صفاییمهر در «میز فرهنگ»:
سیاست فرهنگی وقتی موفق است که مردم اثر آن را در زندگی روزمره حس کنند

به گزارش خبرنگار فرهنگی پایگاه خبری قاصدک شرق، در دومین بخش از گفتوگوهای برنامه «میز فرهنگ»، موضوع «سیاستگذاری و تصمیمگیری فرهنگی متناسب با نیاز مردم» با حضور دکتر عباس صفاییمهر بررسی شد. این گفتوگو در ادامه مباحث پیشین برنامه درباره فاصله میان اسناد فرهنگی و واقعیت اجتماعی شکل گرفت و تلاش داشت به این پرسش پاسخ دهد که چرا برخی سیاستهای فرهنگی، با وجود نیت خوب و پشتوانه کارشناسی، در جامعه به نتیجه مطلوب نمیرسند.
صفاییمهر در آغاز بحث با اشاره به اینکه مسئله فرهنگ فقط نوشتن سند نیست، گفت: «سیاست فرهنگی را نباید فقط در لحظه تصویب دید. سیاست فرهنگی یک مسیر دارد؛ از تشخیص مسئله آغاز میشود، به طراحی سند یا برنامه میرسد، سپس باید به زبان نهادهای میانی مانند مدرسه، خانواده، رسانه، محله و فضای مجازی ترجمه شود و بعد در زندگی مردم اثر بگذارد.»
وی افزود: «هر جا این زنجیره قطع شود، سیاست فرهنگی به نتیجه نمیرسد. گاهی مسئله را درست نشناختهایم، گاهی سیاست خوب نوشته شده اما به زبان مردم ترجمه نشده، گاهی اجرا ضعیف بوده و گاهی هم اساساً اثر سیاست را نسنجیدهایم.»
سیاست فرهنگی صرفا متن نیست؛ زنجیره زنده است
صفاییمهر در تبیین ریشه ناکامی برخی سیاستهای فرهنگی گفت: «نباید مسئله را ساده کنیم و بگوییم مشکل فقط از طراحی است یا فقط از اجرا. در فرهنگ، ناکامی سیاست معمولاً حاصل چند گسست است؛ گسست در شناخت مسئله، گسست در طراحی، گسست در ترجمه اجتماعی، گسست در اجرا و گسست در ارزیابی اثر.»
او با بیان اینکه سیاست فرهنگی باید از مرحله سند عبور کند، افزود: «ممکن است سیاستی از نظر متن و هدف درست باشد، اما چون به زبان مدرسه، خانواده، رسانه و محله ترجمه نشده، در جامعه اثر نگذارد. سیاست فرهنگی زمانی موفق است که از سند به نهاد، از نهاد به تجربه، و از تجربه به رفتار پایدار تبدیل شود.»
این پژوهشگر فرهنگی تأکید کرد که کشور در حوزه فرهنگ معمولاً با کمبود سند مواجه نیست، بلکه مسئله اصلی در بسیاری از موارد، «قطع شدن مسیر سیاست تا زندگی مردم» است.
سند فرهنگی باید به تجربه زیسته مردم تبدیل شود
در ادامه برنامه، مجری از صفاییمهر خواست توضیح دهد که تعبیر «تبدیل سند به تجربه زیسته مردم» دقیقاً به چه معناست. وی در پاسخ گفت: «تجربه زیسته یعنی آن چیزی که مردم واقعاً در زندگی روزمره لمس میکنند. مردم با متن سند زندگی نمیکنند؛ مردم با مدرسه، خانواده، خیابان، رسانه، محل کار، محله، بازار و فضای مجازی زندگی میکنند.»
او توضیح داد: «وقتی در سند از کرامت انسانی سخن میگوییم، این مفهوم باید در مدرسه، اداره، رسانه و روابط اجتماعی دیده شود. اگر دانشآموز در مدرسه تحقیر شود، اگر اربابرجوع در اداره سرگردان شود، اگر مردم احساس کنند صدایشان شنیده نمیشود، آن سند هنوز به تجربه اجتماعی تبدیل نشده است.»
صفاییمهر با اشاره به مفهوم مشارکت نیز گفت: «سند ممکن است از مشارکت اجتماعی سخن بگوید، اما اگر دانشآموز، خانواده، معلم، محله و گروههای مردمی در طراحی و اجرای برنامهها نقشی نداشته باشند، مشارکت فقط یک واژه رسمی باقی میماند.»
به گفته او، سند فرهنگی وقتی زنده میشود که مردم آن را نه فقط بخوانند، بلکه در مدرسه، خانواده، رسانه و زندگی روزمره تجربه کنند.
