بازخوانی هویت ایرانی در رقابت برای دیدهشدن
از کوروش تا هالووین؛ چرا میراث ما در عصر «اقتصاد توجه» کمتر دیده میشود؟

به گزارش پایگاه خبری قاصدک شرق؛ این روزها با توجه به هالووین، تصاویر مهمانیها و لباسهای خاص در شبکههای اجتماعی بیشتر دیده میشود. برای برخی، این مراسم تنها یک تجربه سرگرمکننده است؛ اما وقتی یک مناسبت وارداتی به پدیدهای فراگیر و وسیلهای برای نمایش سبک زندگی تبدیل میشود، پرسش از دلایل جذابیت آن نیز اهمیت پیدا میکند. در این یاداشت اختصاصی پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی از منظر اقتصاد توجه بررسی کرده است:
از کوروش تا هالووین؛ بازخوانی هویت ایرانی در عصر اقتصاد توجه
نویسنده: محسن قلیزاده بستان آباد
پژوهشگر اندیشگاه روایت ایرانی
ایران با تمدنی چند هزار ساله، سرزمینی است که برای افتخار کردن، جشن گرفتن، بزرگداشت بزرگان و آموختن از گذشته خود، سرمایهای کمنظیر در اختیار دارد. از نوروز و شب یلدا تا یادگارهای تاریخی این سرزمین، از فردوسی و حافظ و سعدی تا میراثی که در پیوند تاریخ ایران با فرهنگ اسلامی شکل گرفته است، مجموعهای از داشتههای فرهنگی داریم که میتوانند زمینهساز شادی، همبستگی اجتماعی و تقویت هویت نسلهای مختلف باشند.
در کنار این میراث تاریخی، عشق و ارادت ایرانیان به پیامبر اسلام(ص) و اهلبیت(ع) نیز جایگاهی عمیق در فرهنگ و زندگی مردم دارد. از محرم و عاشورا تا عید غدیر و میلاد پیامبر(ص) و اهلبیت، هم مناسبتهایی برای بزرگداشت داریم و هم آموزههایی برای زندگی؛ از عدالتخواهی و حقطلبی امام علی(ع) تا آزادگی و مسئولیتپذیری در مکتب امام حسین(ع).
با چنین پیشینهای، این پرسش قابل تأمل است که چرا در بخشی از جامعه، مناسبتهایی مانند هالووین و کریسمس تا این اندازه مورد توجه قرار میگیرند، در حالی که بسیاری از ظرفیتهای فرهنگی، تاریخی و دینی خودمان هنوز آنطور که شایسته است، در زندگی روزمره و انتخابهای نسل جوان حضور ندارند؟
مسئله فقط یک جشن نیست با نزدیک شدن به هالووین، تصاویر مهمانیها، لباسهای خاص و تزئینات پرزرقوبرق در شبکههای اجتماعی بیشتر دیده میشوند. برای برخی، این مراسم فرصتی برای سرگرمی و تجربهای متفاوت است؛ بنابراین، نمیتوان صرف شرکت در چنین جشنهایی را نشانه بیعلاقگی به ایران یا فاصله گرفتن از فرهنگ و دین دانست.
بااینحال، وقتی یک مناسبت در میان گروهی از جوانان به پدیدهای فراگیر و وسیلهای برای نمایش سبک زندگی تبدیل میشود، بهتر است به دلایل جذابیت آن نیز توجه کنیم. ایران برای شادی، گردهمایی، بزرگداشت شخصیتهای اثرگذار و الگوبرداری از بزرگان خود، ظرفیتهای فراوانی دارد. فرهنگ اسلامی نیز در کنار این میراث، سرشار از مناسبتها و آموزههایی است که میتوانند به زندگی فردی و اجتماعی معنا ببخشند. با وجود این، گاهی برای معرفی و برگزاری یک جشن وارداتی، خلاقیت و اشتیاق بیشتری دیده میشود تا برای زنده نگه داشتن و جذاب کردن میراث خودمان. این تفاوت را نمیتوان صرفاً به سلیقه افراد نسبت داد. بخشی از پاسخ را باید در فضایی جستوجو کرد که امروز بر شکلگیری سلیقهها و رفتارهای اجتماعی اثر میگذارد.
اقتصاد توجه؛ رقابت برای دیدهشدن در دنیای امروز، توجه مردم به سرمایهای ارزشمند تبدیل شده است. شبکههای اجتماعی به افراد امکان میدهند سبک زندگی، علایق و تجربههای خود را به نمایش بگذارند؛ اما در این فضا، محتوایی که متفاوتتر، چشمگیرتر و مناسبتر برای انتشار باشد، معمولاً شانس بیشتری برای دیدهشدن دارد.
