تاریخ انتشار : یکشنبه 26 مهر 1405 - 23:37
کد خبر : 18786

گفتگوی رادیویی

صفایی‌مهر: بودجه فرهنگی باید از «حق دستگاه برای دریافت پول» به «مسئولیت برای تولید نتیجه» برسد

صفایی‌مهر: بودجه فرهنگی باید از «حق دستگاه برای دریافت پول» به «مسئولیت برای تولید نتیجه» برسد
عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و استاد دانشگاه، در برنامه «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ گفت: «بودجه فرهنگی را نباید ابتدا بین دستگاه‌ها تقسیم کنیم و بعد برای آن مسئله پیدا کنیم؛ باید ابتدا مسئله فرهنگی را بشناسیم و سپس منابع و دستگاه‌ها را حول حل آن سازمان دهیم.» وی همچنین تأکید کرد که بودجه فرهنگی باید پیش از هزینه‌کرد به شاخص اثر متصل شود و «قبل از خرج شدن صاحب شاخص باشد، نه بعد از خرج شدن صاحب توجیه».

به گزارش قاصدک شرق، برنامه «میز فرهنگ» از گروه جامعه و جوان این شبکه، این هفته با موضوع «هزینه‌کرد بودجه فرهنگی؛ ارتباط بودجه با نیازها»و با حضور دکتر عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و استاد دانشگاه، و دکتر مرتضی یادگاری برگزار شد.

در این برنامه که با اجرای ناصر قوام‌پور روی آنتن رفت، نسبت میان بودجه فرهنگی، نیازهای واقعی جامعه، شیوه تخصیص اعتبارات و امکان ارزیابی آثار هزینه‌کردهای فرهنگی مورد بررسی قرار گرفت.

صفایی‌مهر: هر تصمیم بودجه‌ای، همزمان یک انتخاب و یک صرف‌نظر کردن است

ناصر قوام‌پور: پیش از ورود به پرسش‌ها، برای روشن‌تر شدن مسیر بحث، اگر مقدمه‌ای درباره ماهیت بودجه فرهنگی بفرمایید.

عباس صفایی‌مهر: برای ورود به بحث بودجه فرهنگی، به نظرم باید از زاویه‌ای شروع کنیم که کمتر درباره آن صحبت می‌شود. ما معمولاً وقتی از بودجه حرف می‌زنیم اولین سؤالمان این است که «چقدر پول اختصاص پیدا کرده است؟»؛ در حالی که هر تصمیم بودجه‌ای در واقع دو تصمیم همزمان است: یک چیز را انتخاب می‌کنیم و از یک یا چند امکان دیگر صرف‌نظر می‌کنیم. بنابراین بودجه صرفاً خرج کردن پول نیست؛ انتخاب میان فرصت‌های محدود است.

این موضوع در فرهنگ اهمیت بیشتری پیدا می‌کند، چون اثر یک تصمیم نادرست فرهنگی الزاماً همان سال خودش را نشان نمی‌دهد. اگر اعتبار یک پروژه عمرانی کم شود، ممکن است ساختمان دو سال دیرتر ساخته شود و تأخیر آن کاملاً قابل مشاهده است؛ اما اگر یک کتابخانه محلی تضعیف شود، یک گروه هنری از چرخه فعالیت خارج شود، یک مهارت بومی به نسل بعد منتقل نشود یا دسترسی یک نسل به تجربه فرهنگی باکیفیت کاهش پیدا کند، ممکن است چند سال بعد بفهمیم چه ظرفیتی را از دست داده‌ایم.

بنابراین در بودجه فرهنگی با مفهوم مهمی به نام هزینه فرصت مواجهیم. اگر مثلاً صد میلیارد تومان را به یک برنامه فرهنگی اختصاص می‌دهیم، نباید فقط بپرسیم آیا آن برنامه خوب بوده است یا نه؛ باید بپرسیم با همین منابع چه گزینه‌های دیگری وجود داشت و کدام گزینه ارزش عمومی بیشتری تولید می‌کرد.

