تاریخ انتشار : چهارشنبه 7 مرداد 1405 - 20:02
کد خبر : 17286

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اتکا به نفت بلای جان اقتصاد ایران

اندیشه اقتصادی امام خامنه‌ای | اتکا به نفت بلای جان اقتصاد ایران

وقتی نفت از یک دارایی راهبردی به تأمین‌کننده هزینه‌های جاری دولت تبدیل شود ام‌المصائب اقتصاد ایران خواهد بود.

وقتی نفت از یک دارایی راهبردی به تأمین‌کننده هزینه‌های جاری دولت تبدیل شود ام‌المصائب اقتصاد ایران خواهد بود.

در سلسله یادداشت‌هایی به بازخوانی اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای پرداخته است که در ادامه، دهمین شماره آن با عنوان «بلای جان اقتصاد ایران» 

در تاریخ اقتصادی ایران، کمتر متغیری را می‌توان یافت که به اندازه نفت بر مسیر توسعه، ساختار حکمرانی و حتی کیفیت رابطه دولت و جامعه اثر گذاشته باشد. نفت در ذات خود، نعمتی کم‌نظیر و سرمایه‌ای راهبردی برای یک ملت است. اما تجربه یک قرن گذشته نشان می‌دهد که شیوه بهره‌برداری از این ثروت، گاه آن را از موتور پیشرفت به منشأ آسیب‌های ساختاری تبدیل کرده است. از همین رو، مسئله اصلی به‌جای خود نفت، بر چگونگی نقش‌آفرینی آن در اقتصاد سیاسی کشور تمرکز دارد.

در اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله خامنه‌ای، نفت گرهی راهبردی است که ابعاد آن از مسائل فنی بودجه‌ای و تجاری عبور کرده و با استقلال سیاسی، بهره‌وری اقتصادی، جایگاه مردم در اقتصاد، سرمایه انسانی و حتی فرهنگ عمومی جامعه پیوند یافته است. از این منظر، وابستگی به درآمدهای نفتی را باید یکی از بنیادی‌ترین موانع شکل‌گیری اقتصادی مستقل، مولد و تاب‌آور دانست.

ایشان سال‌ها پیش با تعبیری روشن هشدار دادند: «یکی از بزرگترین بلیات اقتصاد ما، و نه فقط اقتصاد ما، بلکه بلیات عمومی کشور، وابستگی ما به درآمد نفت است» (۱۳۹۰/۰۵/۲۶). این تعبیر بدون آنکه در صدد نفی نفت باشد، نسبت به تبدیل شدن آن به ستون اصلی اداره کشور هشدار می‌دهد. تمایزی که مرز میان بهره‌گیری از یک سرمایه ملی و گرفتار شدن در دام آن را روشن می‌کند.

خشت کجی که ماندگار شد

وابستگی اقتصاد ایران به نفت، پدیده‌ای طبیعی یا اجتناب‌ناپذیر نبود. این وابستگی در روندی تاریخی شکل گرفت و به تدریج به شالوده بودجه و حکمرانی اقتصادی کشور تبدیل شد.

شهید آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین این پیشینه تصریح کرده‌اند: «این [متکی شدن اقتصاد به نفت] خشت کجی است که در زمان رژیم پهلوی گذاشته شده است… اقتصاد این کشور را متّکی به نفت کردند که به آسانی هم نمی‌شود آن را تغییر داد و دگرگون کرد» (۰۱/۰۱/۱۳۷۷).

این تعبیر به‌جای یک یادآوری تاریخی، به تبیین ریشه‌ای یک مسئله نهادی می‌پردازد. هنگامی که دولت هزینه‌های جاری خود را از فروش منابع طبیعی تأمین کند، به مرور، نظام تصمیم‌گیری، بودجه‌ریزی، تجارت خارجی و حتی رابطه دولت با مردم نیز بر همان مبنا بازآرایی می‌شود. اصلاح چنین ساختاری، طبیعتا با تغییر چند سیاست کوتاه‌مدت ممکن نیست و به بازآفرینی قواعد حکمرانی اقتصادی نیاز دارد.

در همین سخنرانی، ایشان راه استفاده صحیح از نفت را نیز چنین ترسیم می‌کنند که نفت باید صرف ساخت زیربناهای ماندگار، سرمایه‌های اساسی کشور و تقویت قدرت ملی شود، نه آنکه خرج هزینه‌های روزمره گردد. این تفکیک، شاید مهم‌ترین نقطه تمایز نگاه ایشان با برداشت‌های رایج از اقتصاد نفتی باشد.