هدف خوب با روش نادرست ممکن است نتیجه معکوس بدهد
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از گفتوگو با بیان اینکه در فرهنگ، «روش اجرا» خود بخشی از پیام فرهنگی است، گفت: «نمیشود هدف فرهنگی داشت، اما روش غیرفرهنگی به کار برد. اگر هدف ما کرامت انسان است، اما روش اجرای ما تحقیرآمیز باشد، پیام سیاست از بین میرود. اگر هدف ما مشارکت است، اما سیاست از بالا و بدون حضور مردم طراحی شود، خود آن سیاست مشارکت را نقض کرده است.»
وی افزود: «در فرهنگ، هدف خوب کافی نیست. روش انتقال و اجرا هم باید فرهنگی باشد. گاهی یک سیاست از نظر محتوا درست است، اما چون روش آن با زیست مردم هماهنگ نیست، اثر معکوس میگذارد.»
صفاییمهر این نکته را چنین جمعبندی کرد: «در فرهنگ، نمیشود با روش غیرفرهنگی به هدف فرهنگی رسید.»
نیاز فرهنگی مردم را نمیتوان فقط حدس زد
در محور دوم برنامه، بحث به نسبت سیاست فرهنگی با نیاز مردم رسید. صفاییمهر با تأکید بر اینکه شناخت نیاز فرهنگی مردم فقط با آمار خام ممکن نیست، گفت: «آمار و نظرسنجی لازماند، اما کافی نیستند. آمار به ما میگوید چه اتفاقی افتاده، اما همیشه نمیگوید چرا اتفاق افتاده است. برای فهم چرایی، باید وارد گفتوگو با جامعه شد.»
او با بیان اینکه نیاز فرهنگی مردم فقط در درخواست برنامه یا مراسم خلاصه نمیشود، افزود: «گاهی نیاز فرهنگی، نیاز به کرامت است؛ گاهی نیاز به شادی سالم، گفتوگو، دیدهشدن، امنیت روانی، تعلق، عدالت فرهنگی، هویت و امید است.»
این پژوهشگر فرهنگی تأکید کرد: «سیاستگذار فرهنگی نباید از بالا حدس بزند مردم چه میخواهند. باید زندگی مردم را بشنود، ببیند و تحلیل کند.»
وی در ادامه گفت: «مردم فقط مخاطب سیاست فرهنگی نیستند؛ مردم منبع شناخت سیاست فرهنگیاند.»
مردم باید شریک سیاست فرهنگی باشند، نه فقط مخاطب آن
صفاییمهر در پاسخ به پرسشی درباره نقش مردم در سیاست فرهنگی گفت: «در مدیریت فرهنگی معمولاً مردم مخاطباند؛ یعنی برای آنها برنامه طراحی میشود، از آنها دعوت میشود و آنها در برنامه شرکت میکنند. اما در حکمرانی فرهنگی، مردم شریکاند؛ یعنی در تعریف مسئله، طراحی راهکار، اجرای برنامه و ارزیابی اثر نقش دارند.»
او افزود: «فرهنگ از بالا به پایین ساخته نمیشود. فرهنگ در زندگی مردم شکل میگیرد. اگر مردم فقط مخاطب باشند، سیاست فرهنگی ممکن است رسمی، خشک و اداری شود. اما وقتی مردم شریک باشند، سیاست واقعیتر، پذیرفتنیتر و پایدارتر خواهد بود.»
صفاییمهر با ذکر مثال مدرسه گفت: «اگر برای دانشآموز برنامه فرهنگی طراحی کنیم، یک نتیجه میگیریم؛ اما اگر با خود دانشآموز برنامه فرهنگی طراحی کنیم، او احساس مالکیت میکند. آنوقت فرهنگ را فقط نمیشنود، بلکه آن را زندگی میکند.»
او تصریح کرد: «فرهنگ را نمیشود فقط برای مردم ساخت؛ باید با مردم ساخت.»
هر تفاوت نسلی ضدفرهنگ نیست
یکی از بخشهای مهم این گفتوگو به مسئله ضدفرهنگ و مواجهه با نسل جوان اختصاص داشت. صفاییمهر با تأکید بر ضرورت دقت در تشخیص پدیدههای فرهنگی گفت: «ما نباید هر تفاوت نسلی را ضدفرهنگ بدانیم. نسل جدید ممکن است زبان متفاوتی داشته باشد، شوخی متفاوتی داشته باشد، موسیقی متفاوتی گوش کند یا در فضای مجازی شکل تازهای از بیان را تجربه کند. اینها لزوماً ضدفرهنگ نیستند.»
