تاریخ انتشار : جمعه 15 آبان 1405 - 14:40
کد خبر : 19276

یاداشت تحلیلی

ققنوس امید؛ از معنای زیستن تا هنر ساختن آینده

ققنوس امید؛ از معنای زیستن تا هنر ساختن آینده
امید، صرفاً خوش‌بینی به آینده نیست؛ با پرسش از معنای زیستن، نسبت انسان با جهان و تصویری که از آینده در ذهن دارد پیوند خورده است. محمد فرهمند سرابی در یادداشتی، این مفهوم را از منظر ادبیات، عرفان و روان‌شناسی بازخوانی کرده است.

به گزارش پایگاه خبری قاصدک محمد فرهمند سرابی، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی، در یادداشتی با عنوان «ققنوس امید؛ از معنای زیستن تا هنر ساختن آینده» به این پرسش پرداخته است که چرا برای فهم امید، پیش از هر چیز باید از چرایی زندگی پرسید. او در این یادداشت، با مرور آثاری از الیوت و بکت تا اخوان ثالث، نیما یوشیج و فروغ فرخزاد، نشان می‌دهد که امید نه انکار تاریکی، بلکه توانایی دیدن امکان روشنایی در دل همان تاریکی است. در ادامه، متن کامل این یادداشت را می‌خوانیم.

 

ققنوس امید؛ از معنای زیستن تا هنر ساختن آینده

محمد فرهمند سرابی| پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی

 

برای فهم امید، شاید پیش از هر چیز بایستی از چرایی زندگی پرسید. امید مفهومی نیست که بتوان آن را صرفاً در خوش‌بینی به آینده یا انتظار برای بهتر شدن اوضاع خلاصه کرد. امید، در معنای عمیق‌تر خود، با پرسش از معنای زیستن، نسبت انسان با جهان و تصویری که آدمی از آینده در ذهن دارد، پیوند خورده است. انسانی که نمی‌داند چرا زندگی می‌کند و به کدام افق چشم دوخته است، چگونه می‌تواند به آینده امیدوار باشد؟ از همین رو، بحث از امید، پرسش‌های بنیادین فلسفه، عرفان، ادبیات و روان‌شناسی را به دنبال دارد.

یکی از دغدغه‌های مهم بشری، جستجوی معنای زندگی بوده است. آدمی همواره کوشیده است جایگاه خود را در هستی بشناسد، برای رنج‌هایش توضیحی بیابد و میان آنچه هست و آنچه می‌تواند باشد، پلی برقرار کند. در این میان، تجربه‌های تاریخی، جنگ‌ها، بحران‌های اجتماعی و فروپاشی نظام‌های فکری نیز در شکل‌گیری نگاه آدمی نقشی تعیین‌کننده داشته‌ است.

ادبیات جهان سرشار از آثاری است که این وضعیت انسانی را به تصویر کشیده‌اند. در «سرزمین بی‌حاصل» تی. اس. الیوت، با جهانی روبه‌رو هستیم که گویی رشته‌های پیوند معنایی خود را از دست داده و انسان در میان ویرانه‌های روحی و فرهنگی سرگردان مانده است. در نمایشنامه «در انتظار گودو» ساموئل بکت نیز انتظار به تجربه‌ای پیچیده و فرساینده تبدیل می‌شود؛ انتظاری که در آن، مرز میان امید و بی‌حاصلی چندان روشن نیست. این آثار نشان می‌دهند که ادبیات چگونه می‌تواند وضعیت انسان را در مواجهه با ابهام، بی‌معنایی و آینده نامعلوم بازنمایی کند.

در ادبیات معاصر ایران نیز می‌توان ردپای این کشاکش را به‌روشنی دید. شعر «زمستان» مهدی اخوان ثالث، تصویری از سرمای اجتماعی و انسداد ارتباطی انسان‌ها ارائه می‌دهد.

«سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت / سرها در گریبان است / کسی سر برنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران را / نگه جز پیش پا را دید نتواند / که ره تاریک و لغزان است …»

در مقابل، «ققنوس» نیما یوشیج، تصویری متفاوت از نسبت ویرانی و امکان زایش دوباره پیش روی ما می‌گذارد. ققنوس از دل آتش و خاکستر سر برمی‌آورد و همین تصویر، استعاره‌ای از توانایی آدمی برای آغاز دوباره است. از این منظر، امید به معنای انکار تاریکی نیست؛ بلکه توانایی دیدن امکان روشنایی در دل همان تاریکی است. نمونه این نگاه در شعر فروغ فرخزاد آشکارا نمایان است: «در کوچه باد می‌آید و من به جفت‎گیری گل‌ها می‌اندیشم»

شاید بتوان گفت هنر ممکن کردن زندگی، درست از همین نقطه آغاز می‌شود: از توانایی دیدن امکان در دل محدودیت، معنا در دل رنج، پیوند در دل تنهایی و حرکت در دل سکون. امید نه وعده قطعی رسیدن به فردایی بی‌دردسر، بلکه نیرویی برای ادامه دادن، دوباره برخاستن و ساختن افقی تازه است.

زندگی همیشه مطابق خواسته‌های ما پیش نمی‌رود و جهان نیز همواره با ما مهربان نیست؛ اما انسان می‌تواند در نحوه مواجهه خود با جهان، در انتخاب‌هایش، در عشق ورزیدن، در آفرینندگی و در معنایی که به تجربه‌هایش می‌بخشد، سهمی در تغییر وضعیت موجود داشته باشد.

نسبت طلب و معنا در سنت عرفانی

در سنت عرفانی ما، مفهوم «طلب» جایگاهی بنیادین دارد. طلب، نقطه آغاز حرکت است؛ نوعی خواستن آگاهانه که انسان را از سکون بیرون می‌آورد و به جست‌وجو وامی‌دارد. در هفت وادی سلوک عطار، طلب در آغاز راه قرار گرفته و پس از آن، عشق، معرفت و دیگر مراحل سلوک پیش روی سالک گشوده می‌شوند. این ترتیب را می‌توان از منظر امید نیز تأمل‌برانگیز دانست: امید بدون خواستن و میل به حرکت، نمی‌تواند به نیرویی سازنده تبدیل شود. نخست باید افقی را طلب کرد، سپس برای رسیدن به آن راه افتاد و در این مسیر است که امکان گشتار روحی برای آدمی ایجاد می‌شود.

در سنت عرفانی ما عشق نیرویی برای عبور از خودمحوری و گشودگی به سوی دیگری و هستی است. از این منظر، امید فقط در رؤیای آینده‌ای بهتر خلاصه نمی‌شود؛ گاهی در حضور انسانی دیگر، در تجربه دوست داشته شدن و در توانایی دوست داشتن متولد می‌شود. دوست داشتن، انسان را از مدار بسته خویشتن بیرون می‌آورد و امکان تجربه پیوند، همدلی و مشارکت در زندگی دیگری را فراهم می‌سازد.

در این مقام بایستی میان امید و انتظار تمایز قائل شد. انتظار اگر به معنای چشم‌ دوختن منفعلانه به آینده باشد، ممکن است به تعلیق زندگی و به تعویق انداختن مسئولیت‌ها بینجامد؛ اما اگر با طلب، آمادگی و کنش همراه شود، می‌تواند به نیرویی برای ساختن آینده تبدیل شود. به بیان دیگر، انتظار سازنده، انسان را از اکنون جدا نمی‌کند؛ بلکه او را به مسئولیت بیشتر در قبال اکنون فرامی‌خواند. آینده مطلوب، صرفاً چیزی نیست که باید از راه برسد؛ بلکه چیزی است که بخشی از آن را باید از همین امروز ساخت.

ادبیات عرفانی ما از همین منظر، سرشار از امکان‌های معنایی وسیع است. در این آثار، امید همیشه به شکل وعده‌ای روشن و بی‌واسطه ظاهر نمی‌شود؛ گاهی در قالب عشق، گاهی در هیئت طلب و گاهی در صورت رهایی از تنگنای نگاه عادت‌زده خود را نشان می‌دهد. هنر بزرگ شاعران این است که تجربه‌های پیچیده انسانی را در قالب زبان و تصویر به گونه‌ای بیان می‌کنند که مخاطب بتواند در آن‌ها بخشی از زندگی خویش را بازشناسد. ادبیات با خلق جهان‌های ممکن این معنا را ایجاد و تقویت می‌کند.