هالووین از این نظر ظرفیت بالایی دارد. لباسهای متفاوت، چهرهآرایی و دکورهای خاص، تصاویری تولید میکنند که بهسادگی در شبکههای اجتماعی منتشر میشوند و واکنش مخاطبان را برمیانگیزند. به این ترتیب، یک مراسم چندساعته میتواند به فرصتی برای نمایش سبک زندگی و جلب توجه دیگران تبدیل شود. در چنین فضایی، ممکن است برخی افراد نه از سر شناخت عمیق یا علاقه جدی به یک فرهنگ، بلکه برای همراهی با دوستان، عقب نماندن از جریان رایج یا دریافت تأیید دیگران به این مناسبتها گرایش پیدا کنند. گاهی آنچه اهمیت پیدا میکند، نه خود جشن، بلکه تصویری است که فرد از حضورش در آن به دیگران ارائه میدهد. اقتصاد توجه بهتدریج میتواند بر معیارهای ما برای انتخاب نیز اثر بگذارد. وقتی یک رفتار بیشتر دیده میشود و واکنش مثبت بیشتری دریافت میکند، احتمال دارد در ذهن دیگران نیز جذابتر و ارزشمندتر جلوه کند؛ حتی اگر از نظر فرهنگی، عمیقترین یا معنادارترین انتخاب ممکن نباشد.
تجملگرایی و هزینه کردن در شرایط اقتصادی امروز ایران، وجه دیگری نیز دارد. زمانی که بسیاری از خانوادهها برای تأمین هزینههای مسکن، درمان، آموزش و نیازهای روزمره با دشواری روبهرو هستند، انتشار تصاویر جشنهای پرهزینه و سبکهای زندگی تجملی میتواند احساس فاصله طبقاتی را تشدید کند. در میان برگزارکنندگان چنین مراسمی، ممکن است افرادی نیز باشند که به دلیل برخورداری از ثروت، قدرت یا موقعیت اجتماعی، امکان نمایش سبک زندگی پرهزینهتری دارند. در برخی موارد، پرسش درباره منشأ این برخورداریها و احتمال استفاده نادرست از موقعیتهای اقتصادی و اجتماعی نیز قابل طرح است؛ بهویژه در جامعهای که بخش قابل توجهی از مردم با فشارهای معیشتی دستوپنجه نرم میکنند. بااینحال، منصفانه نیست که همه شرکتکنندگان در این جشنها را در یک گروه قرار دهیم یا صرفاً بر اساس چند تصویر درباره وضعیت مالی و منشأ ثروت افراد قضاوت کنیم. همه کسانی که در این مراسم حضور دارند، الزاماً برخوردار از ثروت یا موقعیت ویژه نیستند. برخی شاید صرفاً به دنبال تجربهای تازه باشند و برخی دیگر، بیش از هر چیز، نمیخواهند از موجی که در میان دوستان و همنسلانشان شکل گرفته است، عقب بمانند. همین تفاوتها نشان میدهد که مسئله فقط ثروت و تجمل نیست. گاهی میل به دیدهشدن و تأیید اجتماعی، افراد را به سمت رفتارهایی سوق میدهد که شاید در شرایط عادی انتخاب اول آنها نباشد.
در نتیجه، اقتصاد توجه نهتنها بر سلیقه فرهنگی افراد، بلکه بر تصور آنها از موفقیت، منزلت اجتماعی و حتی ارزش شخصیشان نیز تأثیر میگذارد.
خلأ فرهنگی را نمیتوان فقط به جوانان نسبت داد برای فهم این وضعیت، نباید تنها به رفتار نسل جوان نگاه کرد. خانواده، نظام آموزشی، رسانهها و نهادهای فرهنگی نیز در شکلگیری علایق و انتخابهای فرهنگی نقش دارند.
جوانی که هر روز با انبوهی از تصاویر جذاب و الگوهای پرطرفدار در شبکههای اجتماعی روبهروست، طبیعتاً از محیط پیرامون خود تأثیر میپذیرد. اگر در خانواده و جامعه، ارتباطی زنده و جذاب با تاریخ ایران، ادبیات فارسی، آیینهای ملی و آموزههای اخلاقی اسلام برقرار نشده باشد، جریانهای رسانهای میتوانند این خلأ را بهسرعت پر کنند.
نمیتوان انتظار داشت نسل جدید خودبهخود به ارزشهایی علاقهمند شود که فرصت شناخت، تجربه و ارتباط واقعی با آنها را پیدا نکرده است. تکرار این جمله که ایران تمدنی بزرگ دارد یا باید به فرهنگ خود افتخار کنیم، بهتنهایی برای ایجاد چنین ارتباطی کافی نیست. اگر میخواهیم جوانان با فردوسی و حافظ ارتباط برقرار کنند، باید نشان دهیم که آثار آنها هنوز برای زندگی امروز حرفی برای گفتن دارند. اگر از عدالت امام علی(ع) سخن میگوییم، باید نسبت آن را با رعایت حقوق مردم و مقابله با تبعیض روشن کنیم. اگر از آزادگی امام حسین(ع) یاد میکنیم، باید امکان گفتوگو درباره عزت انسانی، مسئولیتپذیری و ایستادگی در برابر ظلم را فراهم کنیم. همین نگاه درباره آیینهای ایرانی نیز صادق است. نوروز، شب یلدا و دیگر مناسبتهای فرهنگی زمانی میتوانند جایگاه ماندگارتری در زندگی نسل جدید داشته باشند که از قالب تکرارهای معمول خارج شوند و با خلاقیت، مشارکت و نیازهای امروز جامعه پیوند بخورند.
