گزارش تفصیلی فاطمه سادات واثق در برنامه میر فرهنگ:
واثق در «میز فرهنگ» رادیو فرهنگ: صدای بلندتر در شبکههای اجتماعی، لزوماً صدای اکثریت جامعه نیست

به گزارش قاصدک شرق برنامه «میز فرهنگ» روز یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ با موضوع «نقش پژوهش و داده در تصمیمگیریهای فرهنگی» از رادیو فرهنگ پخش شد.
در این برنامه، مرتضی یادگاری بهعنوان مهمان حضوری حضور داشت و فاطمه سادات واثق، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و متخصص مطالعات فرهنگ و رسانه، بهعنوان کارشناس تلفنی در گفتوگو شرکت کرد.
اجرای برنامه بر عهده ناصر قوامپور بود، اسماعیل شامانیان تهیهکنندگی برنامه را بر عهده داشت و بهاره آزادی مسئول هماهنگی برنامه بود.
محور اصلی گفتوگو، نسبت میان پژوهش، داده و تصمیمگیری فرهنگی و همچنین چگونگی استفاده از دادههای رسانهای برای شناخت دقیقتر جامعه بود.
شبکههای اجتماعی «آینه تمامنمای جامعه» نیستند
در بخشی از برنامه، ناصر قوامپور از فاطمه سادات واثق پرسید که آیا آنچه در شبکههای اجتماعی بیشتر دیده میشود، لزوماً بازتابدهنده دیدگاه و نیاز واقعی جامعه است و پژوهشگر چگونه میتواند میان صدای پررنگ فضای مجازی و واقعیت متنوع زندگی مردم تفاوت بگذارد.
واثق در پاسخ، بر ضرورت تفکیک میان «قابل مشاهده بودن» و «نماینده بودن» دادهها تأکید کرد و گفت:
«اینکه یک دیدگاه در شبکههای اجتماعی بسیار دیده یا بازنشر میشود، بهتنهایی به این معنا نیست که آن دیدگاه متعلق به اکثریت جامعه است. یکی از خطاهای مهم در تحلیل دادههای رسانهای این است که بلندی صدا را با بزرگی جمعیت اشتباه بگیریم.»
او توضیح داد که همه گروههای جامعه به یک اندازه در شبکههای اجتماعی حضور ندارند و حتی در میان کاربران یک پلتفرم نیز میزان فعالیت و تولید محتوا بسیار متفاوت است.
به گفته این پژوهشگر، بخشی از کاربران بسیار فعالاند و سهم بزرگی در تولید محتوا دارند، درحالیکه گروه بزرگی از کاربران ممکن است صرفاً مشاهدهگر باشند و دیدگاه خود را بهصورت عمومی بیان نکنند.
واثق گفت در چنین شرایطی یکی از پرسشهای اساسی پژوهشگر باید این باشد که «صدای چه کسانی در دادهها شنیده میشود و چه کسانی اساساً در دادهها حضور ندارند».
او افزود:
«گاهی یک اقلیت بسیار فعال میتواند در فضای رسانهای بزرگتر از اندازه واقعی خود دیده شود و در مقابل، بخشهایی از جامعه که کمتر تولید محتوا میکنند، در تصویر رسانهای ما کمرنگ یا حتی غایب باشند.»
الگوریتمها نیز در ساختن تصویری که از جامعه میبینیم نقش دارند
واثق در ادامه به نقش پلتفرمها و الگوریتمها اشاره کرد و گفت شبکههای اجتماعی صرفاً بستری خنثی برای انعکاس دیدگاه مردم نیستند.
او توضیح داد:
«آنچه ما در شبکه اجتماعی میبینیم، فقط حاصل انتخاب کاربران نیست. الگوریتمها نیز در تعیین اینکه چه محتوایی بیشتر دیده شود نقش دارند. محتواهای هیجانی، مناقشهبرانگیز یا آنهایی که واکنش بیشتری ایجاد میکنند، ممکن است بیشتر در معرض دید قرار بگیرند.»
