«میز فرهنگ» روی آنتن رفت؛ روایتی از شکاف میان سند و زندگی

نخستین قسمت برنامه رادیویی «میز فرهنگ» با حضور دکتر عباس صفاییمهر؛ از تعریف فرهنگ تا مدرسه بهعنوان ویترین حکمرانی فرهنگی
نخستین قسمت برنامه رادیویی «میز فرهنگ» با حضور دکتر عباس صفاییمهر؛ از تعریف فرهنگ تا مدرسه بهعنوان ویترین حکمرانی فرهنگی
نخستین قسمت از برنامه رادیویی «میز فرهنگ»، با اجرای گروه جامعه و جوان رادیو فرهنگ، عصر امروز با حضور دکتر عباس صفاییمهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و استاد دانشگاه، روی آنتن رفت. این برنامه که قرار است هر هفته میزبان کارشناسان و صاحبنظران حوزه فرهنگ باشد، در نخستین گام خود به یکی از بنیادیترین پرسشهای فرهنگی کشور پرداخت: چرا فاصله میان آنچه در اسناد نوشته شده و آنچه مردم زندگی میکنند، اینقدر عمیق است؟

هویت برنامه: از سند تا زندگی
مجری برنامه در همان دقایق ابتدایی، هویت «میز فرهنگ» را در یک جمله کلیدی خلاصه کرد:
«از آنچه در اسناد نوشته شده تا آنچه مردم زندگی میکنند؛ این موضوع برنامه ماست.»
او تأکید کرد که این برنامه قصد دارد اسناد فرهنگی کشور را «از متن بایگانیشده» بیرون بیاورد و به «موضوع گفتوگوی دقیق» تبدیل کند. به گفته مجری، هدف این است که تصویری از جامعه داشته باشیم، بفهمیم چه مسئلهای در موضوع فرهنگی تشخیص داده شده، و از مردم بپرسیم آنها واقعاً در حوزه فرهنگ کشور دنبال چه چیزی هستند.
مجری همچنین با اشاره به مأموریت «میز فرهنگ» گفت که این برنامه بررسی مستمر فضای فرهنگی کشور، بهویژه با توجه به فضای مجازی و تأثیرات فرهنگی آن بر نسل جوان را در دستور کار دارد. او تأکید کرد که هدف، تقویت انسجام، هویت و یکپارچگی اجتماعی، بر مبنای واقعیتهای میدانی است.
«ما همیشه مردم را در جایگاه نخست قرار میدهیم و بهرهگیری از ظرفیتهای مردمی در جهت تقویت هویت ملی را دنبال میکنیم.»
دکتر صفاییمهر: فرهنگ، نظام معناست
دکتر عباس صفاییمهر، مهمان نخستین قسمت «میز فرهنگ»، در پاسخ به پرسش مجری درباره تعریف فرهنگ، با اشاره به اینکه مطالبش اجماعی از پژوهشگران مطالعات فرهنگی است، گفت:
«فرهنگ صرفاً نمودش در شعر و موسیقی و کتاب و سینما و مراسم و جلوههای فرهنگی است، ولی اینها همه فرهنگ نیستند. فرهنگ یعنی نظام معنا؛ یعنی مردم چه چیزی را خوب میدانند، چه چیزی را بد میدانند، به چه چیزی افتخار میکنند، از چه چیزی خجالت میکشند، چه چیزی را نشانه موفقیت میدانند و چه نوع زندگی را مطلوب میشمارند.»
او در ادامه، چهار بُعد برای فرهنگ برشمرد:
- بُعد شناختی: باور، دانش، جهانبینی
- بُعد ارزشی: خوب و بد، زشت و زیبا، مقدس و نامقدس
- بُعد رفتاری: آداب، رسوم، مناسک، سبک زندگی
- بُعد نمادین: زبان، هنر، موسیقی، معماری
و در جمعبندی، تعریف کوتاهی از فرهنگ ارائه داد:
«فرهنگ، مجموعهای از معناها، ارزشها، باورها، هنجارها، نمادها، زبان و شیوههای زیستن است که هویت یک جامعه را میسازد و از نسلی به نسل بعد قابل انتقال است.»