فرهنگ زمانی در زندگی مردم ریشه میدواند که از سطح توصیه و شعار فراتر برود و به تجربهای ملموس، جذاب و معنادار تبدیل شود. سرمایه فرهنگی فراوان است؛ مسئله، شیوه معرفی آن است مشکل جامعه ما کمبود مناسبت، شخصیت تاریخی یا ارزش فرهنگی نیست؛ مسئله این است که همیشه نتوانستهایم این سرمایهها را با زبان و نیازهای امروز پیوند دهیم. برای شادی و گردهمایی، آیینهای ملی و مناسبتهای فرهنگی فراوانی داریم. برای الگوبرداری اخلاقی، تاریخ ایران و سیره پیامبر(ص) و اهلبیت(ع) سرشار از نمونههایی است که میتوانند راهنمای زندگی فردی و اجتماعی باشند. برای تقویت هویت مشترک نیز میراثی داریم که نسلهای مختلف میتوانند در آن سهیم شوند. اما اگر این ظرفیتها تنها در کتابها، تقویمها، سخنرانیها و مراسم رسمی باقی بمانند، طبیعی است که در رقابت با محتوای جذاب و پرسرعت شبکههای اجتماعی کمتر دیده شوند.
نهادهای فرهنگی، رسانهها، خانوادهها و فعالان فضای مجازی باید به این پرسش پاسخ دهند که چگونه میتوان میراث ایرانی و اسلامی را به شکلی معرفی کرد که نسل جوان نه از سر اجبار، بلکه با علاقه به آن نزدیک شود. چگونه میتوان مناسبتهای ملی و مذهبی را به تجربههایی زنده و مشارکتی تبدیل کرد؟ و چگونه میتوان ارزشهای اخلاقی را از قالب جملات زیبا بیرون آورد و به مسائل واقعی زندگی پیوند زد؟
قرار نیست برای حفظ هویت خود، ارتباطمان را با جهان قطع کنیم. تعامل با فرهنگهای دیگر میتواند فرصتی برای شناخت و تجربه باشد. اما این تعامل زمانی آگاهانه است که در کنار شناخت فرهنگهای دیگر، از شناخت و ارج نهادن به میراث خود نیز غافل نباشیم.
نتیجهگیری:
ایران با تمدنی چند هزار ساله، ادبیاتی غنی، آیینهای ریشهدار و فرهنگی که در طول قرنها با آموزههای اسلام و عشق به اهلبیت(ع) پیوند خورده است، برای شادی، بزرگداشت بزرگان، ساختن هویت مشترک و یافتن راهنمای زندگی، سرمایهای کمنظیر در اختیار دارد. بنابراین، مسئله اصلی این نیست که چرا عدهای هالووین یا کریسمس را تجربه میکنند. مسئله این است که چرا گاهی آنچه از بیرون میآید، به دلیل جذابیت رسانهای و تأیید اجتماعی، بیشتر از داشتههای خودمان مورد توجه قرار میگیرد؛ و چرا نتوانستهایم بخشی از میراث ارزشمندمان را به تجربهای زنده و اثرگذار برای نسل امروز تبدیل کنیم.
در این میان، باید هم نسبت به نابرابری و نمایش تجمل حساس بود و هم سازوکارهایی را شناخت که افراد را به رقابت برای دیدهشدن سوق میدهند. سرزنش یک نسل، بدون بررسی سهم خانواده، جامعه و نهادهای فرهنگی، راهحل پایداری به همراه نخواهد داشت.
اگر فرهنگ ایرانی و اسلامی را به افتخار به گذشته و تکرار چند شعار محدود کنیم، نباید تعجب کنیم که در عصر اقتصاد توجه، بخشی از نسل جوان به سمت چیزی برود که بیشتر میبیند، بیشتر دربارهاش میشنود و در جمع همنسلانش بیشتر بابت آن تأیید میشود.
مسئولیت ما این است که میراث تاریخی ایران، محبت به اهلبیت(ع) و ارزشهای اخلاقی اسلام را از سطح یادآوری و بزرگداشت صرف فراتر ببریم و آنها را به بخشی زنده، جذاب و اثرگذار از زندگی امروز تبدیل کنیم؛ فرهنگی که نسل جوان بتواند آن را بشناسد، با آن ارتباط برقرار کند و با افتخار به نسل بعد بسپارد و برای برگزاری جشن ها و شعائر فرهنگی خودمان شور و ذوق داشته باشد.

برچسب ها :اندیشگاه روایت ، اندیشگاه روایت ایرانی ، روایت ایرانی ، فرهنگ ایرانی ، محسن قلیزاده بستانآباد ، هالوین
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.








ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0