نکته بعدی این است که در فرهنگ، زمان خودش بخشی از بودجه است. پولی که شش ماه دیر به دست یک مجموعه فرهنگی می‌رسد، از نظر واقعی همان پولی نیست که در زمان مناسب پرداخت شده است. در این فاصله هزینه‌ها تغییر می‌کند، امکان برنامه‌ریزی از بین می‌رود، نیروی انسانی جابه‌جا می‌شود، قراردادها آسیب می‌بیند و بعضاً خود فرصت فرهنگی از دست می‌رود. بنابراین پایداری، پیش‌بینی‌پذیری و زمان تخصیص منابع را هم باید بخشی از کیفیت بودجه بدانیم.

بودجه علاوه بر این به جامعه و نظام اداری علامت می‌دهد. وقتی یک حوزه دائماً در انتهای صف تخصیص قرار می‌گیرد، فقط پول آن را محدود نکرده‌ایم؛ به بدنه مدیریتی هم پیام داده‌ایم که این حوزه اولویت درجه دوم است.

من تأکید می‌کنم که کار فرهنگی، کار حاشیه‌ای نیست. فرهنگ با اعتماد، هویت، تعلق، خلاقیت، سرمایه اجتماعی، حافظه جمعی و ارتباط نسل‌ها سروکار دارد؛ دارایی‌هایی که به‌آسانی خریدنی و جایگزین‌پذیر نیستند.

بنابراین پرسش اصلی این نیست که صرفاً «چقدر برای فرهنگ خرج کرده‌ایم؟» باید بپرسیم: این پول در زمان درست، برای مسئله درست، به بازیگر درست و برای نتیجه‌ای قابل سنجش اختصاص یافته است یا نه؟

به زبان ساده، در فرهنگ مهم‌تر از اینکه بدانیم چقدر پول خرج کرده‌ایم، این است که بدانیم با هر تصمیم بودجه‌ای چه ظرفیتی ساخته‌ایم، چه فرصتی را از دست داده‌ایم و چه چیزی را برای آینده حفظ کرده‌ایم.

 

پرسش اول؛ آیا بودجه فرهنگی ما دستگاه‌محور است یا مسئله‌محور؟

ناصر قوام‌پور: آقای دکتر صفایی‌مهر، آیا اساساً روش فعلی بودجه‌ریزی ما مبتنی بر مسئله و نیاز فرهنگی جامعه است یا بیشتر بر استمرار ردیف‌ها، ساختار دستگاه‌ها و سابقه تاریخی تخصیص‌ها استوار است؟ اگر بخواهیم از بودجه دستگاه‌محور به بودجه مسئله‌محور برسیم، چه تغییری باید در منطق تخصیص منابع اتفاق بیفتد؟

عباس صفایی‌مهر: به نظرم پیش از آنکه بگوییم بودجه فرهنگی کم است یا زیاد، باید بپرسیم منطق تخصیص آن چیست؟

در بودجه‌ریزی سنتی معمولاً نقطه شروع، بودجه سال قبل است. سازمان وجود دارد، ساختمان دارد، نیروی انسانی دارد، تعهد دارد و ردیف بودجه هم دارد؛ در سال بعد نیز رقمی به بودجه قبلی اضافه یا از آن کم می‌شود. این همان چیزی است که در ادبیات بودجه به آن بودجه‌ریزی افزایشی می‌گوییم.

در چنین الگویی سؤال اصلی این است که «هر دستگاه چقدر بگیرد؟»؛ در حالی که در بودجه‌ریزی مسئله‌محور، نقطه آغاز کاملاً متفاوت است. ابتدا باید بپرسیم: مسئله فرهنگی امروز چیست؟ چه کسانی با آن درگیرند؟ شدت آن چقدر است؟ وضعیت موجود چیست؟ چه تغییری می‌خواهیم ایجاد کنیم؟ کدام بازیگران می‌توانند آن تغییر را ایجاد کنند و برای آن چه مقدار منابع لازم است؟

این دو نگاه کاملاً متفاوت‌اند.

