تاریخ انتشار : یکشنبه 5 مهر 1405 - 14:54
کد خبر : 18403

از کوروش کمپانی تا آیفون18؛ چرا هنوز در دام “فرصت استثنایی” می‌افتیم؟

از کوروش کمپانی تا آیفون18؛ چرا هنوز در دام “فرصت استثنایی” می‌افتیم؟

 از یک چرخه تکرارشونده؛ وقتی قیمت پایین، ظرفیت محدود و تبلیغات پرزرق‌وبرق، جای تحقیق را می‌گیرد.

 از یک چرخه تکرارشونده؛ وقتی قیمت پایین، ظرفیت محدود و تبلیغات پرزرق‌وبرق، جای تحقیق را می‌گیرد.

 یک صفحه اینستاگرامی با وعده پیش‌فروش محدود آیفون‌های سری جدید، چند کلمه جذاب درباره “قیمت استثنایی” و البته تأکید بر محدود بودن ظرفیت ثبت‌نام، توانست تعدادی از شهروندان را به پرداخت پول ترغیب کند؛ اما درست پس از واریز وجه، ارتباط فروشنده با خریداران قطع شد. بررسی پلیس فتا نشان داد پشت این صفحه، نه یک فروشنده معتبر، بلکه فردی قرار داشته که با همین ترفند بیش از ۴ میلیارد تومان از مردم کلاهبرداری کرده است.

این نخستین بار نیست که یک کالای لوکس یا پرطرفدار بهانه‌ای برای کلاهبرداری در فضای مجازی می‌شود. در سال‌های اخیر پرونده‌های مختلفی با محوریت فروش کالا، پیش‌فروش، تخفیف‌های غیرواقعی و تبلیغات فریبنده شکل گرفته و ماجرای “کوروش کمپانی” نیز به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمونه‌های کلاهبرداری در حوزه فروش کالا تبدیل شد؛ پرونده‌ای که در پی آن، هشدارهای فراوانی از سوی پلیس و سایر مسئولان درباره اعتماد نکردن به تبلیغات فضای مجازی و ضرورت بررسی اعتبار فروشندگان مطرح شد،

با این حال، هنوز هم کافی است یک کالای محبوب با قیمتی پایین‌تر از عرف بازار عرضه شود تا بخشی از کاربران، پیش از آنکه درباره هویت فروشنده، اعتبار کسب‌وکار، شیوه پرداخت و امکان تحویل کالا تحقیق کنند، برای خرید اقدام کنند.

سؤال اینجاست؛ چرا تجربه پرونده‌های گذشته و هشدارهای مکرر، هنوز نتوانسته است چرخه این فریب‌ها را متوقف کند؟ چرا یک “قیمت استثنایی” می‌تواند قدرت تصمیم‌گیری منطقی یک فرد را برای چند دقیقه تحت‌تأثیر قرار دهد و او را به انتقال پول برای فردی ناشناس ترغیب کند؟

یک صفحه اینستاگرامی و ۴میلیارد تومان کلاهبرداری

ماجرای اخیر از جایی آغاز شد که تعدادی از شهروندان به پلیس فتا تهران بزرگ مراجعه کردند و مدعی شدند از سوی گردانندگان یک صفحه اینستاگرامی مورد کلاهبرداری قرار گرفته‌اند.

به‌گفته سردار داود معظمی گودرزی، رئیس پلیس فتا تهران بزرگ؛ شاکیان در فضای مجازی تبلیغ پیش‌فروش آیفون‌های جدید را با قیمت استثنایی مشاهده کرده بودند. در این تبلیغات بر محدود بودن تعداد ثبت‌نام نیز تأکید شده بود؛ موضوعی که می‌توانست احساس عجله برای خرید را در مخاطب ایجاد کند.

شاکیان بدون بررسی دقیق هویت گردانندگان صفحه، مبالغی را برای پیش‌خرید واریز کردند اما پس از پرداخت، دیگر پاسخی از سوی گردانندگان صفحه دریافت نکردند. کارشناسان پلیس فتا تحقیقات خود را آغاز کردند و با اقدامات تخصصی، ادمین صفحه را شناسایی کردند. متهم پس از طی تشریفات قضایی در یکی از مناطق غرب تهران دستگیر و به پلیس فتا منتقل شد.