هنر عموماٌ و شعر و ادبیات خصوصاٌ از این ظرفیت‌ مهم  برخوردار است. هنر زاویه نگاه ما را تغییر می‌دهد و امکان دیدن جهان را از منظری تازه فراهم می‌کند. یک شعر ممکن است در لحظه‌ای از زندگی برای ما صرفاً مجموعه‌ای از واژه‌های زیبا باشد، اما در موقعیتی دیگر به آینه‌ای برای فهم عمیق‌ترین تجربه‌های درونی‌مان تبدیل شود. یک اثر ادبی و هنری، به تجربه‌های فردی امکان بازخوانی می‌دهد و گاه دریچه‌ای تازه برای فهم خویشتن و جهان می‌گشاید. پیچیدگی حالات روانی انسان ایجاب می‌کند که در داوری درباره دیگران محتاط باشیم. آدم‌ها در مواجهه با یک رویداد واحد، الزاماً احساس و برداشت یکسانی ندارند. آنچه برای فردی دشوار و ناامیدکننده است، ممکن است برای دیگری تجربه‌ای قابل تحمل یا حتی فرصتی برای تغییر باشد. وضعیت ذهنی و هیجانی، خاطرات، تجربه‌های گذشته و حتی لایه‌های خودآگاه و ناخودآگاه ذهن در شکل‌گیری این تفاوت‌ها مؤثرند. بنابراین، نمی‌توان برای همه انسان‌ها نسخه‌ای واحد از امید، شادی یا مواجهه با رنج تجویز کرد.

توجه به این تفاوت‌ها، ما را به ضرورت همدلی و پرهیز از قضاوت‌های شتاب‌زده رهنمون می‌شود. امید نیز برای هر فرد می‌تواند صورت و معنای متفاوتی داشته باشد؛ گاهی در بازسازی یک رابطه، گاهی در خلق اثری تازه، گاهی در یافتن معنایی برای رنج و گاهی در تصمیمی کوچک برای تغییر مسیر زندگی.

 

امید؛ نقطه تلاقی معنا، آگاهی و مسئولیت

در نهایت، امید را باید در نقطه تلاقی سه عنصر معنا، آگاهی و مسئولیت جست‌وجو کرد. معنا به زندگی جهت می‌دهد، آگاهی امکان شناخت موقعیت و محدودیت‌ها را فراهم می‌کند و مسئولیت، انسان را به حرکت و اقدام فرامی‌خواند. فقدان هر یک از این سه عنصر می‌تواند امید را از کارکرد سازنده خود دور کند.

امیدی که از معنا جدا باشد، ممکن است به خوش‌بینی سطحی و زودگذر تبدیل شود؛ امیدی که از آگاهی بی‌بهره باشد، ممکن است چشم بر واقعیت ببندد و امیدی که با مسئولیت و کنش همراه نباشد، در محدوده آرزو و انتظار باقی بماند. بنابراین، امید را باید در پیوند با تجربه زیسته انسان فهمید؛ تجربه‌ای که در آن، تفاوت‌های فردی، شرایط اجتماعی و امکانات واقعی زندگی اهمیت دارند. سخن گفتن از امید، بدون توجه به موانع واقعی و دشواری‌های زیستن، ممکن است به خوش‌بینی ساده‌انگارانه بینجامد. امید اصیل نه چشم بستن بر واقعیت، بلکه دیدن واقعیت و در عین حال نپذیرفتن آن به‌عنوان تنها امکان موجود است.

زندگی همیشه مطابق خواسته‌های ما پیش نمی‌رود و جهان نیز همواره با ما مهربان نیست؛ اما انسان می‌تواند در نحوه مواجهه خود با جهان، در انتخاب‌هایش، در عشق ورزیدن، در آفرینندگی و در معنایی که به تجربه‌هایش می‌بخشد، سهمی در تغییر وضعیت موجود داشته باشد. آینده، تنها مقصدی نیست که باید به آن رسید؛ افقی است که می‌توان در ساختن آن مشارکت کرد.

شاید امید در نهایت همین باشد: اینکه انسان، با وجود آگاهی از ناپایداری‌ها و دشواری‌های زندگی، هنوز بتواند دلیلی برای زیستن، انگیزه‌ای برای دوست داشتن و اراده‌ای برای ساختن داشته باشد. امید، هنر دیدن جهانی است که هنوز نیامده، اما می‌توان با معنا، آگاهی و مسئولیت، در پدید آمدنش سهمی داشت.

 

 

 

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.