تاریخ انتشار : چهارشنبه 6 آبان 1405 - 16:27
کد خبر : 19053

در برنامه زنده «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ مطرح شد

پیوست فرهنگی باید قدرت اصلاح تصمیم را داشته باشد؛ توسعه بدون توجه به زندگی مردم، توسعه‌ای ناقص است

پیوست فرهنگی باید قدرت اصلاح تصمیم را داشته باشد؛ توسعه بدون توجه به زندگی مردم، توسعه‌ای ناقص است
عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی، در برنامه زنده «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ، با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد مدیریتی به پیوست فرهنگی گفت: مسئله امروز کشور صرفاً شناخت پیامدهای فرهنگی پروژه‌ها نیست، بلکه تبدیل این شناخت به تصمیم‌های بهتر، اجرای عادلانه‌تر و پاسخ‌گویی بیشتر است. وی با تشریح راهکارهای اجرایی، سازوکارهای سنجش علمی و چگونگی مواجهه با تعارض میان توسعه و هویت محلی، تصریح کرد که پیوست فرهنگی باید بتواند پیش از اجرای پروژه، طراحی و شیوه اجرای آن را اصلاح کند و در برابر آسیب‌های جدی و جبران‌ناپذیر، هشدار کارشناسی مؤثر ارائه دهد.

به گزارش پایگاه خبری قاصدک شرق برنامه «میز فرهنگ» روز سه‌شنبه پنجم آبان‌ماه ۱۴۰۵، از ساعت ۱۶ تا ۱۷، به‌صورت زنده از استودیوی اختصاصی رادیو فرهنگ در ساختمان ۹ دی سازمان صداوسیما پخش شد. در این برنامه، ناصر قوام‌پور با اجرای گفت‌وگویی درباره «راهکارها و بازدهی پیوست فرهنگی»، میزبان عباس صفایی‌مهر بود.

مسئله پیوست فرهنگی، فاصله میان شناخت و تصمیم است

در آغاز گفت‌وگو، ناصر قوام‌پور با اشاره به مباحث برنامه پیشین درباره ضرورت پیوست فرهنگی، از عباس صفایی‌مهر خواست مسئله اصلی اجرای این رویکرد در کشور را تبیین کند.

صفایی‌مهر در پاسخ، با بیان اینکه اهمیت فرهنگ در تصمیم‌های عمومی امروز کمتر مورد انکار قرار می‌گیرد، اظهار کرد: مسئله اساسی این است که آگاهی نسبت به پیامدهای فرهنگی، تا چه اندازه در تصمیم‌های واقعی مدیران اثر می‌گذارد.

وی توضیح داد که ممکن است درباره آثار اجتماعی و فرهنگی یک پروژه، مطالعات مفصلی انجام شود، اما اگر نتیجه این مطالعات نتواند محل اجرا، شیوه طراحی، بودجه یا شرایط اجرای پروژه را تغییر دهد، پیوست فرهنگی به هدف اصلی خود نرسیده است.

این پژوهشگر با تأکید بر تفاوت میان شناخت یک مسئله و مسئولیت‌پذیری در برابر آن افزود: «مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان شناخت فرهنگی را به تصمیم بهتر، اجرای عادلانه‌تر و پاسخ‌گویی بیشتر تبدیل کرد.»

به گفته صفایی‌مهر، توسعه همواره برای همه گروه‌های اجتماعی پیامد یکسانی ندارد. ممکن است اجرای یک پروژه برای مجموعه شهر منفعت ایجاد کند، اما هزینه‌های اجتماعی آن بر دوش گروه خاصی از شهروندان قرار گیرد. ازاین‌رو، بررسی پیامدهای فرهنگی باید علاوه بر منافع عمومی، به نحوه توزیع هزینه‌ها و منافع نیز توجه کند.

وی تأکید کرد که بحث پیوست فرهنگی زمانی وارد مرحله جدی می‌شود که از بیان ضرورت‌ها عبور کند و به پرسش‌هایی درباره مسئولیت دستگاه‌ها، ضمانت اجرای توصیه‌ها، حقوق مردم و سنجش نتایج پاسخ دهد.