معظمی گودرزی درباره اعترافات متهم گفته است: وی پس از رونمایی از آیفون‌های سری ۱۸ و با توجه به تقاضای برخی کاربران، صفحه‌ای در اینستاگرام ایجاد کرده بود و با ترفند پیش‌فروش با تعداد بسیار محدود، مردم را به خرید و پرداخت وجه ترغیب می‌کرده و پس از دریافت پول، آنها را مسدود می‌کرده است، رقم کلاهبرداری نیز بیش از ۴۰ میلیارد ریال اعلام شده است.

اما این پرونده صرفاً یک پرونده دیگر میان انبوه پرونده‌های کلاهبرداری فضای مجازی نیست؛ چون پشت آن، یک سؤال اجتماعی جدی وجود دارد: چه‌چیزی باعث می‌شود فردی با وجود تمام هشدارهایی که درباره کلاهبرداری‌های اینترنتی شنیده است، باز هم به یک صفحه ناشناس اعتماد کند؟

“قیمت استثنایی” چگونه قدرت تصمیم‌گیری را تحت‌تأثیر قرار می‌دهد؟

امان‌الله قرایی‌مقدم، جامعه‌شناس و استاد دانشگاه، یکی از عوامل مهم در این زمینه را کم‌تجربگی، به‌ویژه میان نسل جوان، می‌داند.

وی معتقد است تنوع‌طلبی در جامعه افزایش یافته است و افراد گاهی شخصیت و هویت خود را در ظاهر و نوع کالاهایی که استفاده می‌کنند جست‌وجو می‌کنند؛ در چنین شرایطی، کالا دیگر صرفاً یک وسیله مصرفی نیست و می‌تواند به نمادی برای نمایش موقعیت اجتماعی، سبک زندگی و هویت فرد تبدیل شود.

قرایی‌مقدم با اشاره به دیدگاه‌های پیتیریم سورکین درباره جوامع حسی و مادی می‌گوید در دوره‌هایی که توجه جامعه بیشتر به نمودهای مادی و ظاهری زندگی معطوف می‌شود، تبلیغات نیز می‌تواند اثرگذاری بیشتری بر افراد داشته باشد.

به‌گفته این جامعه‌شناس؛ نسل جوان به‌دلیل تجربه کمتر ممکن است راحت‌تر تحت‌تأثیر تبلیغات قرار بگیرد و سراغ کالاهایی برود که در فضای مجازی تبلیغ می‌شوند؛ حتی اگر صحت آن تبلیغات برای فرد مشخص نباشد.

اما ماجرا فقط به میل به داشتن یک کالای لوکس ختم نمی‌شود، فشار اقتصادی نیز می‌تواند در این چرخه نقش داشته باشد.

فردی که در بازار با گرانی و افزایش قیمت کالاها مواجه است، وقتی همان کالا را در یک صفحه مجازی با قیمتی به‌مراتب پایین‌تر می‌بیند، ممکن است به‌جای آنکه نخستین سؤالش این باشد که “چرا این کالا این‌قدر ارزان است؟”، با خود فکر کند که “این یک فرصت استثنایی است.”، همین تغییر زاویه نگاه، نقطه‌ای است که می‌تواند زمینه فریب را ایجاد کند.

قرایی‌مقدم تأکید می‌کند: نمی‌توان این مسئله را صرفاً به طمع یا ساده‌لوحی افراد نسبت داد؛ بلکه مجموعه‌ای از عوامل اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و رسانه‌ای در این رفتار دخیل هستند.

کلاهبردار دقیقاً روی چه‌چیزی دست می‌گذارد؟

کلاهبرداری در فضای مجازی الزاماً با یک دروغ پیچیده آغاز نمی‌شود، گاهی کافی است کلاهبردار چند مؤلفه ساده را کنار یکدیگر قرار دهد؛ کالای پرتقاضا، قیمت جذاب، ظرفیت محدود، تبلیغات حرفه‌ای و ایجاد حس عجله.