به گفته این پژوهشگر مطالعات فرهنگ و رسانه، همین مسئله باعث میشود پژوهشگر نتواند صرفاً بر اساس تعداد پستها، هشتگها یا میزان بازنشر محتوا درباره افکار عمومی قضاوت کند.
واثق شبکههای اجتماعی را «حسگرهای مهم جامعه» توصیف کرد و در عین حال گفت:
«شبکه اجتماعی میتواند به ما نشان دهد که چه موضوعی در حال برجسته شدن است، مردم درباره یک مسئله با چه زبانی صحبت میکنند و چگونه یک روایت منتشر میشود؛ اما شبکه اجتماعی، آینه تمامنمای جامعه نیست.»
داده دیجیتال باید با دادههای دیگر اعتبارسنجی شود
این پژوهشگر تأکید کرد که تحلیل دادههای رسانهای زمانی ارزش علمی بیشتری پیدا میکند که با سایر منابع شناخت اجتماعی ترکیب شود.
او گفت:
«پژوهشگر حرفهای نباید شبکه اجتماعی را تنها منبع شناخت جامعه بداند. دادههای دیجیتال باید با پیمایشهای معتبر، اطلاعات جمعیتشناختی، مصاحبههای عمیق، مشاهده میدانی و سایر دادههای رفتاری مقایسه شوند.»
واثق افزود اگر موضوعی در فضای مجازی بسیار برجسته میشود، پژوهشگر باید بررسی کند چه کسانی درباره آن صحبت میکنند، چه گروههایی در آن گفتوگو حضور ندارند، این مسئله در کدام گروههای سنی و مناطق جغرافیایی برجستهتر است و آیا نتایج پیمایشها و مطالعات میدانی نیز همان تصویر را تأیید میکنند یا خیر.
به گفته او، استفاده همزمان از چند منبع داده کمک میکند پژوهشگر به تصویری دقیقتر از واقعیت اجتماعی برسد و گرفتار سوگیری یک منبع خاص نشود.
«داده بیشتر» الزاماً به معنای «شناخت دقیقتر» نیست
واثق در بخش دیگری از سخنانش به یکی از برداشتهای رایج در عصر کلانداده اشاره کرد و گفت:
«گاهی تصور میکنیم هرچه حجم داده بیشتر باشد، شناخت ما هم دقیقتر است؛ در حالی که اگر ندانیم این داده چگونه تولید شده، چه کسانی در آن حضور دارند و چه کسانی حذف شدهاند، حجم بالای داده حتی میتواند خطای بزرگتری ایجاد کند.»
او همچنین به مسئله حسابهای غیرواقعی، فعالیتهای هماهنگ، بازنشرهای ماشینی و امکان افزایش مصنوعی حجم برخی دیدگاهها اشاره کرد و تأکید کرد که در پژوهش دادهمحور، فقط تعداد داده مهم نیست، بلکه منشأ و کیفیت داده نیز باید مورد ارزیابی قرار گیرد.
واثق همچنین توجه به اصول اخلاق پژوهش، حریم خصوصی کاربران و ناشناسسازی اطلاعات را از الزامات پژوهشهای مبتنی بر دادههای دیجیتال دانست.
دیدهشدن با اثرگذاری تفاوت دارد
در ادامه برنامه، مجری از واثق درباره نحوه سنجش اثر واقعی برنامههای فرهنگی و رسانهای پرسید؛ بهویژه در شرایطی که موفقیت برخی فعالیتها تنها با تعداد بازدید، انتشار یا استقبال اولیه سنجیده میشود.
واثق در پاسخ گفت نخستین گام، تفکیک میان «دیدهشدن» و «اثرگذاشتن» است.
او گفت:
«تعداد بازدید، لایک، اشتراکگذاری یا مدتزمان تماشای یک محتوا اطلاعات مفیدی به ما میدهند، اما این دادهها بیشتر نشان میدهند محتوا تا چه اندازه به مخاطب رسیده است. این شاخصها هنوز به ما نمیگویند بعد از مواجهه با محتوا چه چیزی در مخاطب تغییر کرده است.»