پیوست فرهنگی باید به نقاط واقعی تصمیم‌گیری متصل شود

در بخش نخست گفت‌وگو، مجری برنامه پرسید چگونه می‌توان پیوست فرهنگی را از یک توصیه اداری به فرایندی الزام‌آور در تصمیم‌های اجرایی تبدیل کرد و چه تقسیم کاری میان نهادهای مسئول باید وجود داشته باشد.

صفایی‌مهر در پاسخ، اتصال پیوست فرهنگی به مراحل اصلی تصمیم‌گیری را مهم‌ترین شرط اثربخشی آن دانست و گفت: «پیوست فرهنگی زمانی مؤثر می‌شود که به نقاط اصلی تصمیم‌گیری، یعنی تصویب پروژه، تخصیص بودجه، صدور مجوز و نظارت بر اجرا متصل باشد.»

وی توضیح داد که تهیه پیوست پس از نهایی شدن تصمیم، قدرت اصلاح آن را به‌شدت کاهش می‌دهد. در مقابل، ورود ارزیابی فرهنگی در مرحله بررسی گزینه‌های مختلف می‌تواند بر انتخاب مسیر، محل استقرار، مقیاس و حتی شیوه اجرای پروژه اثر بگذارد.

به اعتقاد این پژوهشگر، نباید تصور کرد که الزام‌آور شدن پیوست فرهنگی صرفاً با تصویب یک دستورالعمل تازه محقق می‌شود. مسئله مهم‌تر آن است که مشخص شود یافته‌های ارزیابی در کدام مرحله، توسط چه مرجعی و با چه مسئولیتی مورد توجه قرار می‌گیرند.

صفایی‌مهر در تشریح سازوکار پیشنهادی خود گفت که دستگاه مجری باید مسئول اجرای تعهدات ناشی از پیوست باشد، گروه ارزیابی باید استقلال علمی و حرفه‌ای داشته باشد و مرجع تصمیم‌گیر نیز موظف باشد درباره پذیرش یا رد پیشنهادهای کارشناسی، توضیح مستدل ارائه کند.

وی افزود: «مشکل فقط این نیست که گزارشی تهیه می‌شود و به بایگانی می‌رود؛ مشکل این است که گاهی هیچ‌کس موظف نیست به یافته‌های آن پاسخ بدهد.»

از نظر وی، یکی از راه‌های مهم جلوگیری از تشریفاتی شدن ارزیابی، ثبت روشن تصمیم‌هایی است که بر اساس یافته‌های فرهنگی اتخاذ شده‌اند. به این ترتیب می‌توان مشخص کرد کدام توصیه موجب اصلاح پروژه شده، کدام پیشنهاد اجرا نشده و دلیل آن چه بوده است.

مسئولیت‌پذیری نهادی، مهم‌تر از افزایش تعداد گزارش‌هاست

صفایی‌مهر در ادامه بحث درباره نقش نهادهای مسئول، بر ضرورت تفکیک وظایف سیاست‌گذاری، ارزیابی، اجرا و نظارت تأکید کرد.

وی گفت که در طراحی یک سازوکار کارآمد، باید از یک‌سو معیارهای عمومی و الزامات کلان مشخص باشند و از سوی دیگر، مسئولیت اجرای هر تعهد در سطح پروژه روشن شود.

این پژوهشگر با اشاره به ضرورت پرهیز از موازی‌کاری نهادی توضیح داد که تعدد دستگاه‌های مرتبط، زمانی به مشکل تبدیل می‌شود که حدود مسئولیت آنها مشخص نباشد و در نهایت، هیچ مرجعی پاسخ‌گوی پیامدهای تصمیم نباشد.

به گفته وی، استقلال علمی ارزیاب نیز اهمیت اساسی دارد؛ زیرا اگر تهیه گزارش صرفاً در خدمت تأیید تصمیم از پیش گرفته‌شده قرار گیرد، ارزیابی فرهنگی کارکرد انتقادی و اصلاحی خود را از دست می‌دهد.

صفایی‌مهر همچنین بر ضرورت پیش‌بینی منابع مالی اقدامات پیشگیرانه تأکید کرد و افزود که نمی‌توان از دستگاه اجرایی انتظار داشت پیامدهای منفی یک پروژه را کاهش دهد، اما برای انجام تعهدات لازم، بودجه و مسئول مشخصی تعیین نکرد.