فرض کنید مسئله ما ضعف دسترسی نوجوانان شهرهای کوچک به آموزش هنری باکیفیت باشد. در مدل دستگاه‌محور، ممکن است چند سازمان هرکدام ردیف خودشان را بگیرند و هرکدام هم برنامه‌ای به نام نوجوان طراحی کنند. اما در مدل مسئله‌محور ابتدا اندازه مسئله را مشخص می‌کنیم: چند نوجوان فاقد دسترسی‌اند؟ در کدام نقاط؟ مانع، هزینه است یا نبود مربی؟ فضای فرهنگی ندارند یا مسئله محتوایی است؟

بعد از این مرحله تازه باید ببینیم چه مداخله‌ای مناسب‌تر است.

پس سؤال را از «پول را به چه دستگاهی بدهیم؟» به «پول را برای تولید چه نتیجه‌ای بدهیم؟» تغییر می‌دهیم.

من در اینجا سه جابه‌جایی را ضروری می‌دانم: اول، حرکت از ردیف‌محوری به مسئله‌محوری؛ دوم، حرکت از بودجه فعالیت به بودجه نتیجه؛ و سوم، حرکت از توزیع تاریخی منابع به سمت عدالت فرهنگی.

عدالت فرهنگی هم به معنای تقسیم مساوی پول نیست. اگر یک منطقه امکانات گسترده فرهنگی دارد و منطقه دیگری با محرومیت جدی مواجه است، مساوی دادن منابع لزوماً عادلانه نیست. تخصیص باید متناسب با شکاف دسترسی و نیاز باشد.

موضوع دیگری که در بودجه فرهنگی اهمیت دارد، هزینه فرصت است. هر ریالی که به یک برنامه اختصاص می‌دهیم، یعنی آن ریال دیگر در برنامه دیگری قابل هزینه نیست. بنابراین حتی اگر یک برنامه «بد» هم نباشد، ممکن است تخصیص آن بهینه نباشد؛ چون ممکن است گزینه دیگری با همان منابع، ارزش عمومی بسیار بیشتری تولید کند.

در نهایت، بودجه فرهنگی باید از حق دستگاه برای دریافت بودجه به مسئولیت دستگاه برای تولید نتیجه حرکت کند. دستگاه و سازمان لازم‌اند، اما سازمان هدف نیست؛ ابزار تحقق مأموریت است.

بنابراین جمله اصلی من این است:

بودجه فرهنگی را نباید ابتدا بین دستگاه‌ها تقسیم کنیم و بعد برای آن مسئله پیدا کنیم؛ ابتدا باید مسئله را بشناسیم و بعد منابع و دستگاه‌ها را حول حل آن سازمان دهیم.

 

یادگاری: رقم اسمی بودجه برای قضاوت کافی نیست

ناصر قوام‌پور: آقای دکتر یادگاری، اگر بخواهیم تصویری روشن از روند بودجه فرهنگی، به‌ویژه در سال‌های اخیر داشته باشیم، باید به چه شاخص‌هایی نگاه کنیم؟ آیا صرف افزایش رقم اسمی بودجه کافی است یا باید سهم فرهنگ از بودجه عمومی، تورم، میزان تخصیص واقعی و قدرت خرید این بودجه هم در نظر گرفته شود؟

مرتضی یادگاری: «برای اینکه قضاوت بکنیم در رابطه با بحث بودجه‌بندی فرهنگی ما باید چند تا شاخص رو بررسی بکنیم. البته نگاه ما نگاه نقادانه است؛ نگاهی هست که قرار شد در حقیقت با این نگاه بتونیم کمک کنیم به تصمیم‌گیری بهتر و اوضاع رو بهتر بکنیم. خب بر همین اساس این‌جوری صحبت می‌کنیم؛ یعنی ممکنه خیلی اتفاقات خوبی هم افتاده باشه.