نفت باید سرمایه بسازد

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله خامنه‌ای آن است که نقد وابستگی به نفت را به ارائه یک راهکار نهادی پیوند می‌زند. از این منظر، درآمدهای نفتی نباید وارد چرخه هزینه‌های جاری دولت شوند. زیرا چنین مسیری، هم اقتصاد را در معرض نوسان‌های جهانی قرار می‌دهد و هم بیماری هلندی را تشدید می‌کند. پدیده‌ای که در آن، ورود گسترده درآمدهای ارزی حاصل از منابع طبیعی، به تضعیف تولید، کاهش رقابت‌پذیری صنعت و وابستگی بیشتر اقتصاد به واردات می‌انجامد.

بر همین اساس، ایشان از سال‌ها پیش بر تغییر جایگاه نفت در نظام بودجه‌ریزی کشور تأکید داشتند. در سیاست‌های کلی برنامه پنجم توسعه، که در ۲۱ دی‌ماه ۱۳۸۷ ابلاغ شد، تصریح کردند: «تغییر نگاه به نفت و گاز و درآمدهای حاصل از آن، از منبع تأمین بودجه عمومی به «منابع و سرمایه‌های زاینده اقتصادی» و ایجاد صندوق توسعه ملی…» اشاره داشتند و در ادامه، بر واریز سالانه حداقل ۲۰ درصد درآمدهای حاصل از صادرات نفت و گاز به این صندوق و استفاده از منابع آن برای اعطای تسهیلات به بخش‌های خصوصی، تعاونی و عمومی غیردولتی با هدف توسعه تولید و سرمایه‌گذاری تأکید کردند.

چند سال بعد نیز، در ۲۲ اسفند ۱۳۹۰، هنگام تشریح فلسفه این سیاست، بار دیگر بر همین مسیر پای فشردند و فرمودند: «براساس قانون برنامه پنجم باید حداقل ۲۰ درصد درآمد نفتی هر سال به این صندوق واریز و صرف تولید و صنعت شود که خوشبختانه این کار، شروع شده و باید ادامه یابد».

اهمیت این رویکرد تنها در ایجاد یک صندوق مالی خلاصه نمی‌شود. در واقع، صندوق توسعه ملی نوعی پیش‌بینی نهادی برای جلوگیری از تکرار چرخه تاریخی اقتصاد نفتی است. سازوکاری که می‌کوشد درآمد حاصل از فروش یک دارایی پایان‌پذیر را به سرمایه‌ای ماندگار برای تولید، زیرساخت، فناوری و توسعه بخش خصوصی تبدیل کند. در این نگاه، نفت زمانی ارزش واقعی خود را پیدا می‌کند که بتواند ظرفیت تولید ثروت در آینده را افزایش دهد، نه آنکه صرف تأمین هزینه‌های روزمره شود. این همان تغییری است که می‌تواند اقتصاد را از منطق «مصرف سرمایه» به منطق «سرمایه‌سازی» منتقل کند.

سرمایه انسانی در سایه ثروت آسان

یکی از بدیع‌ترین بخش‌های اندیشه اقتصادی شهید آیت‌الله خامنه‌ای، توجه به رابطه میان اقتصاد نفتی و سرنوشت سرمایه انسانی است. در اقتصادی که درآمد اصلی از استخراج منابع زیرزمینی حاصل می‌شود، دولت برای تأمین منابع مالی خود، کمتر به خلاقیت، نوآوری و کارآفرینی جامعه نیاز پیدا می‌کند. نتیجه، کاهش تقاضا برای دانش، فناوری و نخبگان است.

ایشان در ۳۰ مهر ۱۳۹۳ این مسئله را با بیانی صریح توضیح دادند: «در کشورى و اقتصادى که متّکى به منابع زیرزمینى است و ثروت باد آورده در آن کشور حاکم است، نخبه، نه شناسایى میشود، نه جذب میشود، نه اصلاً احتیاج به نخبه احساس میشود».

در ادامه همین سخنان، از تعبیر ماندگار «بچه‌پول‌دارى ملى» استفاده کردند. تعبیری که به خوبی ماهیت اقتصاد رانتی را توضیح می‌دهد. جامعه‌ای که درآمد آسان را جایگزین تولید و خلاقیت کند، به تدریج انگیزه نوآوری را از دست می‌دهد و اداره اقتصاد به جای اتکا بر استعدادهای روی زمین، به فروش ذخایر زیر زمین محدود می‌شود.