وی افزود: «باید میان تفاوت نسلی، تغییر سبک زندگی، اعتراض اجتماعی، نیاز پاسخدادهنشده و ضدفرهنگ واقعی تفکیک کنیم. ضدفرهنگ جایی است که یک جریان، کرامت انسان، اخلاق، خانواده، هویت، استقلال، امید اجتماعی و انسجام جامعه را تخریب کند.»
صفاییمهر هشدار داد که اگر پدیدههای نسل جدید بهدرستی تشخیص داده نشوند، سیاست فرهنگی نیز به خطا میرود. به گفته او، «گاهی چیزی که فقط تغییر نسلی است، با برخورد سنگین تبدیل به گسست اجتماعی میشود.»
او در جمعبندی این بخش گفت: «تشخیص ضدفرهنگ نیازمند تحلیل است، نه واکنش عصبی.»
سیاست فرهنگی باید هم مرز داشته باشد، هم جاذبه
این پژوهشگر فرهنگی در ادامه، درباره چگونگی مواجهه با جریانهای ضدفرهنگی گفت: «سیاست فرهنگی موفق باید هم مرز داشته باشد، هم جاذبه. اگر فقط مرز داشته باشد و مدام با زبان منع، هشدار و تهدید حرف بزند، نسل جوان احساس طردشدگی میکند. اگر هم فقط جذب کند و هیچ مرزی نداشته باشد، هویت فرهنگی آسیب میبیند.»
او تأکید کرد که حفاظت فرهنگی باید با گفتوگو و توانمندسازی همراه باشد. به گفته صفاییمهر، نسل جوان را نمیتوان فقط از چیزی منع کرد؛ باید به او چیزی معنادار، زیبا، واقعی و قابل زیستن پیشنهاد داد.
وی افزود: «در مواجهه با یک پدیده فرهنگی تازه، باید بپرسیم آن پدیده چه نیازی را پاسخ داده است؛ نیاز به دیدهشدن، هیجان، اعتراض، تعلق گروهی، زیبایی یا آزادی بیان؟ وقتی نیاز را فهمیدیم، میتوانیم جایگزین فرهنگی طراحی کنیم.»
او در این بخش تأکید کرد: «حفاظت فرهنگی بدون جذب، فاصله میسازد؛ جذب بدون مرز، هویت را سست میکند.»
نسل جدید از فرهنگ فرار نمیکند؛ از فرهنگی فاصله میگیرد که او را نمیفهمد
صفاییمهر در پاسخ به پرسشی درباره زبان سیاست فرهنگی برای نسل جوان گفت: «نسل جدید فقط مخاطب جدید نیست؛ زیستجهان جدید دارد. با تصویر، سرعت، شبکه اجتماعی، بازی، ویدئوی کوتاه، موسیقی، طنز، تعامل و انتخاب زندگی میکند. بنابراین سیاست فرهنگی برای این نسل نمیتواند فقط با زبان خطابه، بخشنامه، نصیحت و مراسم رسمی پیش برود.»
او افزود: «این به معنای رها کردن ارزشها نیست. ارزشها باید حفظ شوند، اما زبان انتقال آنها باید بهروز شود. میتوان محتوای عمیق را با زبان قابل فهم بیان کرد.»
وی با تأکید بر اهمیت صداقت در گفتوگو با نسل جوان گفت: «نسل جدید شعار را زود تشخیص میدهد. او نمیخواهد فقط شنونده باشد؛ میخواهد دیده شود، نظر بدهد، تولید کند و نقش داشته باشد.»
صفاییمهر گفت: «نسل جدید از فرهنگ فرار نمیکند؛ از فرهنگی فاصله میگیرد که او را نمیفهمد و با زبان او حرف نمیزند.»
سیاست فرهنگی پایدار، شخصمحور نیست
در بخش دیگری از گفتوگو، موضوع پایداری سیاست فرهنگی بررسی شد. صفاییمهر در این زمینه گفت: «فرهنگ حوزهای نیست که با حرکتهای کوتاهمدت و مقطعی تغییر کند. فرهنگ آرام حرکت میکند، اما عمیق اثر میگذارد. بنابراین سیاست فرهنگی باید پیوسته، پایدار و حافظهدار باشد.»
او افزود: «وقتی یک سیاست فقط به علاقه، سلیقه یا اراده یک مدیر وابسته باشد، با رفتن او هم از بین میرود. این دیگر سیاست فرهنگی پایدار نیست؛ فعالیت مناسبتی یا مدیرمحور است.»