چند تا شاخص هست که به ذهن می‌رسه. فرمودید شما، دوست عزیزم آقای دکتر صفایی‌مهر در حقیقت فرمودن در بیانات ارزشمندشون، از بحث‌هایی که یا شاخص‌هایی که میشه راجع بهش صحبت کرد همون رقم اسمی بودجه است. خب اینکه واقعاً به تنهایی کافی نیست. یعنی یک رقمی، یک عددی بدون اینکه توجه بشه تورم چقدر بوده یا مسائلی از این دست، اعلام بشه برای یک بودجه فرهنگی، یک دستگاه یا کلیت بودجه فرهنگی عمومی جامعه، خب خیلی منطقی به نظر نمی‌رسه.

در حقیقت اصطلاحاً ما قدرت خرید می‌گیم. ممکنه که عددی وجود داشته باشه، تخصیص داده بشه ولی قدرت خرید برای اون عدده امسال نسبت به سال قبل خیلی متفاوت باشه. پس باید حتماً روی این قضیه یک دقت نظر جدی وجود داشته باشه.

در کنارش اصلاً سهم فرهنگ واقعاً از بودجه عمومی کشور چقدره؟ اشاره فرمودن آقای دکتر. خب آمار رو داریم می‌بینیم، آمار دقیق‌تر رو خود مسئولین محترم دارن. واقعاً انتظاری که ما از رشد فرهنگ و تأثیر فرهنگ در جامعه داریم متناسب هست با عددی که نسبت به بودجه عمومی که تصویب میشه برای فرهنگ ما می‌ذاریم؟ خب این به نظر می‌رسه پاسخ منفیه. چیزی که ما دیدیم و اطلاع داریم پاسخ منفی هست.

آدم احساس می‌کنه که اون بحث مسئله‌محور بودن وجود نداره. حالا یه عددی یه روزی مصوب شده، بعد هی یه ضریبی هم می‌خوره. متأسفانه احساس میشه که یه عدد یه روزی با یه ممکنه شاخص درستی هم تصمیم‌گیری شده باشه ولی داره همون پایه در حقیقت تصمیم‌گیری‌های سال آینده میشه.

من یه نگاهی کردم روی گزارشات مرکز پژوهش‌های مجلس راجع به اعتبارات دستگاه‌های اصلی حوزه فرهنگ. دیدم یک سال نسبت به سال گذشته ۱۸۳ درصد رشد داشتیم. خب خوبه‌ها، عدد خوبیه ولی بر چه اساسی؟ یعنی صرفاً باز مثلاً یه عددی بوده قرار بوده یه تغییری بکنه نسبت به یه موارد دیگه‌ای سنجیده شده یا نه؟ واقعاً شاخص درستی تو این قضیه در نظر گرفته شده که به این ۱۸۳ درصد رشد رسیدن دوستان؟

حتی اگه اون تورم در نظر گرفته شده باشه، شما عددی رو در نظر می‌گیری، تورم رو هم محاسبه می‌کنی، اصلاً سهم مناسبی از فرهنگ رو هم در بودجه عمومی در نظر می‌گیری، واقعاً نسبت به اون ارزش و در حقیقت ارزش وجودی خود مبنا رو بر اساس این می‌گیم؛ گام بعدی اینه که چقدر خرج شده این عدده.

باز من در گزارش‌هایی که دیدم، بخش خیلی کمی از این بودجه داره صرف میشه. چرا این اتفاق میفته؟ چون اگه شما ملاحظه بفرمایید بخشی از اون بودجه‌ای که به دستگاه فرهنگی تخصیص داده شده اصلاً داره صرف امورات اداری و اصطلاحاً ادمینیستریشن اون دستگاه میشه، نه زیرساخت فرهنگ یا تأثیرگذاری در حوزه فرهنگ.