وی در عین حال هشدار داد که الزام پیوست فرهنگی نباید به فرایندی یکسان و سنگین برای همه پروژه‌ها تبدیل شود.

به اعتقاد او، شدت و دامنه ارزیابی باید متناسب با اهمیت، گستره و احتمال پیامدهای فرهنگی و اجتماعی هر طرح باشد. پروژه‌ای محدود و کم‌خطر، به همان سطح مطالعه‌ای نیاز ندارد که یک طرح بزرگ شهری با آثار بلندمدت بر زندگی هزاران نفر.

صفایی‌مهر در جمع‌بندی این بخش تصریح کرد: «هدف نباید تولید گزارش بیشتر باشد؛ هدف باید مسئولیت‌پذیر کردن تصمیم‌ها در برابر پیامدهای فرهنگی و اجتماعی آنها باشد.»

توسعه برای چه کسانی منفعت ایجاد می‌کند و هزینه آن را چه کسانی می‌پردازند؟

بخش دوم گفت‌وگو به تعارض احتمالی میان توسعه شهری و حفاظت از هویت محلی اختصاص داشت.

ناصر قوام‌پور با طرح این پرسش که چگونه می‌توان از تخریب روابط اجتماعی و هویت محله‌ها در جریان اجرای پروژه‌های بزرگ جلوگیری کرد، از مهمان برنامه خواست درباره نسبت منافع عمومی و حقوق گروه‌های متأثر از پروژه توضیح دهد.

صفایی‌مهر در پاسخ تأکید کرد که نباید توسعه و فرهنگ را دو مفهوم متضاد دانست.

وی گفت: «پرسش درست این است که توسعه برای چه کسانی منفعت ایجاد می‌کند و هزینه آن را چه کسانی می‌پردازند.»

این پژوهشگر برای توضیح موضوع به نمونه احداث ایستگاه مترو اشاره کرد و افزود که چنین پروژه‌ای می‌تواند دسترسی عمومی را بهبود دهد و کیفیت حمل‌ونقل شهری را افزایش دهد، اما هم‌زمان ممکن است با افزایش قیمت زمین و اجاره‌بها، ادامه سکونت را برای برخی از ساکنان قدیمی دشوار کند.

وی توضیح داد که در چنین شرایطی، بررسی منافع فنی و اقتصادی پروژه کافی نیست؛ زیرا ممکن است یک تصمیم برای شهر سودمند باشد، اما پیامدهای آن برای برخی گروه‌های اجتماعی عادلانه نباشد.

به گفته صفایی‌مهر، ارزیابی فرهنگی باید از سطح بیان منافع کلی فراتر برود و مشخص کند چه کسانی از پروژه بهره‌مند می‌شوند، چه کسانی در معرض آسیب قرار می‌گیرند و کدام گروه‌ها توان کمتری برای سازگاری با تغییرات دارند.

سه بُعد عدالت در ارزیابی فرهنگی پروژه‌ها

صفایی‌مهر در ادامه، سه بُعد مهم عدالت را در تصمیم‌های توسعه‌ای تشریح کرد.

وی نخستین بُعد را عدالت در توزیع منافع و هزینه‌ها دانست و توضیح داد که منافع یک پروژه ممکن است در مقیاس شهر گسترده باشد، اما هزینه‌های آن در محدوده‌ای کوچک یا بر گروهی مشخص متمرکز شود.

دومین بُعد از نظر او، عدالت در شنیده شدن صدای گروه‌های مختلف است.

وی گفت که همه شهروندان به یک اندازه امکان حضور در فرایندهای رسمی تصمیم‌گیری را ندارند و ممکن است دیدگاه گروه‌هایی مانند مستأجران، سالمندان، کسبه خرد یا دیگر گروه‌های کم‌قدرت به‌اندازه کافی شنیده نشود.

صفایی‌مهر سومین بُعد را به‌رسمیت‌شناختن هویت و شیوه زندگی مردم عنوان کرد و افزود که ارزش یک محله را نمی‌توان فقط با قیمت زمین و ساختمان‌های آن سنجید.