کاربر با دیدن یک گوشی جدید و گران‌قیمت که قرار است با قیمت پایین‌تر عرضه شود، با دو میل هم‌زمان مواجه می‌شود؛ از یک سو میل به خرید و از سوی دیگر ترس از دست دادن فرصت.

وقتی فروشنده اعلام می‌کند تعداد ثبت‌نام محدود است، فرصت تصمیم‌گیری کاهش پیدا می‌کند، وقتی قیمت پایین‌تر از بازار اعلام می‌شود، جذابیت افزایش پیدا می‌کند و وقتی صفحه با تصاویر حرفه‌ای، دنبال‌کننده و محتوای تبلیغاتی متعدد ظاهر می‌شود، ممکن است بخشی از کاربران تصور کنند با یک کسب‌وکار واقعی و معتبر مواجه هستند.

در چنین شرایطی، مرحله‌ای که باید پیش از پرداخت پول انجام شود ــ یعنی بررسی هویت و اعتبار فروشنده ــ ممکن است اصلاً اتفاق نیفتد، این همان نقطه‌ای است که پلیس بارها درباره آن هشدار داده است: ظاهر حرفه‌ای یک صفحه در فضای مجازی، به‌تنهایی نشانه اعتبار آن نیست.

فناوری جلوتر از فرهنگ استفاده حرکت کرده است

قرایی‌مقدم برای توضیح این مسئله از مفهوم «تأخر فرهنگی» استفاده می‌کند، به‌گفته وی؛ فناوری و فرهنگ مادی با سرعت زیادی تغییر کرده‌اند اما فرهنگ معنوی، نگرش‌ها و شیوه‌های استفاده صحیح از این ابزارها الزاماً با همان سرعت رشد نکرده است،

به‌بیان ساده‌تر، امروز ممکن است فرد جدیدترین تلفن همراه را در اختیار داشته باشد، با شبکه‌های اجتماعی مختلف کار کند و ساعت‌ها در فضای مجازی حضور داشته باشد، اما هنوز مهارت لازم برای تشخیص یک فروشنده واقعی از یک صفحه جعلی یا تشخیص یک تبلیغ واقعی از تبلیغ فریبنده را نداشته باشد،

این شکاف را می‌توان یکی از زمینه‌های مهم آسیب‌پذیری کاربران دانست. ما در مدت کوتاهی وارد بازاری شده‌ایم که در آن فروشنده و خریدار ممکن است بدون آنکه یکدیگر را ببینند، در چند دقیقه معامله کنند، پول جابه‌جا می‌شود، اطلاعات شخصی و بانکی ردوبدل می‌شود و تصمیمی که در بازار سنتی شاید نیازمند بررسی بیشتری بود، پشت صفحه تلفن همراه و در چند کلیک انجام می‌شود، در چنین شرایطی، سرعت فناوری از سرعت آموزش جلو زده است.

بمباران تبلیغاتی؛ وقتی تکرار، اعتماد می‌سازد

بخش دیگری از ماجرا به تبلیغات برمی‌گردد، امروز کاربر فقط یک تبلیغ را نمی‌بیند. یک کالا ممکن است در شبکه‌های اجتماعی، صفحات فروش، ویدئوها، سریال‌ها، برنامه‌های تلویزیونی، پوسترها، موسیقی و از زبان چهره‌های مشهور بارها و بارها در معرض دید او قرار بگیرد.

قرایی‌مقدم با اشاره به اهمیت تکرار پیام در جامعه‌شناسی ارتباطات معتقد است تکرار تبلیغات می‌تواند ذهن و رفتار افراد را تحت‌تأثیر قرار دهد.

مسئله زمانی جدی‌تر می‌شود که تبلیغ با یک چهره شناخته‌شده همراه شود.

وقتی یک ورزشکار، هنرمند یا چهره مشهور از محصولی استفاده یا آن را تبلیغ می‌کند، ممکن است بخشی از مخاطبان تصور کنند استفاده آن فرد به‌معنای تأیید کیفیت و اعتبار محصول است؛ در حالی که مشهور بودن یک فرد، به‌تنهایی نمی‌تواند اعتبار فروشنده یا اصالت کالایی را که تبلیغ می‌شود تضمین کند.