پس باز بودجه مصوب با پولی که واقعاً پرداخت میشه یا پولی که واقعاً خرج میشه، متأسفانه چیزی که من دارم توی گزارشات می‌بینم متفاوت است طی این سال‌ها و صرفاً هم به امسال و سال قبل و سال قبلش مربوط نیست؛ این یک فضای عمومی است که ایجاد شده متأسفانه.

مورد بعدی، خب ما در بحث حکمرانی داده اصلاً بحث خرج پول و میزان هزینه‌کرد مطرح نیست. ما تو حکمرانی داده در حقیقت شاخص‌های اندازه‌گیری باید داشته باشیم، ارزیابی مستمر باید داشته باشیم، تأثیری که واقعاً اتفاق افتاده رو باید ببینیم.

یعنی چیزی که بارها توی همین میز فرهنگ در جلسات متعدد حضرت‌عالی اشاره کردید، دوستان اشاره کردن، من عرض کردم خدمت عزیزان؛ فاصله‌ای افتاده بین فرهنگ رسمی و فرهنگ زیسته. خب این فاصله دلیلی داره. دلیلش همین شاخصه که راجع بهش بحث می‌کنیم.

به هر حال باید یک ارزیابی مستمری وجود داشته باشه. این ارزیابی مستمر در حقیقت به یک بازخورد مناسبی منجر میشه. بازخورد باید تأثیر بذاره روی سیاست‌گذاری، روی ابلاغ، روی فهمی که اون سیاست‌گذار یا ابلاغ‌کننده یا تصمیم‌گیر از سطح جامعه داره و اون فهم مناسبش تأثیر بذاره روی اصلاح تصمیم‌گیری، اصلاح ابلاغ و اصلاح مثلاً بودجه‌بندی.

شما ممکنه بررسی کنید ببینید که خروجی دستگاه ایکس و خروجی دستگاه ایگرگ، بودجه‌هایی که در نظر گرفتیم متفاوت بوده. ممکنه لازم باشه سال بعد حتماً این عددها رو ضرب در یه تورمی نکنی. ممکنه لازم باشه سال بعد بخشی از بودجه این دستگاه رو بگیری بدی به اون دستگاه که خروجی بهتری داشته برای مردم، برای جامعه.

پس من جمع‌بندی بکنم، برای قضاوت درباره بودجه فرهنگی یه سری شاخص‌ها وجود داشته باشه؛ بحث رقم اسمی، بحث سهم از بودجه عمومی، قدرت خرید واقعی و میزان تخصیص و البته تحقق و مهم‌تر از همه تأثیر واقعی که اون بودجه در زندگی من و شما، مردم جامعه گذاشته؛ یعنی احساسی که از رشد و ارتقای فرهنگ ما داریم می‌بینیم.»

پرسش دوم از صفایی‌مهر؛ بودجه چه زمانی باید به شاخص اثر متصل شود؟

ناصر قوام‌پور: یکی از مسائل جدی این است که گاهی اعتبار فرهنگی به یک پروژه، سازمان یا برنامه اختصاص پیدا می‌کند اما سال‌ها بعد معلوم نیست این پول دقیقاً چه اثر فرهنگی ایجاد کرده است. بودجه فرهنگی از چه مرحله‌ای باید به شاخص اثر متصل شود؟

عباس صفایی‌مهر:

این سؤال به یکی از بنیادی‌ترین ضعف‌های بودجه فرهنگی اشاره می‌کند. ما معمولاً زمانی سراغ ارزیابی می‌رویم که پول خرج شده، برنامه تمام شده و گزارش عملکرد روی میز آمده است؛ در حالی که ارزیابی باید قبل از تخصیص اصلی بودجه طراحی شده باشد.