صفاییمهر برای پایداری سیاست فرهنگی چند شرط برشمرد؛ از جمله پشتوانه نهادی، شاخص ارزیابی، مشارکت مردمی، حافظه نهادی، بودجه، نیروی انسانی و سازوکار اجرایی.
وی تأکید کرد: «سیاست فرهنگی پایدار، شخصمحور نیست؛ نهادمحور، مردممحور و اثرمحور است.»
مدرسه، خانواده، رسانه و محله پل میان سند و زندگی مردماند
صفاییمهر در ادامه برنامه نقش نهادهای میانی را در پایداری سیاست فرهنگی مهم دانست و گفت: «مدرسه، خانواده، رسانه و محله فقط مجری سیاست نیستند؛ خودشان میدان تولید فرهنگاند.»
او توضیح داد: «فرهنگ فقط در وزارتخانه یا شورا تولید نمیشود. فرهنگ در مدرسه، خانواده، رسانه، محله، مسجد، گروه دوستان، بازار و فضای مجازی تولید میشود.»
وی مدرسه را یکی از مهمترین نهادهای میانی دانست و گفت: «دانشآموز در مدرسه فقط درس نمیخواند؛ قانون، احترام، عدالت، رقابت، مشارکت، تبعیض یا کرامت را تجربه میکند. پس مدرسه فقط مجری سند نیست؛ خودش ویترین حکمرانی فرهنگی است.»
صفاییمهر همچنین خانواده را نخستین میدان تربیت فرهنگی دانست و رسانه را نهادی معرفی کرد که روایت، ذائقه، حساسیت و مرجعیت فرهنگی میسازد. او افزود: «محله نیز جایی است که فرهنگ محلی، اعتماد، همسایگی، خاطره، آیین و مشارکت اجتماعی شکل میگیرد.»
او در جمعبندی این بخش گفت: «نهادهای میانی پل میان سند و زندگی مردماند.»
سیاستگذار باید سریع بفهمد، اما عجول واکنش ندهد
در بخش پنجم گفتوگو، موضوع سرعت تغییرات فرهنگی در فضای مجازی بررسی شد. صفاییمهر با اشاره به اینکه فضای مجازی زمان فرهنگ را کوتاه کرده است، گفت: «قبلاً تغییرات فرهنگی ممکن بود آرامتر و در چند سال خود را نشان دهند؛ امروز گاهی یک پدیده فرهنگی در چند ساعت یا چند روز فراگیر میشود.»
او افزود: «در چنین وضعی، سیاستگذار اگر کند باشد، عقب میماند. اگر عجول باشد، خطا میکند. پس باید چابک باشد، اما شتابزده نباشد.»
به گفته وی، چابکی یعنی رصد سریع، فهم سریع، جمعآوری داده، شنیدن صدای میدان، گفتوگو با متخصصان و تحلیل درست؛ اما شتابزدگی یعنی واکنش بدون فهم دقیق.
صفاییمهر تأکید کرد که سیاست فرهنگی در عصر فضای مجازی باید رصد مستمر، تحلیل میانرشتهای و امکان اجرای آزمایشی و اصلاح سیاست را داشته باشد.
او گفت: «در عصر فضای مجازی، سیاستگذار باید سریع بفهمد، اما عجول واکنش ندهد.»
رصدخانه فرهنگی باید داده را به تصمیم تبدیل کند
در ادامه، بحث به ضرورت ایجاد رصدخانه فرهنگی یا میز تحلیل تصمیمساز رسید. صفاییمهر با تأیید این ضرورت گفت: «اما رصدخانه فرهنگی نباید فقط یک اسم تشریفاتی باشد. کار آن تولید گزارشهای طولانی و اداری نیست. باید حلقه اتصال رصد، تحلیل و تصمیم باشد.»
او برای چنین میزی چند مأموریت برشمرد: رصد روندهای فرهنگی، تعریف درست مسئله، ترکیب داده با تجربه میدانی، ارائه سناریو، پیشنهاد سیاستی و پیگیری اثر سیاست.
وی گفت: «این میز باید چندصدایی باشد؛ جامعهشناس، متخصص رسانه، کارشناس آموزش، معلم، روانشناس نوجوان، فعال فرهنگی، نماینده خانواده، کارشناس محلی و حتی صدای نسل جوان باید در آن حضور داشته باشند.»
صفاییمهر افزود: «میز تحلیل تصمیمساز جایی است که داده به فهم، فهم به سیاست، و سیاست به اقدام قابل ارزیابی تبدیل میشود.»