در اینجا یک خطای ذهنی شکل می‌گیرد: “اگر او استفاده می‌کند، پس حتماً معتبر است.”، کلاهبردار نیز ممکن است دقیقاً از همین اعتماد استفاده کند؛ اعتمادی که نه بر اساس شناخت فروشنده، بلکه بر اساس تصویر، تبلیغ و نشانه‌های ظاهری شکل گرفته است.

چرا هشدارها همیشه اثر نمی‌کنند؟

یکی از مشکلات هشدارهای عمومی این است که گاهی مخاطب آن را جدی می‌گیرد، اما نمی‌داند این هشدار در عمل باید چگونه اجرا شود،
“به تبلیغات فضای مجازی اعتماد نکنید” یک توصیه درست است، اما سؤال مهم‌تر این است؛ کاربر دقیقاً چگونه باید اعتبار یک فروشنده را بررسی کند؟

اگر به مردم گفته شود پیش از خرید تحقیق کنند، باید به آنها آموزش داده شود که چه‌چیزی را بررسی کنند؛ هویت صاحب کسب‌وکار، سابقه فعالیت، امکان احراز هویت، مجوزهای لازم، شیوه پرداخت، شرایط بازگشت وجه، قیمت واقعی کالا و نشانه‌های هشداردهنده در یک معامله، همگی باید برای کاربر قابل‌فهم باشد،

از همین منظر، قرایی‌مقدم معتقد است آموزش باید مستمر باشد. وی تأکید می‌کند حتی جوامع توسعه‌یافته نیز از کلاهبرداری اینترنتی در امان نیستند و هدف، حذف کامل این پدیده نیست؛ بلکه باید با افزایش آگاهی و تجربه، میزان آسیب را کاهش داد،

این نکته مهمی است؛ چراکه روش‌های کلاهبرداری ثابت نمی‌مانند، ممکن است یک روش برای مدتی جواب بدهد و پس از اطلاع‌رسانی عمومی، کلاهبرداران روش دیگری را امتحان کنند، بنابراین آموزش یک‌باره نمی‌تواند پاسخگوی مسئله‌ای باشد که شیوه‌های آن دائماً در حال تغییر است.

قربانی فقط کسی نیست که “طمع کرده” است

در روایت‌های عمومی از برخی کلاهبرداری‌ها، گاهی قربانی با عباراتی مانند “طمع کرد”، “ساده بود” یا “نباید اعتماد می‌کرد” توصیف می‌شود، اما نگاه جامعه‌شناختی به مسئله، تصویر پیچیده‌تری ارائه می‌دهد،

فرد ممکن است تحت‌تأثیر چند عامل همزمان قرار گرفته باشد؛ فشار اقتصادی، تبلیغات مکرر، میل به خرید کالای محبوب، اعتماد به ظاهر حرفه‌ای صفحه، توصیه یک فرد مشهور، احساس محدود بودن فرصت و البته کمبود تجربه، این عوامل وقتی کنار هم قرار می‌گیرند، تصمیمی را شکل می‌دهند که ممکن است فرد اگر در شرایط آرام و بدون فشار تبلیغاتی قرار داشت، هرگز اتخاذ نمی‌کرد.

قرایی‌مقدم نیز تأکید دارد: مسئله را نباید صرفاً به ساده‌لوحی افراد تقلیل داد، این نگاه، علاوه بر آنکه تحلیل دقیق‌تری از چرایی وقوع جرم ارائه می‌دهد، در حوزه پیشگیری انتظامی نیز اهمیت دارد؛ زیرا اگر علت را فقط «بی‌احتیاطی قربانی» بدانیم، راهکار نیز به هشدار ساده ختم می‌شود؛ در حالی که برای کاهش جرم، باید چرخه شکل‌گیری فریب را شناخت.

خانواده؛ فقط نگو “نخر”، یاد بده “چطور بررسی کنند”

فضای مجازی امروز بخش جدایی‌ناپذیر زندگی بسیاری از خانواده‌هاست، بنابراین توصیه به حذف کامل آن، راهکار عملی و پایداری نیست، قرایی‌مقدم نقش خانواده را در این میان مهم می‌داند و معتقد است: والدین باید درباره شیوه استفاده از فضای مجازی با فرزندان خود گفت‌وگو کنند، اما این گفت‌وگو نباید فقط به منع و دستور محدود شود.