وقتی دستگاهی می‌گوید برای یک برنامه صد میلیارد تومان اعتبار لازم دارم، سؤال اول نباید فقط این باشد که برنامه اجرایی و اسناد هزینه‌ای دارد یا نه؛ باید بپرسیم:

اگر این صد میلیارد را بدهیم، دقیقاً چه تغییری باید ببینیم تا بگوییم این تصمیم درست بوده است؟

برای پاسخ، چند مرحله داریم.

مرحله نخست تعریف دقیق مسئله است. اینکه بگوییم «فرهنگ کتاب‌خوانی ضعیف است» هنوز مسئله دقیق نیست. باید بدانیم کجا؟ در کدام گروه سنی؟ مسئله قیمت است یا دسترسی؟ انگیزه است یا کیفیت محتوا؟

مرحله دوم خط پایه است؛ یعنی پیش از مداخله بدانیم وضعیت فعلی چیست. اگر قرار است مشارکت فرهنگی افزایش یابد، امروز میزان آن چقدر است؟ اگر قرار است اعتماد بالا برود، نقطه شروع کجاست؟

هر شاخصی بدون نقطه شروع، نصف یک شاخص است.

مرحله سوم، تعیین هدف قابل قضاوت است. عبارت‌هایی مانند «ارتقای فرهنگ عمومی» ارزشمندند، اما برای ارزیابی کافی نیستند. باید مشخص کنیم چه تغییر قابل مشاهده‌ای مدنظر است.

مرحله چهارم، نظریه تغییر است. یعنی چرا فکر می‌کنیم این پول و این مداخله، آن نتیجه را ایجاد می‌کند؟

مثلاً اگر می‌گوییم ساخت یک مجتمع فرهنگی، مشارکت نوجوانان را افزایش می‌دهد، باید زنجیره آن روشن باشد: ساختمان ساخته می‌شود، امکانات فراهم می‌شود، برنامه جذاب ارائه می‌شود، نوجوان دسترسی پیدا می‌کند، وارد مجموعه می‌شود، تجربه مثبتی پیدا می‌کند، دوباره بازمی‌گردد و فعالیت فرهنگی به بخشی از زندگی او تبدیل می‌شود.

اما ممکن است ما فقط حلقه اول را انجام دهیم؛ ساختمان را بسازیم و بعد بگوییم پروژه صد درصد انجام شده است. از منظر عمرانی درست است، ولی از منظر سیاست فرهنگی هنوز معلوم نیست چه اتفاقی افتاده است.

اینجاست که ارزیابی پیشینی اهمیت پیدا می‌کند. قبل از خرج کردن باید گزینه‌ها را مقایسه کنیم: آیا ساختمان جدید لازم است؟ آیا تجهیز فضای موجود بهتر نیست؟ آیا مشارکت بخش خصوصی ممکن است؟ آیا خدمت سیار یا دیجیتال اثر بیشتری ندارد؟

بعد از اجرا نیز باید میان فعالیت، خروجی، پیامد و اثر تفاوت بگذاریم. تعداد جشنواره، کلاس یا کتاب چاپ‌شده، خروجی است؛ اما تغییر رفتار مخاطب، افزایش دسترسی، افزایش مهارت، افزایش مشارکت یا اعتماد، پیامد و اثر است.

یک نکته دیگر، شاخص‌های پیشرو و پسروست. بعضی آثار فرهنگی ممکن است سال‌ها بعد نمایان شوند. بنابراین باید شاخص‌های زودهنگام هم داشته باشیم؛ مثلاً نرخ بازگشت مخاطب، مشارکت داوطلبانه، رضایت، ثبت‌نام مجدد یا استمرار استفاده از یک خدمت فرهنگی.

نکته بعد، اثربخشی هزینه است. ممکن است دو برنامه به یک نتیجه برسند، اما یکی با یک‌سوم هزینه. بودجه‌ریزی حرفه‌ای باید این تفاوت را ببیند.