از همین رو، ایشان راه برون‌رفت را نیز روشن بیان کردند. اداره کشور باید با «ذخایر روی زمین»، یعنی نیروی انسانی، هوش جوانان، علم و تحقیق انجام گیرد. این نگاه، امروز نیز با ادبیات اقتصاد دانش‌بنیان و تجربه کشورهای موفق همخوانی قابل توجهی دارد.

نفت و تنگنای استقلال سیاسی

یکی از مهم‌ترین ابعاد این نگاه، پیوند مستقیم میان وابستگی نفتی و استقلال سیاسی است.

شهید آیت‌الله خامنه‌ای در ۱۹ دی ۱۳۹۵ تصریح کردند: «وابسته بودن به نفت را باید بتدریج کم کنیم. سیاست نفت و بالا پایین شدن نفت، دست دیگران است؛ نفت مال ما است امّا اختیارش دست دیگران است».

این جمله، واقعیتی شناخته‌شده در اقتصاد سیاسی انرژی را یادآوری می‌کند. بازار جهانی نفت تنها بر اساس عرضه و تقاضا حرکت نمی‌کند. تصمیم‌های قدرت‌های بزرگ، ائتلاف‌های تولیدکنندگان، تحولات ژئوپلیتیکی، تحریم‌ها و بحران‌های امنیتی نیز در تعیین قیمت آن نقش تعیین‌کننده دارند. اقتصادی که بخش مهمی از منابع مالی خود را به چنین بازاری گره بزند، ناگزیر بخشی از اختیار سیاست‌گذاری خود را نیز به بیرون از مرزها واگذار می‌کند.

تجربه دهه‌های اخیر نیز مؤید همین واقعیت است. کاهش ناگهانی قیمت نفت در سال‌ها و برهه‌های گوناگون، بسیاری از اقتصادهای متکی به صادرات نفت را با کسری بودجه و رکود مواجه کرد. شهید آیت‌الله خامنه‌ای همان زمان هشدار دادند: «شما ملاحظه میکنید در ظرف مدّت کوتاهى قیمت نفت را به نصف میرسانند. وقتى ما وابسته به نفت باشیم، مشکل براى ما درست میشود؛ این فکر را باید کرد» (۱۷/۱۰/۱۳۹۳).

در نگاه ایشان، استقلال اقتصادی و استقلال سیاسی از یکدیگر جدا نیستند. همان‌گونه که در ۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ تأکید کردند: «استقلال یک کشور، وابسته‌ی به کار است… ممکن است از یک بخش الهی یا غیر الهی ـ مثل نفتی، چیزی ـ درآمدی داشته باشند… اما استقلال نخواهند داشت».

دولت بزرگ مردم کوچک

اقتصاد نفتی معمولا دولت را بزرگ‌تر از اندازه طبیعی خود می‌کند. وقتی بخش عمده منابع مالی دولت از فروش نفت تأمین شود، وابستگی آن به مالیات کاهش می‌یابد و در نتیجه، انگیزه لازم برای تقویت مشارکت اقتصادی مردم، افزایش بهره‌وری و پاسخگویی نیز تضعیف می‌شود. دولت به تدریج از تنظیم‌گر اقتصاد به بازیگر اصلی آن تبدیل می‌شود و بخش خصوصی و تعاونی به حاشیه رانده می‌شوند. در چنین شرایطی، مردم که باید بازیگران اصلی میدان اقتصاد باشند، به تماشاچیانی منتظر سهم رانت تبدیل می‌شوند. تورم بی‌قاعده در پیکره دولت، بهره‌وری را از میان می‌برد و همزمان، اقتصاد را در برابر تکانه‌های خارجی و فشار تحریم‌ها، به‌شدت آسیب‌پذیر می‌سازد.

شهید آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۱ اسفند ۱۳۹۳، هنگام تحلیل آثار تحریم‌ها، ریشه اصلی آسیب‌پذیری اقتصاد را چنین بیان کردند: «این آسیب‌ها بیشتر ناشی از وابستگی ما به نفت است… یا بیشتر ناشی از عدم حضور مردم در متن میدان اقتصادی است، [یعنی] دولتی کردن اقتصاد».