فرهنگ، قبل از قانون رفتار ما را جهت میدهد
دکتر صفاییمهر در بخش دیگری از سخنانش، جملهای کلیدی گفت:
«فرهنگ یعنی آن چیزی که قبل از قانون، رفتار ما را جهت میدهد. قانون میگوید چه کاری مجاز است، اما فرهنگ میگوید چه کاری ارزشمند است.»
فرهنگ، ثابت نیست؛ پویاست
او با تأکید بر پویایی فرهنگ گفت:
«فرهنگ یک چیز ثابت نیست. در یک جامعه، ثروت ارزش پیدا میکند؛ در سرزمینی دیگر، فناوری و علم. مثلاً اتریش بعد از جنگ جهانی دوم، وام گرفت و رفت سراغ اپرا، کتابخانه و مظاهر فرهنگی. امروز میزبان مهمترین کنگرههای اقتصادی جهان است. چون روی هویت خودش سرمایهگذاری کرد.»
او با اشاره به تجربه تاریخی ایران افزود:
«ما هم در مقطعی، جزء هفت کشور سازنده هواپیما در جهان بودیم. کارخانه هواپیماسازی شهباز را داشتیم. اما آن مسیر را ادامه ندادیم. اگر میگوییم فرهنگ از اقتصاد مهمتر است، این یک شعار سیاسی و ایدئولوژیک نیست؛ یک واقعیت راهبردی است.»
تفاوت مدیریت فرهنگی و حکمرانی فرهنگی
دکتر صفاییمهر در بخش دوم گفتوگو، به تفاوت بنیادین مدیریت فرهنگی و حکمرانی فرهنگی پرداخت و گفت:
«مدیریت فرهنگی، اداره روزمره امور فرهنگی است؛ یعنی سازمان، بودجه، مجوز، نیرو، برنامه، اجرا و نظارت بر فعالیتهای فرهنگی. اما حکمرانی فرهنگی، مدیریت مشارکتی و قاعدهمند میدان فرهنگ است؛ یعنی تعیین قواعد بازی، مشارکت مردم، عدالت فرهنگی، شفافیت و پاسخگویی.»
او در جمعبندی این بخش، جملهای کلیدی گفت:
«مدیریت فرهنگی بیشتر به اجرای برنامه فکر میکند؛ حکمرانی فرهنگی به اثر برنامه فکر میکند.»
مدیریت فرهنگی میپرسد «چه؟»؛ حکمرانی فرهنگی میپرسد «چرا؟»
او در توضیح بیشتر گفت:
«مدیریت فرهنگی با ابزار سروکار دارد؛ حکمرانی فرهنگی با معنا و نسبتها. مدیریت فرهنگی میپرسد چه برنامهای اجرا کنیم؟ حکمرانی فرهنگی میپرسد چرا این برنامه، برای چه کسی، با مشارکت چه کسانی، و با چه اثر فرهنگی؟»
یکی از بخشهای مهم این گفتوگو، اشاره به نسبت فرهنگ و اقتصاد بود. دکتر صفاییمهر با تأکید بر اینکه فرهنگ، فقط یک «پول اضافه» بر اقتصاد نیست، گفت:
«فرهنگ، زیرساخت نامرئی اقتصاد است. ما معمولاً اقتصاد را با پول، سرمایه، تولید و بازار میشناسیم، اما پشت همه اینها یک فرهنگ قرار دارد: فرهنگ کار، فرهنگ مصرف، فرهنگ اعتماد، فرهنگ کیفیت، فرهنگ کارآفرینی، فرهنگ مسئولیتپذیری. جامعهای که اعتماد، نظم، امید، خلاقیت و اخلاق حرفهای بالاتری دارد، اقتصاد پایدارتری هم میسازد.»
او افزود:
«فرهنگ میتواند به صنعت تبدیل شود؛ مثل گردشگری، صنایع دستی، کتاب، سینما و رسانه. سینمای دهه ۶۰ ما یک رنگ دیگری داشت. رسانه، تولید فرهنگ میکند. پس فرهنگ از اقتصاد جدا نیست؛ پایه اقتصاد است.»
«سرمایهگذاری روی فرهنگ، سرمایهگذاری روی فردای اقتصاد است.»