وی افزود ممکن است یک محتوای رسانهای میلیونها بار دیده شود، اما تغییر معناداری در آگاهی، نگرش یا رفتار مخاطبان ایجاد نکند؛ در مقابل، یک برنامه ممکن است مخاطب محدودتری داشته باشد اما بر همان گروه هدف تأثیر عمیقتری بگذارد.
باید میان «خروجی»، «پیامد» و «اثر» تفاوت گذاشت
واثق با اشاره به ادبیات ارزیابی برنامههای فرهنگی و رسانهای توضیح داد که یکی از مسائل اساسی، تفاوت میان خروجی یک برنامه و اثر واقعی آن است.
او برای توضیح این موضوع مثالی از برنامههای ترویج کتابخوانی مطرح کرد و گفت:
«تعداد برنامههای تولیدشده، میزان انتشار و تعداد بازدیدکنندگان، خروجیهای برنامه هستند. اما برای سنجش اثر باید ببینیم مخاطب چیزی یاد گرفته است یا نه، نگرش او نسبت به مطالعه تغییر کرده یا نه و در مرحله بعد، آیا رفتار واقعی او نیز تغییر کرده است.»
به گفته واثق، افزایش آگاهی، تغییر نگرش و تغییر رفتار سه سطح متفاوتاند و نباید آنها را با یکدیگر یکسان دانست.
او افزود:
«ممکن است کسی بعد از یک برنامه بگوید قصد دارد بیشتر کتاب بخواند. این تغییر در نیت مهم است، اما هنوز به معنای تغییر رفتار نیست. اگر بتوانیم مراجعه واقعی به کتابخانه، خرید کتاب یا میزان مطالعه را بسنجیم، به داده قویتری درباره اثر رسیدهایم.»
ارزیابی باید پیش از اجرای برنامه طراحی شود
یکی از نکات محوری سخنان واثق این بود که ارزیابی اثر نباید بعد از پایان یک برنامه فرهنگی آغاز شود.
او گفت:
«اگر میخواهیم بدانیم یک برنامه چه اثری داشته است، باید از ابتدا مشخص کنیم انتظار داریم چه چیزی تغییر کند. ارزیابی را نمیتوان در انتهای برنامه به آن اضافه کرد.»
واثق در توضیح این موضوع به مفهوم «نظریه تغییر» اشاره کرد و گفت هر برنامه باید از ابتدا منطق روشنی داشته باشد که نشان دهد یک فعالیت چگونه قرار است به تغییر در مخاطب منجر شود.
به گفته او، سیاستگذار یا مدیر فرهنگی باید پیش از اجرا بداند هدف برنامه افزایش آگاهی است، تغییر نگرش است یا تغییر رفتار و برای هرکدام شاخص مناسب تعریف کند.
بدون خط پایه نمیتوان درباره تغییر دقیق صحبت کرد
این پژوهشگر همچنین بر ضرورت داشتن «خط پایه» تأکید کرد.
او گفت:
«اگر بگوییم یک برنامه باعث افزایش سواد رسانهای یا آگاهی فرهنگی شده، ابتدا باید بدانیم وضعیت مخاطبان پیش از اجرای برنامه چگونه بوده است. بدون داشتن نقطه شروع، سنجش تغییر بسیار دشوار میشود.»
واثق در عین حال هشدار داد که حتی مقایسه وضعیت قبل و بعد از یک برنامه نیز همیشه برای اثبات اثر آن کافی نیست.
وی توضیح داد:
«هر تغییری که بعد از یک برنامه رخ میدهد، الزاماً نتیجه همان برنامه نیست. ممکن است رسانههای دیگر، خانواده، مدرسه یا یک رویداد اجتماعی هم بر مخاطب اثر گذاشته باشند.»
او گفت به همین دلیل در ارزیابیهای دقیقتر، در صورت امکان باید از گروههای مقایسه، چند مرحله اندازهگیری در طول زمان و روشهای آماری برای کنترل عوامل دیگر استفاده کرد.