نوجوان باید بداند چرا یک صفحه با تعداد زیادی دنبال‌کننده الزاماً معتبر نیست، چرا تبلیغ یک سلبریتی تضمین‌کننده اصالت کالا نیست، چرا قیمت بسیار پایین باید موجب احتیاط شود و چرا قبل از پرداخت پول باید درباره فروشنده تحقیق کرد، حتی والدین نیز باید در این زمینه الگوی رفتاری مناسبی باشند؛ چراکه آموزش زمانی اثر بیشتری دارد که کودک و نوجوان آن را در رفتار روزمره خانواده نیز مشاهده کند.

آیا محدودیت شبکه‌های اجتماعی راه‌حل است؟

یکی از راه‌هایی که در بحث آسیب‌های فضای مجازی مطرح می‌شود، محدود کردن دسترسی کودکان و نوجوانان به شبکه‌های اجتماعی است، قرایی‌مقدم نیز با توجه به اقداماتی که در برخی کشورها برای مدیریت دسترسی گروه‌های سنی پایین به فضای مجازی انجام می‌شود، تأکید می‌کند که مسئله را نمی‌توان صرفاً با ممنوعیت حل کرد،

به‌اعتقاد وی؛ آموزش و مدیریت صحیح استفاده از فضای مجازی اهمیت بیشتری دارد، واقعیت این است که حتی اگر دسترسی نوجوان در یک محیط محدود شود، نمی‌توان انتظار داشت این محدودیت برای همیشه برقرار بماند، فرد بالاخره وارد فضای مجازی خواهد شد و اگر مهارت تشخیص و سواد رسانه‌ای لازم را نداشته باشد، صرفاً محدودیت قبلی نمی‌تواند او را در برابر فریب‌های جدید مصون کند،

بنابراین مسئله اصلی، کنار مدیریت دسترسی، توانمند کردن کاربر برای تشخیص خطر است.

رسانه باید روش کلاهبرداری را هم توضیح دهد

رسانه‌ها نیز در این چرخه نقش مهمی دارند، وقتی یک پرونده کلاهبرداری کشف می‌شود، انتشار خبر دستگیری متهم و میزان اموال کلاهبرداری‌شده، اطلاع‌رسانی لازم را انجام می‌دهد؛ اما اگر هدف پیشگیری باشد، این مرحله کافی نیست.

قرایی‌مقدم می‌گوید: رسانه باید برای مردم توضیح دهد کلاهبرداری چگونه رخ داده است، قربانی چه‌نشانه‌هایی را نادیده گرفته است و کدام رفتار می‌توانسته است مانع وقوع جرم شود، این یعنی تبدیل یک پرونده انتظامی به یک درس عمومی برای جامعه.

در پرونده اخیر نیز تنها دانستن این‌که یک فرد با پیش‌فروش آیفون۱۸ بیش از ۴ میلیارد تومان کلاهبرداری کرده است، کافی نیست، مخاطب باید از خود بپرسد: این فرد چگونه اعتماد قربانیان را به دست آورد؟ چرا قربانیان قبل از پرداخت وجه، هویت فروشنده را بررسی نکردند؟ چه‌چیزی باعث شد قیمت پایین و ظرفیت محدود، فرصت تحقیق را از آنها بگیرد؟ اگر پاسخ این سؤال‌ها به مخاطب منتقل شود، یک پرونده قضایی می‌تواند نقش پیشگیرانه نیز پیدا کند.

مسئله فقط آیفون نیست

کلاهبرداری اخیر با پیش‌فروش آیفون۱۸ اتفاق افتاده، اما مسئله بسیار گسترده‌تر از تلفن همراه است،

امروز از خودرو و تلفن همراه و ساعت گرفته تا پوشاک، طلا، لوازم الکترونیکی، خدمات و حتی فرصت‌های سرمایه‌گذاری، می‌توانند بهانه‌ای برای ایجاد صفحات جعلی و تبلیغات فریبنده باشند.