وی توضیح داد که محله برای ساکنانش ممکن است شبکه‌ای از روابط همسایگی، خاطرات مشترک، اعتماد متقابل و حمایت اجتماعی باشد؛ ارزش‌هایی که معمولاً در محاسبات متعارف اقتصادی به‌طور کامل منعکس نمی‌شوند.

این پژوهشگر در عین حال تأکید کرد که حفاظت از هویت محلی به معنای مخالفت با تغییر و نوسازی نیست.

به گفته وی، مردم یک محله ممکن است خواهان دسترسی بهتر، خدمات عمومی بیشتر و فرصت‌های اقتصادی تازه باشند و پیوست فرهنگی باید این خواسته‌ها را نیز در کنار نگرانی‌های مربوط به حفظ هویت محلی در نظر بگیرد.

صفایی‌مهر افزود که ارزیابی حرفه‌ای باید امکان گفت‌وگو میان دیدگاه‌های متفاوت و بررسی گزینه‌های کم‌آسیب‌تر را فراهم کند.

وی با تأکید بر ضرورت اصلاح طراحی پروژه‌ها گفت: «پیوست فرهنگی نباید فقط از مردم بخواهد خودشان را با پروژه سازگار کنند؛ باید پروژه را هم با شرایط زندگی مردم سازگار کند.»

آثار فرهنگی را نمی‌توان تنها با یک شاخص اندازه گرفت

در محور سوم برنامه، مجری «میز فرهنگ» به تجربه‌های علمی و بین‌المللی سنجش پیامدهای فرهنگی اشاره کرد و پرسید چگونه می‌توان مفاهیمی مانند تعلق محلی، اعتماد اجتماعی، هویت فرهنگی و کیفیت روابط اجتماعی را به شواهد معتبر برای تصمیم‌گیری تبدیل کرد.

صفایی‌مهر در پاسخ گفت: «پیچیده بودن پدیده‌های فرهنگی، به معنای سنجش‌ناپذیر بودن آنها نیست.»

وی توضیح داد که مفاهیم فرهنگی معمولاً چندبُعدی هستند و نمی‌توان آنها را با یک پرسش یا عدد ساده اندازه‌گیری کرد.

برای نمونه، تعلق مردم به یک محله ممکن است در تمایل به ادامه سکونت، کیفیت روابط همسایگی، مشارکت در فعالیت‌های جمعی و احساس امنیت جلوه پیدا کند.

به گفته این پژوهشگر، هرکدام از این نشانه‌ها تنها بخشی از واقعیت را آشکار می‌کنند و برای دستیابی به تصویری معتبر باید مجموعه‌ای از شواهد کمی و کیفی در کنار یکدیگر قرار گیرند.

وی تأکید کرد که نخستین گام در سنجش علمی، شناخت وضعیت موجود پیش از اجرای پروژه است.

صفایی‌مهر با اشاره به مفهوم «خط پایه» در ارزیابی توضیح داد که اگر وضعیت اولیه روابط اجتماعی، الگوهای سکونت، استفاده از فضاهای عمومی و دیگر ویژگی‌های فرهنگی یک منطقه شناخته نشده باشد، تشخیص دقیق تغییرات بعدی دشوار خواهد بود.

هر تغییری پس از اجرای پروژه، لزوماً ناشی از آن پروژه نیست

یکی از محورهای مهم سخنان صفایی‌مهر، ضرورت دقت در تشخیص رابطه علت و معلولی میان اجرای پروژه و تغییرات اجتماعی بود.

وی با طرح این مثال که ممکن است پس از اجرای یک پروژه، اعتماد اجتماعی در یک منطقه کاهش پیدا کند، پرسید آیا می‌توان بدون بررسی عوامل دیگر، این تغییر را به همان پروژه نسبت داد؟

این پژوهشگر توضیح داد که شرایط اقتصادی، مهاجرت، تغییرات جمعیتی و تحولات اجتماعی نیز ممکن است بر چنین شاخص‌هایی اثر بگذارند.

به گفته وی، در ارزیابی علمی باید تا حد امکان از مقایسه وضعیت پیش و پس از اجرا و، در موارد مناسب، مقایسه با مناطق مشابه استفاده کرد.

صفایی‌مهر افزود که داده‌های آماری به‌تنهایی کافی نیستند و پژوهش‌های میدانی، مصاحبه با مردم و مشاهده مستقیم نیز باید بخشی از فرایند ارزیابی باشند.