و یک مفهوم بسیار مهم دیگر اثر اضافی است: آیا نتیجه‌ای که با پول عمومی ایجاد شده، بدون دخالت دولت هم اتفاق می‌افتاد؟ اگر بخش خصوصی خودش برنامه‌ای را برگزار می‌کرد و دولت فقط جای پول خصوصی را گرفته، باید بپرسیم بودجه عمومی چه ارزش تازه‌ای تولید کرده است؟

بنابراین هر برنامه فرهنگی باید پیش از دریافت بودجه، شناسنامه‌ای شامل مسئله، خط پایه، جامعه هدف، نظریه تغییر، شاخص و زمان ارزیابی داشته باشد.

جمع‌بندی من این است:

بودجه باید قبل از خرج شدن صاحب شاخص شود، نه بعد از خرج شدن صاحب توجیه.

یادگاری: رقم کل بودجه نمی‌گوید پول دقیقاً کجا خرج شده است

ناصر قوام‌پور: بر اساس ساختار بودجه‌های فرهنگی، تمرکز اصلی هزینه‌کرد معمولاً در چه حوزه‌هایی است؛ هزینه جاری و اداری، زیرساخت، پروژه‌های عمرانی یا حمایت از تولید فرهنگی؟

مرتضی یادگاری: «من خیلی سریع بگم چون فرصت خیلی نداریم. خب این پاسخ به این سؤال خیلی مطوله، ولی کلیتش رو عرض کنم. ما باید برای پاسخ به این سؤال یه سری گزارش‌ها داشته باشیم. حالا مثلاً باز در گزارشات مرکز پژوهش‌ها هست.

در بودجه سالیانه در حوزه فرهنگ عمومی، اعتبار مصوب هزینه‌ای و در حقیقت تملک دارایی سرمایه رو عرض می‌کنم، مثلاً چیزی حدود ۴۲ برای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دیده شده.

حالا اصلاً من کاری به این عدد ندارم، از کجا اومده، چرا ۴۲، چرا ۴۵ نه مثلاً. ما اگه قرار باشه راجع به این فرمایش شما صحبت بکنیم باید ببینیم این ۴۲ که عددی بوده کجا خرج شده؛ تو هزینه‌های اداری خرج شده یا مستقیماً از تولید فرهنگی حمایت شده؟

برای پاسخ دقیق باید بریم جدول تفصیلی بودجه و عملکرد دستگاه، ببینیم اعتبارات جاری و عمرانی و برنامه‌شو ببینیم. قاعدتاً اینه که ما دسترسی نداریم یا باید مسئول مربوطه بیاد و پاسخگو باشه. صرف این رقم کل خیلی به درد ما نمی‌خوره.

مسئله اصلی، من جمع کنم، اینه که تناسب هزینه با نیاز واقعی جامعه رو، با محتوای در حقیقت با کیفیت دسترسی عمومی به کتاب، حمایت از هنرمندا، این موارد رو ما می‌تونیم روش صحبت بکنیم که در حقیقت بدونیم چقدر زیرساخت‌های فرهنگی کشور توسعه پیدا می‌کنه و چقدر مؤثر بوده.»

پرسش سوم از صفایی‌مهر؛ کمبود بودجه یا ضعف حکمرانی بودجه؟

ناصر قوام‌پور: آقای دکتر صفایی‌مهر، با توجه به فاصله میان بودجه مصوب و تخصیص واقعی و از سوی دیگر تداوم برخی ردیف‌ها و پروژه‌ها، مسئله اصلی امروز فرهنگ کمبود منابع است یا ضعف در تخصیص، شفافیت، اولویت‌بندی و ارزیابی؟

عباس صفایی‌مهر: من این سؤال را «یا این، یا آن» نمی‌بینم. ما هم با شکاف منابع روبه‌رو هستیم و هم با شکاف حکمرانی بودجه؛ اما هنر سیاست‌گذاری این است که بتواند این دو را از هم تفکیک کند.