قرایی‌مقدم دراین‌باره تأکید می‌کند: کلاهبرداری اینترنتی محدود به خرید کالاهای لوکس نیست و در حوزه‌های مالی و بانکی نیز می‌تواند خسارت‌های سنگینی به افراد وارد کند، حتی ممکن است فرد برای خرید یک کالای چند میلیون تومانی وارد معامله شود اما در جریان همان فرآیند، اطلاعات بانکی خود را در اختیار کلاهبردار قرار دهد و خسارتی بسیار بیشتر از مبلغ خرید متحمل شود،

به همین دلیل، مسئله باید فراتر از “خرید اینترنتی کالای لوکس” دیده شود و به‌عنوان بخشی از آسیب‌های اجتماعی و ارتباطی فضای مجازی مورد توجه قرار گیرد.

پاسخ را نمی‌توان در یک توصیه خلاصه کرد، پلیس همچنان باید با شناسایی صفحات مجرمانه و برخورد قضایی با گردانندگان آنها، هزینه ارتکاب جرم را افزایش دهد و کنار برخورد، هشدارهای پیشگیرانه را متناسب با روش‌های جدید کلاهبرداری به‌روزرسانی کند.

خانواده و مدرسه باید آموزش سواد رسانه‌ای و مهارت تشخیص تبلیغات فریبنده را جدی‌تر دنبال کنند. پلتفرم‌ها و سکوهای فعال در فضای مجازی نیز در حد مسئولیت و ظرفیت قانونی خود باید برای کاهش فعالیت حساب‌های مجرمانه و گزارش‌پذیری تخلفات، سازوکارهای مؤثرتری داشته باشند،

و در نهایت خود کاربر باید یک مهارت ساده اما مهم را یاد بگیرد؛ در فضای مجازی، قبل از پرداخت پول، چند دقیقه مکث کند، همین مکث کوتاه می‌تواند فاصله میان “یک خرید موفق” و “یک پرونده کلاهبرداری” باشد.

از کوروش کمپانی تا آیفون۱۸؛ حافظه جامعه نباید کوتاه باشد

ماجرای کوروش کمپانی برای بسیاری از مردم تبدیل به تجربه‌ای جدی از خطر اعتماد به تبلیغات و وعده‌های فروش در فضای مجازی شد، پس از آن نیز بارها درباره روش‌های مختلف کلاهبرداری اینترنتی هشدار داده شد،

اما پرونده جدید نشان می‌دهد تجربه اجتماعی به‌تنهایی کافی نیست؛ زیرا کلاهبردار همزمان با تغییر فناوری و رفتار مصرف‌کننده، روش خود را تغییر می‌دهد، دیروز ممکن بود وعده یک کالا یا تخفیف بزرگ، قربانی را جذب کند و امروز پیش‌فروش یک محصول جدید با ظرفیت محدود, فردا نیز ممکن است روش دیگری جایگزین شود،

بنابراین مسئله اصلی این نیست که مردم یک بار دیگر هشدار بشنوند که فریب نخورند، مسئله این است که جامعه یاد بگیرد چگونه فریب را تشخیص دهد، قرایی‌مقدم نیز بر همین نقطه تأکید دارد: آموزش، تجربه و آگاهی باید افزایش پیدا کند و خانواده، مدرسه، رسانه‌ها و افراد اثرگذار اجتماعی در این زمینه مسئولیت دارند،

در نهایت، پرونده آیفون۱۸ تنها درباره یک صفحه اینستاگرامی و یک متهم نیست؛ درباره جامعه‌ای است که بخش بزرگی از خرید، ارتباط و تصمیم‌گیری اقتصادی خود را به فضای مجازی منتقل کرده، اما هنوز در حال یادگیری قواعد این زمین جدید است.

پلیس می‌تواند کلاهبردار را شناسایی و دستگیر کند؛ اما اگر قرار باشد هر صفحه جعلی پس از دریافت میلیاردها تومان پول شناسایی شود، همیشه یک فاصله میان وقوع جرم و برخورد با مجرم وجود خواهد داشت. پیشگیری واقعی زمانی اتفاق می‌افتد که این فاصله را با آگاهی پر کنیم؛ پیش از آنکه یک “قیمت استثنایی” به یک “خسارت استثنایی” تبدیل شود.

برچسب ها :

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.