دکتر صفاییمهر در بخش دیگری از برنامه، به شکاف میان اسناد بالادستی و واقعیت اجتماعی پرداخت و گفت:
«ما در فرهنگ، هیچوقت کمبود سند نداریم. اتفاقاً در خیلی از زمینههای فرهنگی، انباشت سند داریم؛ چون سازمانهای فرهنگی متعددی داریم. مسئله ما ضعف در تبدیل سند به تجربه زیسته مردم است.»
او با تشبیه سند به نقشه، افزود:
«سند مثل نقشه میماند. نقشه لازم است، اما نقشه بهتنهایی کسی را به مقصد نمیرساند. ما باید راه، سوخت، راننده، تابلو و هدایتگر داشته باشیم. اینکه فکر کنیم یک سند مینویسیم و فردا همه چیز بر مدار آن قرار میگیرد، واقعی نیست.»
تجربه جنگ رمضان
دکتر صفاییمهر با اشاره به تجربه جنگ رمضان گفت:
«مردم ما در همین جنگ رمضان، خودشان را با شرایط وفق دادند. در رفتار، در مصرف، در گفتار — یک انسجامی اتفاق افتاد که مسئولین ما را غافلگیر کرد. این نشان میدهد که فرهنگ، ظرفیت تابآوری بالایی دارد؛ به شرطی که مردم در میدان باشند.»
پیوست فرهنگی: مفهوم جدی گرفته نشده
یکی از مهمترین مفاهیمی که در این برنامه مطرح شد، «پیوست فرهنگی» بود. دکتر صفاییمهر گفت:
«پیوست فرهنگی متأسفانه درست درک نشده. پیوست فرهنگی یعنی قبل از اجرای یک طرح، سیاست یا تصمیم، این سؤال را بپرسیم: این تصمیم چه اثری بر فرهنگ مردم دارد؟ چه چیزی را تقویت میکند؟ چه چیزی را ضعیف میکند؟ چه گروههایی سود میبرند؟ چه گروههایی آسیب میبینند؟ آیا هویت، اعتماد، عدالت، مشارکت و انسجام اجتماعی را تقویت میکند یا نه؟»
پیوست فرهنگی، تشریفات نیست
او تأکید کرد که پیوست فرهنگی نباید به یک «تشریفات اداری» تبدیل شود:
«مشکل ما این است که پیوست فرهنگی را بعد از اجرا میخواهیم. مثل مهندس ناظری که بعد از ساختوساز میآید و میبیند آیا استانداردها رعایت شده یا نه. در حالی که پیوست فرهنگی باید از همان ابتدا، جزء طراحی باشد.»
دکتر صفاییمهر با اشاره به مثال تاریخی پلهای صفویه در اصفهان گفت:
«ما در دوره صفویه، پل ساختیم و امروز سیوسهپل شناسنامه ما ایرانیهاست. اما در دوره معاصر، پلهایی ساختیم که هیچ هویتی ندارند. اگر پیوست فرهنگی داشتیم، قبل از ساخت میپرسیدیم: این پل چه اثری بر هویت، زیباییشناسی و فرهنگ شهری ما دارد؟»
«پیوست فرهنگی یعنی تصمیمگیر از اقدام بپرسد: این کار با جامعه چه میکند؟ فقط هزینه و فایده اقتصادی را حساب نکند.»
مدرسه؛ ویترین حکمرانی فرهنگی
بخش ویژه برنامه به موضوع مدرسه اختصاص داشت. دکتر صفاییمهر با اشاره به آغاز سال تحصیلی، گفت:
«من مدرسه را ویترین حکمرانی فرهنگی میبینم. مدرسه فقط محل آموزش نیست. مدرسه جایی است که کودک برای نخستین بار جامعه رسمی را تجربه میکند. یعنی میفهمد قانون چیست، عدالت چیست، احترام چیست، تبعیض چیست، مشارکت چیست، رقابت چیست، هویت چیست.»