خام فروشی پایان راه نیست

اقتصاد نفتی معمولا به خام‌فروشی گرایش پیدا می‌کند. الگویی که ارزش افزوده، اشتغال و فناوری را به دیگر کشورها واگذار می‌کند. رهبر شهید انقلاب بارها بر ضرورت عبور از این وضعیت تأکید کرده‌اند. در پیام نوروزی سال ۱۳۹۴ فرمودند: «ما باید کاری کنیم که خام‌فروشی بتدریج کاهش پیدا کند، تا اینکه بکلّی از بین برود؛ باید ارزش افزوده ایجاد کرد» (۰۱/۰۱/۱۳۹۴)

امروز نیز تجربه کشورهای موفق نشان می‌دهد که ثروت واقعی در زنجیره‌های پایین‌دستی، صنایع دانش‌بنیان، فناوری‌های پیشرفته و صادرات محصولات با ارزش افزوده بالا شکل می‌گیرد، نه در فروش مواد خام.

ایران نیز با برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، ظرفیت آن را دارد که به جای صادرکننده صرف منابع اولیه، به تولیدکننده محصولات پیچیده پتروشیمی، فرآورده‌های پیشرفته انرژی و فناوری‌های مرتبط تبدیل شود. چنین مسیری هم درآمد پایدار ایجاد می‌کند و هم وابستگی بودجه به صادرات نفت خام را کاهش می‌دهد.

اقتصاد نفتی و فرهنگ مصرف

پیامدهای وابستگی نفتی تنها به شاخص‌های اقتصادی محدود نمی‌شود. فرهنگ عمومی نیز از آن اثر می‌پذیرد. درآمدهای آسان معمولا حساسیت نسبت به بهره‌وری، صرفه‌جویی و انضباط مالی را کاهش می‌دهند. هنگامی که هزینه‌های جاری با فروش منابع طبیعی تأمین شود، وسوسه گسترش هزینه‌های غیرضروری، بی‌انضباطی بودجه‌ای و مصرف بی‌محابا نیز افزایش می‌یابد.

این همان پدیده‌ای است که در ادبیات اقتصادی با عنوان «نفرین منابع» شناخته می‌شود. وضعیتی که در آن، وفور منابع طبیعی، در غیاب حکمرانی کارآمد، به جای توسعه، زمینه ضعف نهادی و کاهش بهره‌وری را فراهم می‌کند.

در نگاه امام شهید انقلاب، علاج این مسئله به‌جای محروم کردن کشور از نفت، در بازگرداندن این ثروت به جایگاه واقعی‌اش نهفته است. نفت باید سرمایه‌ای برای توسعه زیرساخت‌ها، صندوق‌های ثروت ملی، سرمایه‌گذاری‌های مولد و افزایش قدرت راهبردی کشور باشد، نه منبع دائمی پرداخت هزینه‌های روزمره.

جمع بندی

اگر مجموعه این دیدگاه‌ها را کنار یکدیگر قرار دهیم، تصویری منسجم از اقتصاد سیاسی نفت در اندیشه شهید آیت‌الله خامنه‌ای شکل می‌گیرد. مسئله اصلی به‌جای حذف نفت از اقتصاد ایران، بر پایان دادن به وابستگی ساختاری کشور به درآمدهای نفتی تمرکز دارد.

اقتصادی که بر تولید، فناوری، صادرات با ارزش افزوده، مشارکت مردم، سرمایه انسانی و انضباط مالی استوار باشد، نه با افت قیمت نفت دچار تزلزل می‌شود و نه با فشارهای خارجی مسیر خود را از دست می‌دهد.

از همین منظر، نفت باید نقش یک دارایی راهبردی را ایفا کند. سرمایه‌ای بین‌نسلی که قدرت ملی را افزایش دهد، زیرساخت‌های ماندگار بسازد، صنایع پیشرفته را تغذیه کند و پشتوانه اقتدار اقتصادی ایران باشد. هرگاه این جایگاه با تأمین هزینه‌های جاری دولت جابه‌جا شود، همان نعمتی که می‌توانست موتور پیشرفت باشد، به ام‌المصائب اقتصاد ایران تبدیل خواهد شد. وقتی از قطع این وابستگی حرف می‌زنیم، پای یک انتخاب ساده اقتصادی در میان نیست. پای روی پای خود ایستادن، دوام آوردن ما در روزهای سخت و ساختن فردایی آباد برای این آب‌وخاک در میان است.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.