وی در توضیح اهمیت ترکیب روش‌ها گفت که آمار ممکن است نشان دهد چه چیزی تغییر کرده است، اما گفت‌وگو با مردم کمک می‌کند روشن شود چرا و چگونه آن تغییر رخ داده است.

از نظر او، پیوست فرهنگی زمانی اعتبار علمی بیشتری پیدا می‌کند که علاوه بر پیش‌بینی پیامدها، بتواند در دوره اجرا و بهره‌برداری نیز نتایج واقعی را بررسی کند.

تعداد جلسات مشارکت مردمی، معیار موفقیت نیست

صفایی‌مهر در بخش دیگری از سخنان خود، بر ضرورت تفکیک فعالیت‌های اداری از نتایج واقعی تأکید کرد.

وی توضیح داد که تعداد جلسات برگزارشده، شمار افراد دعوت‌شده یا تعداد صفحات یک گزارش، به‌تنهایی نشان‌دهنده موفقیت پیوست فرهنگی نیست.

به گفته او، معیار مهم‌تر آن است که مشارکت مردم چه اثری بر انتخاب گزینه‌ها، اصلاح طراحی و تصمیم نهایی داشته است.

این پژوهشگر افزود که در سنجش بازدهی پیوست فرهنگی باید میان اقدام انجام‌شده، نتیجه مستقیم آن و پیامدهای بلندمدت تفاوت گذاشت.

برای مثال، برگزاری نشست با ساکنان یک محله، یک فعالیت است؛ تغییر طراحی پروژه بر اساس نگرانی‌های مستند آنان، یک نتیجه قابل مشاهده است؛ و بهبود پایدار کیفیت زندگی یا کاهش تعارض اجتماعی، می‌تواند از پیامدهای بلندمدت آن باشد.

وی همچنین تأکید کرد که برخی آثار فرهنگی با تأخیر آشکار می‌شوند و ارزیابی نباید با افتتاح پروژه پایان یابد.

صفایی‌مهر گفت: «پیوست فرهنگی زمانی علمی است که هم پیش‌بینی کند، هم نتیجه پیش‌بینی‌هایش را بسنجد و هم امکان اصلاح تصمیم را فراهم سازد.»

آیا همه خسارت‌های فرهنگی قابل جبران‌اند؟

در بخش پایانی برنامه، ناصر قوام‌پور با طرح یک پرسش چالشی، موضوع حدود اختیار پیوست فرهنگی را مطرح کرد.

مجری پرسید اگر یک پروژه از نظر فنی و اقتصادی دارای منافع قابل توجه باشد، اما ارزیابی معتبر از احتمال آسیب جدی و جبران‌ناپذیر به هویت اجتماعی یا میراث فرهنگی یک منطقه حکایت کند، آیا پیوست فرهنگی باید صرفاً هشدار بدهد یا بتواند بر توقف و بازنگری پروژه نیز اثر بگذارد؟

صفایی‌مهر در پاسخ، این مسئله را آزمون واقعی اعتبار پیوست فرهنگی دانست.

وی گفت: «همه خسارت‌های فرهنگی با پول جبران نمی‌شوند.»

این پژوهشگر توضیح داد که نابودی یک اثر تاریخی بی‌بدیل یا ازهم‌گسیختگی شبکه زندگی یک جامعه محلی، لزوماً با پرداخت غرامت مالی قابل جبران نیست.

ازاین‌رو، به اعتقاد وی، پیش از بحث درباره جبران خسارت باید امکان جلوگیری از وقوع آن بررسی شود.

صفایی‌مهر تأکید کرد که در ارزیابی حرفه‌ای، نخست باید گزینه‌های جایگزین مطالعه شوند؛ از جمله تغییر محل، مقیاس، مسیر یا شیوه اجرای پروژه. اگر جلوگیری کامل از آسیب ممکن نبود، باید راه‌های کاهش آن بررسی شود و جبران خسارت در مرحله بعد قرار گیرد.

وی افزود که نباید جبران خسارت به توجیهی برای ایجاد آسیب‌های قابل پیشگیری تبدیل شود.

