید وارد متن زندگی شود
محمد فرهمند، شاعر و مدیر اندیشگاه روایت ایرانی، سخنان خود را با شعرخوانی آغاز کرد و در ادامه با ارجاع به شعر، موسیقی، ادبیات و نمونههایی از هنرهای تجسمی و نمایشی، درباره اثر هنر بر تجربه فردی و جمعی سخن گفت. او میان روانشناسی هنر و هنر در روانشناسی تمایز قائل شد و هنر را راهی برای نزدیکشدن به تجربههایی دانست که در زبان روزمره بهسادگی بیان نمیشوند.
فرهمند با طرح مفهوم «پارادایم» یا الگوی ذهنی، گفت هنر میتواند شیوه نگاه ما را تغییر دهد و تجربههای فردی را به موضوعی قابل فهم و گفتوگو تبدیل کند. او موسیقی را «معماری زمان» و شعر را «رقص کلمات» توصیف کرد و با خواندن بخشهایی از آثار شاعران ایرانی و نمونههایی از ادبیات جهان، نشان داد که شعر و موسیقی چگونه میتوانند به تجربههای انسانی شکل دهند و میان گذشته، حال و آینده پیوند برقرار کنند.
او در بخش دیگری از سخنانش به نسبت هنر و جامعه پرداخت و گفت هنر را نباید فقط در سالنهای اجرا و فضاهای رسمی جستوجو کرد؛ هنر میتواند وارد متن زندگی روزمره شود و به تجربههای عادی، معنا و امکان دیدهشدن ببخشد. فرهمند همچنین بر ظرفیت هنر در ایجاد گفتوگو و تقویت احساس تعلق تأکید کرد و یادآور شد که مشارکت در خلق اثر میتواند رابطه افراد با یکدیگر و با محیط کار را تغییر دهد.
فرهمند با اشاره به نقش ادبیات در شناخت تجربههای انسانی، خواندن شعر و داستان را در تقویت مهارت ارتباطی، نوشتاری و انتقادی مؤثر دانست. او از ظرفیت هنر برای حساسکردن جامعه نسبت به رنج و بیعدالتی نیز سخن گفت و هنر را امکانی برای بازنمایی دردهای مشترک و طرح آنها در عرصه عمومی معرفی کرد.
تأکید بر طراحی و ارزیابی برنامهها
در جمعبندی نشست، بر این نکته تأکید شد که حضور هنر در محیط کار زمانی میتواند اثربخش باشد که از اجرای یک برنامه صرفاً مناسبتی فراتر برود و بر پایه نیاز مخاطب، مشارکت داوطلبانه، دسترسی عادلانه و ملاحظات اخلاقی طراحی شود. همچنین لازم است میان فعالیت فرهنگی، حمایت روانیاجتماعی و مداخله درمانی تخصصی مرز روشنی وجود داشته باشد.
سخنرانان، مشارکت کارگران در انتخاب موضوع و قالب برنامهها، حفظ اختیار و محرمانگی آنان، توجه به تفاوت محیطهای کاری و سنجش کیفیت تجربه مخاطبان را از ملاحظات ضروری در طراحی برنامههای هنری برشمردند. محور اصلی گفتوگو این بود که هنر میتواند زمینه بیان، ارتباط و احساس تعلق را فراهم کند؛ اما برای ارزیابی اثر آن باید هدف برنامه و شاخصهای سنجش از ابتدا روشن باشد.
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.























ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0