مدرسه، بزرگترین کارخانه تولید فرهنگ عمومی
او مدرسه را «بزرگترین کارخانه تولید فرهنگ عمومی» دانست و توضیح داد:
«هر روز میلیونها دانشآموز در مدرسه، صرفاً مشغول حل کردن حساب و هندسه و علوم نیستند؛ یک نوع زندگی اجتماعی را تمرین میکنند. البته وقتی میگویم کارخانه، منظور تولید مکانیکی نیست. منظور این است که مدرسه بهطور مستمر روی عادت، زبان، هویت، نظم، امید و نگرش اجتماعی اثر میگذارد.»
سه لایه فرهنگی مدرسه
او سه لایه فرهنگی مدرسه را از هم تفکیک کرد:
- برنامه رسمی: کتاب، درس، معلم، امتحان، ددلاین
- برنامه پنهان: نوع برخورد مدیر، عدالت در کلاس، احترام به دانشآموز، رابطه معلم و خانواده
- فضای غیررسمی: زنگ تفریح، گروه دوستان، شوخیها، مراسم، فضای مجازی
«مدرسه، ویترین حکمرانی فرهنگی است.»
دکتر صفاییمهر در بخش پایانی این پرونده، با تأکید بر تقدم تربیت بر تعلیم گفت:
«آموزش و پرورش دو تا معاونت دارد؛ اما پرورش مهمتر است. من الان با اینکه انتگرال و بسیاری از درسها یادم نیست، اما آن گزارههای پرورشی گاهی همین الان در دانشگاه دستم را میگیرد.»
او هویت را نه محصول کتاب، بلکه محصول تجربه روزمره مدرسه دانست و گفت:
«هویت ملی فقط با حفظ کردن چند سطر ساخته نمیشود؛ با تجربه عدالت، احترام، تاریخ، زبان، هنر، مسئولیت و مشارکت ساخته میشود.»
مدرسه، انسان صاحب تشخیص تربیت میکند
دکتر صفاییمهر در پاسخ به اشاره مجری درباره نقش معلم، گفت:
«مدرسه، پایگاهی است که انسان صاحب تشخیص تربیت میکند. انسان صاحب تشخیص، در هویتهای مختلف — پزشک، راننده، کارگر، کارفرما — ظاهر میشود. اما این انسان صاحب تشخیص، کسی است که در مدرسه تمرین انسانیت را تجربه کرده است. به همین دلیل است که دولتهای جهان روی زیستبوم معلم سرمایهگذاری میکنند.»
دکتر صفاییمهر با اشاره به نقش معلم گفت:
«معلم فقط انتقالدهنده دادههای درسی نیست. روح معلم در ذهن دانشآموز مینشیند و نقش میبندد. دانشآموز در ذهن آماده پذیرش خود، الگویی به نام معلم دارد که میتواند شخصیت فردی و اجتماعی او را تقویت کند»
او در پاسخ به اشاره مجری درباره نقش خانواده گفت:
«خانواده شریک حکمرانی فرهنگی مدرسه است، نه مزاحم مدرسه. اگر مدرسه و خانواده دو پیام متفاوت بدهند، دانشآموز دچار دوگانگی میشود.»
«مدرسه بدون خانواده، در تربیت فرهنگی تنهاست؛ خانواده بدون مدرسه، در برابر جهان رسانهای تنهاست.»
دکتر صفاییمهر در جمعبندی پایانی برنامه افزود:
«فرهنگ، زیرساخت نامرئی اقتصاد است. سرمایهگذاری روی فرهنگ، سرمایهگذاری روی فردای اقتصاد است. اگر روی فرهنگ سرمایهگذاری کنید، یک بازار پایدار درو میکنید. فرهنگ میتواند به صنعت تبدیل شود؛ مثل گردشگری، صنایع دستی، کتاب، سینما و رسانه. سینمای دهه ۶۰ ما یک رنگ دیگری داشت. رسانه، تولید فرهنگ میکند. پس فرهنگ از اقتصاد جدا نیست؛ پایه اقتصاد است.»
مجری در پایان برنامه گفت:
«فرهنگ یک مقولهای است که کند حرکت میکند اما پویاست. در طی زمان حرکت میکند، تغییر میکند. و این وظیفه هم مدیران و مسئولان است، هم رسانههای جمعی مثل رادیو، که به خردهفرهنگها، فرهنگهای جوامع مختلف کشور و مناطق مختلف توجه داشته باشند.»
برچسب ها :میز فرهنگ
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0