در فرهنگ، گزارش عملکرد کافی نیست؛ گزارش اثر لازم است
در محور پایانی برنامه، صفاییمهر درباره شاخصهای موفقیت سیاست فرهنگی گفت: «یکی از تفاوتهای مهم مدیریت فرهنگی و حکمرانی فرهنگی این است که مدیریت فرهنگی معمولاً گزارش عملکرد میدهد؛ چند برنامه، چند جلسه، چند پوستر، چند جشنواره و چند شرکتکننده. اینها لازماند، اما کافی نیستند.»
او افزود: «حکمرانی فرهنگی باید گزارش اثر بدهد؛ یعنی بپرسد این برنامه چه تغییری ایجاد کرد؟ آیا اعتماد مردم بیشتر شد؟ آیا مشارکت افزایش یافت؟ آیا دانشآموز احساس تعلق بیشتری کرد؟ آیا خانوادهها درگیر شدند؟ آیا نسل جوان احساس کرد فهمیده شده است؟»
صفاییمهر با بیان مثال کتابخوانی گفت: «اگر برنامهای برای کتابخوانی اجرا میکنیم، فقط نگوییم چند جلد کتاب توزیع شد. بپرسیم آیا عادت مطالعه تغییر کرد؟ آیا کتابخانه مدرسه فعالتر شد؟ آیا دانشآموز خودش کتاب پیشنهاد داد؟ آیا خانواده وارد گفتوگو درباره کتاب شد؟»
او تأکید کرد: «در فرهنگ، تعداد برنامه مهم است، اما اثر برنامه مهمتر است.»
تجربه روزمره مردم، آزمایشگاه واقعی سیاست فرهنگی است
در بخش مشارکت مخاطبان، برنامه از شنوندگان خواست تجربه خود را درباره فاصله میان حرفهای رسمی فرهنگی و واقعیت زندگی روزمره بیان کنند. در همین زمینه، صفاییمهر گفت: «شنیدن صدای مردم بخشی از سیاستگذاری فرهنگی است. مردم فقط مخاطب برنامه نیستند؛ تجربه آنها داده فرهنگی است.»
او افزود: «وقتی شنونده میگوید در مدرسه، خانواده، رسانه، خیابان یا فضای مجازی چه شکافی حس میکند، اینها برای سیاستگذار مهم است. بسیاری از شکافهای فرهنگی اول در زندگی روزمره مردم دیده میشوند و بعد وارد گزارشهای رسمی میشوند.»
وی تصریح کرد: «تجربه روزمره مردم، آزمایشگاه واقعی سیاست فرهنگی است.»
سه توصیه برای سیاستگذاری فرهنگی متناسب با نیاز مردم
صفاییمهر در جمعبندی گفت: «اگر بخواهم سه توصیه برای سیاستگذاری فرهنگی متناسب با نیاز مردم ارائه کنم، توصیه نخست این است که سیاست فرهنگی باید از زندگی مردم شروع کند، نه فقط از متن اداری. باید بدانیم خانواده چه مسئلهای دارد، نوجوان چه جهانی دارد، مدرسه چه تجربهای میسازد، رسانه چه اثری میگذارد و مردم در زندگی روزمره چه شکافی احساس میکنند.»
او ادامه داد: «توصیه دوم این است که مردم باید شریک سیاست فرهنگی باشند، نه فقط مخاطب آن. فرهنگ در زندگی مردم تولید میشود و اگر خانواده، مدرسه، معلم، دانشآموز، هنرمند، فعال محلی، جوان و رسانه در سیاست شریک شوند، آن سیاست ریشه پیدا میکند.»
صفاییمهر سومین توصیه را اثرسنجی و اصلاحپذیری سیاست فرهنگی دانست و گفت: «نباید فقط بگوییم چه تعداد برنامه اجرا کردیم؛ باید بپرسیم چه تغییری ایجاد شد. اعتماد بیشتر شد یا نه؟ مشارکت بیشتر شد یا نه؟ هویت تقویت شد یا نه؟ نسل جوان نزدیکتر شد یا نه؟ اگر سیاست اثر مطلوب نداشت، باید آن را اصلاح کنیم.»
وی در پایان تأکید کرد: «فرهنگ زنده، فرهنگی است که گذشته را حفظ میکند، حال مردم را میفهمد و آینده را میسازد. سیاست فرهنگی هم وقتی موفق است که همین سه کار را با هم انجام دهد.»
برچسب ها :اندیشگاه روایت ایرانی ، عباس صفایی مهر ، میز فرهنگ
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0