هشدار کارشناسی باید در تصمیم نهایی اثر داشته باشد

صفایی‌مهر در پاسخ به بخش دیگر پرسش مجری درباره اختیار توقف پروژه، بر تفاوت میان ارزیابی علمی و اختیار قانونی تصمیم‌گیری تأکید کرد.

وی توضیح داد که گروه ارزیابی باید بتواند بر اساس شواهد معتبر اعلام کند پروژه‌ای با طراحی فعلی دارای پیامدهای غیرقابل قبول است و نیاز به اصلاح اساسی، تعلیق یا بازنگری دارد.

بااین‌حال، تصمیم نهایی درباره تصویب یا توقف پروژه باید در چارچوب اختیارات قانونی مراجع مسئول اتخاذ شود.

این پژوهشگر تأکید کرد که مرجع تصمیم‌گیر نیز نباید بتواند هشدارهای کارشناسی را بدون ارائه دلایل روشن کنار بگذارد.

به گفته وی، هنگامی که احتمال آسیب جدی و جبران‌ناپذیر وجود دارد، نمی‌توان صرفاً با امید به جبران خسارت در آینده، اجرای پروژه را توجیه کرد.

صفایی‌مهر افزود که برخی تصمیم‌ها فرصت آزمون و خطای دوباره ندارند و به همین دلیل، احتیاط مبتنی بر شواهد در مواجهه با پیامدهای برگشت‌ناپذیر اهمیت ویژه‌ای دارد.

وی در جمع‌بندی این بخش گفت: «پیوست فرهنگی قرار نیست مانع توسعه باشد؛ قرار است اجازه ندهد هر تصمیمی، صرفاً به نام توسعه، توجیه شود.»

معیار نهایی موفقیت توسعه، فقط میزان ساخت‌وساز نیست

عباس صفایی‌مهر در جمع‌بندی سخنان خود، تأکید کرد که موفقیت توسعه نباید صرفاً با تعداد پروژه‌های اجراشده، حجم سرمایه‌گذاری یا سرعت ساخت‌وساز سنجیده شود.

وی گفت که در کنار این شاخص‌ها باید بررسی کرد چه ارزش‌هایی حفظ شده‌اند، منافع توسعه چگونه میان گروه‌های اجتماعی توزیع شده و چه آسیب‌هایی از زندگی مردم دور نگه داشته شده است.

این پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی، پیوست فرهنگی را ابزاری برای مسئولیت‌پذیر کردن تصمیم‌های عمومی دانست و خاطرنشان کرد که ارزش واقعی آن در تولید گزارش‌های بیشتر نیست، بلکه در بهبود کیفیت تصمیم‌گیری و کاهش پیامدهای ناخواسته توسعه است.

به اعتقاد صفایی‌مهر، پیوست فرهنگی زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که از ابتدای طراحی پروژه حضور داشته باشد، بر اساس شواهد علمی و مشارکت مردم تدوین شود، برای اجرای پیشنهادهای آن مسئولیت و منابع مشخص وجود داشته باشد و نتایج آن پس از بهره‌برداری نیز مورد ارزیابی قرار گیرد.

وی در پایان تأکید کرد:

«توسعه واقعی فقط این نیست که چه چیزی ساخته‌ایم؛ مهم است که در جریان ساختن آن، چه ارزش‌هایی را حفظ کرده‌ایم و چه آسیب‌هایی را از زندگی مردم دور نگه داشته‌ایم.»

 

درباره برنامه

این گفت‌وگو در برنامه «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ، روز سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵، از ساعت ۱۶ تا ۱۷، به‌صورت زنده از استودیوی اختصاصی رادیو فرهنگ در ساختمان ۹ دی سازمان صداوسیما پخش شد.

برنامه «میز فرهنگ» با محوریت مسائل فرهنگی و اجتماعی، به بررسی موضوعات مرتبط با سیاست‌گذاری، مدیریت و زندگی فرهنگی جامعه می‌پردازد.

عوامل این برنامه:

مدیر گروه اجتماعی: مصطفی کبیری

کارشناس برنامه: عباس صفایی‌مهر، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی

گوینده و مجری: ناصر قوام‌پور

تهیه‌کننده: اسماعیل شامانیان

هماهنگی: مژگان پارسا حسینی و بهاره آزادی

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.