گاهی واقعاً دستگاه فرهنگی منابع کافی در اختیار ندارد یا منابع آن با تأخیر می‌رسد. در چنین شرایطی نمی‌توان از یک مدیر انتظار نتیجه‌ای داشت که ابزار تحقق آن در اختیارش قرار نگرفته است.

اما از طرف دیگر، اگر مأموریت روشن نباشد، ردیف‌ها صرفاً به دلیل سابقه تاریخی ادامه پیدا کنند، چند دستگاه برای مأموریت مشابه پول بگیرند، پروژه‌های نیمه‌تمام سال‌ها منابع جذب کنند و شاخص نتیجه هم وجود نداشته باشد، افزایش پول الزاماً مسئله را حل نمی‌کند.

بنابراین باید چهار سطح را از هم جدا کنیم: بودجه مصوب، تخصیص واقعی، پرداخت به‌موقع و اثر ایجادشده.

ممکن است در سطح اول عدد خوبی داشته باشیم، اما در سطح دوم پول کافی تخصیص پیدا نکند. ممکن است تخصیص صادر شود ولی پرداخت دیر انجام شود. حتی ممکن است پول هم کامل برسد، ولی به دلیل طراحی ضعیف، نتیجه اجتماعی متناسب ایجاد نشود.

مسئله دیگری که باید به آن توجه کنیم سختی بودجه است. بخشی از منابع دستگاه‌ها از قبل برای حقوق، نگهداری ساختمان، تعهدات و هزینه‌های ثابت قفل شده‌اند. بنابراین رقم اسمی بودجه دستگاه لزوماً نشان نمی‌دهد چقدر قدرت سیاست‌گذاری واقعی دارد.

از طرف دیگر، باید مسئله هزینه‌های غرق‌شده را هم ببینیم. اینکه سال‌ها برای یک پروژه پول خرج شده، به‌خودی‌خود دلیل کافی برای ادامه دادن آن نیست. ممکن است نیاز جامعه تغییر کرده باشد یا گزینه‌ای جدید با هزینه کمتر و اثر بیشتر به وجود آمده باشد.

در بودجه فرهنگی باید دوره‌ای بپرسیم: آیا این برنامه هنوز ضرورت دارد؟ آیا همان جامعه هدف قبلی را دارد؟ آیا شکل دیگری از مداخله اثر بیشتری ایجاد نمی‌کند؟

در نهایت من معتقدم باید میان «کفایت منابع» و «کیفیت حکمرانی منابع» تعادل برقرار کنیم. نه درست است تمام مشکلات را به کمبود پول تقلیل دهیم و نه منصفانه است که ضعف تخصیص و تأخیر پرداخت را نادیده بگیریم و همه مسئولیت را متوجه دستگاه اجرایی کنیم.

معیار نهایی این است:

از پولی که در قانون تصویب شده، چه مقدار واقعاً و در زمان مناسب در اختیار مأموریت قرار گرفته و از پولی که به مأموریت رسیده، چه مقدار به ارزش عمومی و اثر فرهنگی تبدیل شده است؟

اگر این دو سؤال را پاسخ دهیم، آن وقت می‌توانیم بفهمیم کجا واقعاً کمبود منابع داریم و کجا با ضعف در حکمرانی بودجه روبه‌رو هستیم.

در پایان برنامه، مجری اعلام کرد بحث درباره نسبت بودجه فرهنگی با نیازهای واقعی جامعه و نحوه توزیع هزینه‌های جاری، عمرانی و برنامه‌ای در برنامه بعدی «میز فرهنگ» نیز ادامه خواهد یافت.

شناسنامه برنامه

میز فرهنگ ـ رادیو فرهنگ ـ گروه جامعه و جوان

تهیه‌کننده، سردبیر و نویسنده: اسماعیل شامانیان

گوینده: ناصر قوام‌پور

هماهنگی: بهاره آزادی

وکس‌پاپ: حمیرا فراتی

فضای مجازی: نیما

کارشناسان حضوری: دکتر عباس صفایی‌مهر و دکتر مرتضی یادگاری.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.