پرسش اصلی این است: اگر برنامه اجرا نمیشد چه اتفاقی میافتاد؟
واثق یکی از مهمترین پرسشهای ارزیابی اثر را این دانست که پژوهشگر بتواند تا حد امکان مشخص کند اگر برنامه موردنظر اجرا نمیشد، وضعیت چگونه پیش میرفت.
او گفت:
«این پرسش کمک میکند از صرف مشاهده همزمانی عبور کنیم و بفهمیم چه میزان از تغییر را واقعاً میتوان به برنامه نسبت داد.»
به گفته او، در حوزه فرهنگ و رسانه همچنین باید توجه داشت که یک برنامه ممکن است بر گروههای مختلف مخاطب آثار متفاوتی داشته باشد.
او افزود:
«فقط دانستن میانگین اثر کافی نیست. باید بدانیم چه چیزی، برای چه کسانی، تحت چه شرایطی و با چه شدتی تغییر کرده است.»
ترکیب دادههای کمی و کیفی، تصویر دقیقتری از اثر میدهد
واثق تأکید کرد که سنجش اثر فرهنگی را نمیتوان تنها به اعداد محدود کرد.
او گفت:
«دادههای کمی به ما میگویند چه مقدار تغییر رخ داده است، اما مصاحبه و دادههای کیفی کمک میکنند بفهمیم چرا و چگونه این تغییر رخ داده است.»
به گفته او، پژوهش خوب باید علاوه بر سؤال «چقدر تغییر ایجاد شد؟» بتواند به پرسشهای «چرا این تغییر رخ داد؟» و «چگونه رخ داد؟» نیز پاسخ دهد.
این پژوهشگر همچنین بر ضرورت ارزیابی آثار در طول زمان تأکید کرد و گفت برخی تغییرات فرهنگی در کوتاهمدت قابل مشاهده نیستند و برخی آثار اولیه نیز ممکن است پس از مدتی از بین بروند.
از «چند نفر دیدند؟» به «چه چیزی تغییر کرد؟»
واثق در جمعبندی سخنان خود گفت یکی از تغییرات مهمی که در مدیریت فرهنگی کشور مورد نیاز است، تغییر نوع سؤال مدیران درباره موفقیت برنامههاست.
او گفت:
«به جای اینکه فقط بپرسیم چند نفر برنامه ما را دیدند، باید بپرسیم چه چیزی، برای چه کسانی، چقدر، چگونه و چرا تغییر کرد.»
او افزود:
«بازدید نشان میدهد پیام تا کجا رسیده است؛ اما اثرسنجی باید نشان دهد بعد از رسیدن پیام، چه تغییری در انسان رخ داده و چه مقدار از آن تغییر واقعاً حاصل همان مداخله فرهنگی یا رسانهای بوده است.»
«میز فرهنگ» و مسئله تصمیمگیری مبتنی بر شواهد
برنامه «میز فرهنگ» در این قسمت تلاش کرد نسبت میان پژوهش و تصمیمگیری فرهنگی را از دو منظر بررسی کند؛ از یک سو، اهمیت استفاده از داده در شناخت دقیقتر نیازها و تحولات فرهنگی و از سوی دیگر، ضرورت ارزیابی علمی پیامدهای برنامهها و سیاستهای فرهنگی.
مرتضی یادگاری مهمان حضوری این برنامه بود و فاطمه سادات واثق، پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی و متخصص مطالعات فرهنگ و رسانه، بهصورت تلفنی در برنامه حضور داشت.
این برنامه با اجرای ناصر قوامپور، تهیهکنندگی اسماعیل شامانیان و هماهنگی بهاره آزادی روز یکشنبه ۱۰ آبان ۱۴۰۵ از رادیو فرهنگ پخش شد.

برچسب ها :اندیشگاه روایت ایرانی ، پژوهش فرهنگی ، رادیو فرهنگ ، فاطمه سادات واثق ، میز فرهنگ
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0